|
» امروز |

شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.
متشكرم
اوباما بدتر از بوش
پرسشی از تاریخ
استمنا؛ آری یا خیر!
باراک اوباما؛ رییس جمهور ایالات متحده
پست جدید به پاس اظهارات مشایی!!
مهدی جامی و رادیو زمانه
اندر احوالات سروش
گاف مثل گلشیفته
چگونه فیلم حاج آقا منتشر کنیم و معروف شویم
طنز جالب کیهان درباره گلشیفته فراهانی
احمدینژاد و احمدینژادیها
آقای نجف زاده! نگران نباش، مردم میفهمند
حالا توکلی می ماند و ...!
حمایت از مدیر سایت عدالتخانه
نشست خبری فیلم دعوت (عکس)
تهدید زنانه (عکس)
چرا احمدی نژاد محبوب است؟
احمد خاتمی: تق لیبرال دموکراسی درآمده
همسر یک جانباز: از شدت درد خوابش نمیبرد
رونمایی از گلشیفته فراهانی
سکوت گوش خراش یک رییس جمهور
انحلال کمیته دختران حزب مشارکت به خاطر بروز مسائل غیر اخلاقی
مسیح جان، تو هم میتوانی عریان شوی
گلشیفته خودشیفته
بازیگر لعنتی
چرا گلشیفته سوّمین گزینه را انتخاب کرد؟
یك بازیگر زن دیگر در دام مافیای هالیوود
مدیران اصلاح طلب و مدارک دانشگاهی تقلبی
آقای خاتمی! خاطرات تلخ دوران شما از یادها نخواهد رفت
عمومی ( 97 )
سیاسی ( 82 )
ادبیات ( 32 )
تلویزیون ( 21 )
سینمایی ( 35 )
دانشگاه ( 11 )
سرگرمی ( 23 )
عاشقانه ( 31 )
فنآوری ( 7 )
مذهبی ( 93 )
اجتماعی ( 71 )
حوادث ( 72 )
موسیقی ( 14 )
ورزشی ( 35 )
عمران ( 0 )
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
با علی در بدر بودی یا نهروان
با علی در بدر بودن شرط نیست :: ای برادر نهروان در پیش روست

1-کتاب عالیجناب سرخپوش رو یادتون هست؟ این کتاب که در آن به هاشمی رفسنجانی اهانتهای شدیدی شده بود به کتاب موعود و حتی مقدس اصلاح طلبان تبدیل شده بود اما امروز اصلاح طلبان از حامیان شدید هاشمی هستند.
2-شعار (( هاشمی عراقی اخراج باید گردد )) یکی از معروفترین شعارهایی بود که توسط اصلاح طلبان در آغاز فعالیتهای هاشمی شاهرودی سر داده می شد اما امروز اصلاح طلبان حامی شاهرودی هستند.
-
نتیجه : اخیرا بیماری بسیار خطرناک و واگیردار بوقلمون صفتی در ایران رایج شده است.مواظب باشید مبتلا نشوید.
لینك ثابت
نظرات ( )
مرثیه ای برای آزادی
تمام اتفاقات ۲۸ مرداد را می شود در یک جمله خلاصه کرد : (( تمام آرزوهای آزادی خواهی و استقلال طلبی یک ملت ۲۶ سال به تاخیر افتاد )).اصلا قصد ندارم بگم کی مقصر بوده چون نه صلاحیت اش را دارم و نه حوصله جر و بحث را.فقط :
-
ای کاش مصدق و کاشانی با هم کنار می آمدند.
ای کاش محمدرضا پهلوی خائن نبود.
ای کاش بریتانیای کبیر نابود می شد.
ای کاش شعبون بی مخ یه خرده مخ داشت.
ای کاش ...
ای کاش ای کاش ها واقعیت داشتند.

پی نوشت:
-
بابت مطلب قبلی که امیر نوشته بود از تمام مخاطبان وبلاگ عذرخواهی می کنم.
بودن و نبودن-جامعه شناسی شرک
آنان که رفتند کاری حسینی کردند.
آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند.
آری در نتوانستن بایستی است...
پیاده شو با هم بریم
اخیرا جناب آقای شاهرودی دامت اضافاته !!! در اظهاراتی ابراز داشته اند که تغییر مکرر مدیران و وزیران فایده ندارد.ایشان با این اظهار نظر دولت را بی اعتبار و از هستی ساقط کردند و نشان دادند که دولت نهم هیچگونه خدمتی انجام نداده است !!!

یکی نیست به این برادر عزیز بگوید (( داداش پیاده شده با هم بریم )).شما اگه لالایی بلدی چرا خودت والیوم می خوری تا بخوابی؟ متاسفانه شما بر مسند تاریک ترین نقطه نظام مقدس جمهوری اسلامی نشسته اید و تکیه گاه تخت قدرتتان بر روی افراد بی گناهی استوار است که به لطف قضات شریف و زحمت کش قوه قضاییه قربانی بی عدالتی شده اند.پر بیراه نیست اگر بگوییم سرچشمه تمامی مشکلات ایران ناشی از ضعف مفرط در نظام قضایی است.نظام قضایی ایران متاسفانه بر پایه رشوه گیری و ارتشا بنا شده است.البته کاملا قابل درک است کسانی که بویی از عدالت نبرده اند در برابر احمدی نژاد که قصد برپایی عدالت را دارد جبهه گیری کنند.به این اسامی دقت کنید : هاشمی رفسنجانی-خاتمی-محسن رضایی-هاشمی شاهرودی.اینها گل سرسبد مقابله با احمدی نژاد هستند که معلوم نیست بنا به کدام دلیل با او مخالفت می کنند؟
آقای شاهرودی ! پیشنهاد می کنم راه آقای هاشمی را در پیش نگیرید چون در نهایت چیزی که نصیبتان می شود دختران اسکیت سواری هستند که عبارت SHAHROODI 2007 را بر روی مانتوهای تنگ خود نصب کرده اند و موهای خود را طبق جدیدترین متد ولایت شما آرایش کرده اند !!
-
پی نوشت:
اخیرا حملات بر ضد احمدی نژاد زیاد شده است.لینکهای زیر پاسخی به این حملات ناجوانمردانه است.
-
ایرج میرزا : این بار شرق می خوانم
جناب بهنود... من هم به احمدی نژاد رای میدهم
-
آپدیت:
اخراجیها: سینمای گلگیر عقب
به مناسبت در افشانی های اخیر مسعود ده نمکی
-
بر همگان واضح و مبرهن است که سینما علاوه بر آنکه هنر هفتم و هنر هنرها بوده، در شرایط خطیر کنونی از اهم امور نیز میباشد. به طوری که دشمنان ما با استفاده ابزاری از این ابزار گامهای قشنگی در جهت تخریب فرهنگ فاخر ما برداشتهاند. از جمله فیلم ضدایرانی، ضدانسانی، فرهنگستیز و مخرب 300 که به زیبایی هرچه تمامتر فرهنگ 10000 ساله ایران عزیز را نابود کرد. لذا لازم است تا اصحاب قلم و اندیشه (خودمان و دیگران) ضمن توجه به این موضوع، اذهان عمومی را به سمت این هنر جلب نموده و با معرفی و ترویج فیلمهای فاخر ایرانی موجبات رشد و تعالی فرهنگ ملت عزیز ایران اسلامی را فراهم آورند. پس مجدداً لذا ما در این مجال میکوشیم ضمن کارهای دیگری که میکنیم، به طور منظم دقیقاً هر چند وقت یکبار با معرفی فیلمهای فاخر ایرانی اذهان عمومی را به سمت این فیلمها جلب نموده و به سهم خود موجبات رشد و تعالی فرهنگ ملت عزیز ایران اسلامی را فراهم آوریم.
نام فیلم: بزن بریم کی به کیه؟!
کارگردان: کار گروهی
جلوههای ویژه: هوارتا!
مدیر فیلمبرداری: برادر متعهدیان
موسیقی: استاد متفکریان
تهیهکننده: برادر کیسهساز
بازیگران: خودتو با من چیکار داری؟، کامبیز خلاف، جواد ترقه، غلام شیشلولبند و فخرالدین صدیقشریف در نقش مثبت.
خلاصه داستان:
جمعی از اراذل محل که البته دلهای پاکی دارند و جزو جوانان همین سرزمین محسوب میشوند سر کوچه ایستادهاند و ضمن چرخاندان زنجیر (به نشانهی اعتراض به برخی موارد) و تسبیح (به نشانهی تمایل درونی به معنویت) یکی از دختران محل را که همچون پنجهی آفتاب قرار دارد، مورد رؤیت قرار میدهند. یکی از این جوانان به نام کامبیز خلاف عاشق این دختر است، اما اگرچه پدر دختر خودش دوتار میزند (به نشانهی برخورداری از پایگاه اصیل هویتی) اما برادر نامردی دارد که مخالف ازدواج آنهاست. در این میان یک حاجی (به نشانهی محمدرضا شریفینیا) نیز وجود دارد که علیرغم ارتباط با حاجآقای محل (به نشانهی احترام به نهاد روحانیت) از خوی ناپسند ریاکاری و ظاهربینی (به نشانهی ریاکاری و ظاهربینی) رنج میبرد.
در نهایت کامبیز و دوستان تصمیم میگیرند که با عزیمت به جبهههای نبرد حق علیه باطل، ضمن فراهمسازی زمینههای تحول انفسی خود، اخلاص، شجاعت و پایمردی همدیگر را نیز به نمایش گذاشته و ثابت کنند که همه مردم در دفاع مقدس شرکت کرده و همهی شهدا نیز پسر پیغمبر نبودهاند. آنها در آزمون گزینش شرکت کرده و به سختی قبول میشوند و فردای آن روز به همراه حاجآقا (به نشانهی حضور فعال روحانیت) و حاجی (به نشانهی افرادی که از راه آرمانهای انقلاب نان میخورند) راهی جبهههای نبرد میشوند.
آنها در راه با زمزمهکردن ترانههای عباس قادری و جواد یساری و امثالهم و نیز قرائت جوکهای اساماسی با صدای بلند، علاوه بر ایجاد فضای نشاط، مخاطبان را به سینما جذب کرده و آنها را از خطوط قرمز عبور میدهند. آنها پس از طی مسافتی (به نشانهی هجرت که خودش به نشانهی مرحله اول در سلوک نفسانی به سوی حقیقت میباشد) به جبهههای جنگ میرسند. در آنجا حاجفرمانده، نخست جلوی آنها را گرفته از ورود آنها به اردوگاه ممانعت به عمل آورد، اما در ادامه با وساطت حاجآقا (به نشانهی محبت روحانیت) به حضور آنها راضی میگردد.
آنها پس از ورود به اردوگاه شروع به تحول میکنند. سپس به کنج خلوتی رفته، ضمن عبادت پروردگار به شرب خمر، بازی با آلات قمار، تعریف جوکهای "کاف" دار و نیز قرائت سرودهای غیرانقلابی (همگی به نشانهی زیاد بودن راههای رسیدن به خدا و نیز مهربان بودن خدا قربونش برم) میپردازند. آنها در طی چند روزی که در اردوگاه هستند ضمن آشنا شدن با عزیزانی چون سیدجواد هاشمی (به نشانه ی سینمای دفاع مقدس)، جناب سرهنگ (به نشانهی ارتشیان غیور جمهوری اسلامی که با رشادت در سالهای جنگ افتخارآفرین بودند) و عزیزان دیگر، با تیراندازی، خنثی کردن نارنجک، شیوه تشخیص بوی بادام از بوی باقالی و فنون جنگی دیگر آشنا شده، پلهپله به ملاقات خدا نزدیکتر میشوند.
تا آنکه روز عملیات فرا میرسد. در آن روز علیرغم مخالفت حاجفرمانده که به حضور تمام اقشار جامعه در دفاع مقدس و نیز پسر پیغمبر نبودن شهدا اعتقاد ندارد، کامبیز خلاف و بقیه اراذل که از فرزندان همین مرزوبوم هستند، راهی خطوط مقدم میشوند. و این مرحلهای بزرگ در زندگی آنهاست. آنها در آنجا طی یک روز کاری به طور متوالی با انواع جلوههای دفاع مقدس آشنا میشوند. جلوههایی از قبیل حملهی شیمیایی دشمن بعثی به مردم غیرنظامی (به نشانهی عروس حلبچه)، ورود تانکهای دشمن به سنگرهای و بیمارستانهای صحرایی (به نشانهی هیوا)، عبور از میدان مین به شیوهای مرامانگیز (به نشانهی عبور)، شلیک گلوله از هلیکوپتر و پرت شدن خاک به هوا (به نشانهی دوئل) و نیز جلوههای ویژه دیگر که هریک نشانهای برای موارد دیگر هستند.
تماشای این جلوهها موجب میشود اراذل مربوطه به خود بیابند و دیگر گرد خلاف نگردند. در نهایت کامبیز خلاف (به نشانهی قهرمان داستان) بر خلاف کلیشههای رایج که در آنها قهرمان فیلم به طرز ناگهانی دچار تحول میشود، بدون هیچگونه تحولی و صرفاً به ارادهی پروردگار شهید شده به دیار باقی میشتابد و در اینجا دکتر محمد اصفهانی با اجرای ترانهای معنوی (به نشانهی هنر متعالی) پایان زیبایی بر این فیلم سراسر خنده و معنویت رقم میزند.
نقد و نظر:
"بزن بریم..." فیلمی است متعلق به سینمای بدنه و حتی سینمای نواحی گلگیر عقب. این فیلم با بهرهگیری از پشتوانهی عظیم سینمای مردمی دهههای چهل و پنجاه، و ضمن وفاداری به تمامی سنتهای این سینما و با دقت در اینکه مبادا حتی یکی از این سنتها مغفول بماند، میکوشد حضور اقشار فراموش شدهی جامعه را در صحنه به نمایش بگذارد.
"بزن بریم" بر خلاف ظاهرش از تکنیکها و راهبردهای هنری استفاده کرده است. بازیهای بازیگران با تلفیقی از مکتبهای روحوضی، برشت، آتقی، سیاهبازی، استانیسلاوسکی، فردین و غیره تماشاگر را به شدت هر چه تمامتر از خنده رودهبر میکند. در کارگردانی نیز شیوههای مختلفی از قبیل "بگیر بریم دیر شد"، "سه دو یک اکشن"، "یدالله اسکورسیزی"، "همون که تو اون یکی فیلمت بود"، "بداههپردازی"، "هرچی ممدرضا بگه"، "بوم نیاد توی کادر"، و غیره به کار رفته که شیرینی خاصی به کار بخشیده است.
منطق سیال پستمدرنیستی بر جایجای فیلم سیطره دارد. زمان و مکان در پویهای دائم، منطق متعارف را ترکانده و گذشته و حال و اینجا و آنجا را در هم فرو میکنند. حال در گذشته حضوری عینی مییابد. مثلاً در سکانس اتوبوس که از فصلهای درخشان "بزن بریم..." است، افراد جوکهای اساماسی سالهای میانی دههی هشتاد را در اواسط دههی شصت برای یکدیگر میخوانند و گویی زمان را به بازی میگیرند. این سیلان بدون اینکه ارتباط تماشاگر عام را با فیلم مخدوش کند، فقط ارتباط تماشاگر خاص را مخدوش میکند، و این نشانگر تسلط فیلمساز بر مدیوم سینماست. از دیگر شاخصههای "بزن بریم..." چیزهای دیگری هم هست که فعلاً قابل ذکر نیست.
..: آخرین ارسال ها :..
هر کس به طریقی دل ما می شکند
آقای احمدی نژاد، لجبازی با چه کسی؟!
آقای هاشمی! یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران
یاد باد آن روزگاران
آقای احمدی نژاد، لطفا احمدی نژادی باش
چرا احمدی نژاد ؟
مخالفی که راه را به ما یاد داد
شبهه زدایی
بوی تعفن می دهید
استیضاح لازم بود ولی کافی نیست
ساقی عزیز، می ترسم
قضاوت با خودتان (قسمت ششم)
صفوان جمّال و اقتصاد جهانی
حجاب از دیدگاه نویسنده اعتماد ملی
در محضر استاد رحیم پور
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by Mehdinews.com
The Template Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.Mehdinews.com