|
» امروز |

شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.
متشكرم
اوباما بدتر از بوش
پرسشی از تاریخ
استمنا؛ آری یا خیر!
باراک اوباما؛ رییس جمهور ایالات متحده
پست جدید به پاس اظهارات مشایی!!
مهدی جامی و رادیو زمانه
اندر احوالات سروش
گاف مثل گلشیفته
چگونه فیلم حاج آقا منتشر کنیم و معروف شویم
طنز جالب کیهان درباره گلشیفته فراهانی
احمدینژاد و احمدینژادیها
آقای نجف زاده! نگران نباش، مردم میفهمند
حالا توکلی می ماند و ...!
حمایت از مدیر سایت عدالتخانه
نشست خبری فیلم دعوت (عکس)
تهدید زنانه (عکس)
چرا احمدی نژاد محبوب است؟
احمد خاتمی: تق لیبرال دموکراسی درآمده
همسر یک جانباز: از شدت درد خوابش نمیبرد
رونمایی از گلشیفته فراهانی
سکوت گوش خراش یک رییس جمهور
انحلال کمیته دختران حزب مشارکت به خاطر بروز مسائل غیر اخلاقی
مسیح جان، تو هم میتوانی عریان شوی
گلشیفته خودشیفته
بازیگر لعنتی
چرا گلشیفته سوّمین گزینه را انتخاب کرد؟
یك بازیگر زن دیگر در دام مافیای هالیوود
مدیران اصلاح طلب و مدارک دانشگاهی تقلبی
آقای خاتمی! خاطرات تلخ دوران شما از یادها نخواهد رفت
عمومی ( 97 )
سیاسی ( 82 )
ادبیات ( 32 )
تلویزیون ( 21 )
سینمایی ( 35 )
دانشگاه ( 11 )
سرگرمی ( 23 )
عاشقانه ( 31 )
فنآوری ( 7 )
مذهبی ( 93 )
اجتماعی ( 71 )
حوادث ( 72 )
موسیقی ( 14 )
ورزشی ( 35 )
عمران ( 0 )
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
روز مادر مبارک

-
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را دیده ای ؟
او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.
گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.
-این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها.
خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.
یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید،
از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.
یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.
فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .
خداوند فرمود : نمی شود !!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسید : فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید : اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت : اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا" حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند
خداوند گفت : این مخلوق عظیم فقط یك عیب دارد
فرشته پرسید : چه عیبی ؟
خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند.
لینك ثابت
نظرات ( )
زیدان: ماتراتزی به مادر و خواهرم توهین کرد
- او در مصاحبه با تلویزیون فرانسه گفت چیزی که ماتراتزی به او گفته، "توهینی بسیار شخصی علیه زنان خانواده" وی بوده است. این نخستین مصاحبه تلویزیونی زین الدین زیدان پس از حادثه بازی نهایی جام جهانی است که منجر به اخراج او شد. زیدان در پاسخ به این پرسش که چه عملی از سوی حریف ایتالیایی او، باعث چنین واکنش تندی شد، گفت: " این عمل خیلی توهین آمیز بود، بسیار شخصی بود. او به مادر و خواهرم توهین کرد. حرفهای خیلی سختی زد". کاپیتان تیم ملی فرانسه نایب قهرمان جام جهانی 2006 افزود: "شما یک بار که چنین حرفی را بشنوید، می توانید از آن بگذرید به راه خود ادامه دهید، من هم این کار را کردم، اما او برای بار دوم و سوم آن حرفها را تکرار کرد. زیدان گفت که او پیش از هر چیز یک انسان است و ترجیح می داد با مشت به صورتش بزنند اما آن حرفها را نشنود. او گفت که از واکنش خود پشیمان نیست اما برای طرفداران فوتبال و بچه هایی که در سراسر دنیا این حادثه را دیده انده، متاسف است. خبرنگار بی بی سی که به همراه شماری از علاقه مندان فوتبال، در یک کافه در پاریس، پخش مستقیم مصاحبه زین الدین زیدان را تماشا کرده، می گوید به نظر می رسید این مردم قهرمان شان را بخشیده اند. آنها وقتی صحنه ضربه سر زیدان به سینه ماتراتزی از تلویزیون بازپخش شد، بی اختیار فریاد شادی سر دادند. این خبرنگار بی بی سی می افزاید، به نظر می رسد مردم فرانسه، به جای محکوم کردن زیدان به خاطر عمل غیر ورزشی اش، احساس او را درک کرده اند. اعتراف زیدان به اینکه واکنش او در برابر ماتراتزی، یک ضعف بشری بوده است، او را بیش از پیش محبوب تر کرده است. مارکو ماتراتزی روز سه شنبه در دفاع از خود در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی "لا گاتستا دلو اسپرت" گفت: " توهین من به زیدان چیزی در اندازه توهین هایی است که ده ها بار در جریان بازی می شنوی ولی پس از پایان بازی فراموش می شود." او گفت: " من زیدان را تروریست ننامیدم و مطمئنا از مادرش هم چیزی نگفتم." زین الدین زیدان هم، در مصاحبه خود با تلویزیون فرانسه، از این ادعا که ماتراتزی او را تروریست نامیده باشد، حرفی نزد. او که در شهر مارسی فرانسه به دنیا آمده، فرزند یک خانواده مهاجر الجزایری است.
دعا کنید.... برای همه دعا کنید

--
من فردا کنکور دارم.برام دعا کنید.
شهادت حضرت فاطمه (س)
دركتاب "كشفُ الغُمَّةِ فی مَعرفةِ الائمَّة، از قول امّ المؤمنین نقل شده است كه فرمود: فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله در سیما و شمایل به رسول خدا صلى الله علیه و آله از همه كس شبیهتر بود.(1)
از عایشه نقل شده كه مىگوید: من كسى را در سخن گفتن شبیهتر از فاطمه علیهاالسلام به رسول خدا صلى الله علیه و آله ندیدم . چون بر پیامبر صلى الله علیه و آله وارد مىشد، آن حضرت دستش را مىگرفت، مىبوسید و در كنار خود مىنشاند و چون پیامبر صلى الله علیه و آله بر فاطمه علیهاالسلام وارد مىشد فاطمه از جا بلند مىشد و به استقبال آن حضرت مىرفت و پدر را مىبوسید و دستش را مىگرفت و در جاى خود مىنشاند.(2)
و از عایشه نقل شده است كه از فاطمه یاد كرد و گفت: من جز پدرش (پیامبر صلى الله علیه و آله) كسى را راستگوتر از او ندیدم. (3)
از جابر نقل شده كه مىگوید: هیچ وقت فاطمه را در حال راه رفتن ندیدم مگر این كه به یاد رسول خدا صلى الله علیه و آله افتادم كه گاهى به سمت راست و گاهى به سمت چپ متمایل مىشد.(4)
از عایشه پرسیدند: چه كسى از همه مردم نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله محبوبتر بود؟ گفت: فاطمه. گفتند: ما تنها از مردان مىپرسیم؟ گفت: همسر فاطمه.(5)
از مجاهد نقل شده كه مىگوید: پیامبر صلى الله علیه و آله از خانه بیرون شد در حالى كه دست فاطمه را گرفته بود. فرمود: "هر كه این را مىشناسد و هر كه نمىشناسد، بداند كه این فاطمه دختر محمد صلى الله علیه و آله پاره تن من و قلب و روح من است، هر كه او را بیازارد مرا آزرده، و هر كه مرا بیازارد خدا را آزرده است." |
از ثوبان خادم رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل شده كه مىگوید: وقتى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله مسافرت مىكرد، با آخرین كسى كه از اهل خانه خداحافظى مىكرد، فاطمه بود و چون از سفر برمىگشت، نخستین كسى را كه دیدن مىكرد، فاطمه بود.
از موسى بن جعفر علیه السلام به نقل از پدران بزرگوارش، روایت شده كه گوید: "على علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله بر دخترش فاطمه علیهاالسلام وارد شد و در گردنش گردنبندى مشاهده كرد، صورتش را از او برگرداند، فاطمه علیهاالسلام آن گردنبند را برید و دور انداخت، رسول خدا صلى الله علیه و آله رو به دخترش كرد، و فرمود: فاطمه! تو از منى، آنگاه فقیرى آمد، گردنبند را به او داد سپس رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند سخت خشمناك است بر كسى كه خون مرا بریزد و مرا با آزردن عترتم بیازارد." (8)
جعفر بن محمد بن نقل از پدرش و او از على بن حسین علیهماالسلام از طریق فاطمه صغری از حسین بن على علیهماالسلام به نقل از برادرش حسن بن على بن ابى طالب علیهماالسلام فرمود: "مادرم فاطمه علیهاالسلام را در شب جمعهاى میان محراب دیدم كه همواره در ركوع و سجود بود تا سپیده صبح دمید و مىشنیدم كه مردان و زنان مؤمن را دعا مىكرد و آنها را نام مىبرد و دعاى زیادى براى ایشان كرد و براى خودش دعایى نكرد، پس من عرض كردم: مادر چرا همان طورى كه براى دیگران دعا مىكنید براى خودتان دعا نمىكنید؟ فرمود: پسرم، اول همسایه، سپس خانه." (9)
خشنودی حضرت زهرا علیهاالسلام از شنیدن خبر مرگ
از عایشه نقل شده كه مىگوید: وقتى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله مریض شد دخترش فاطمه را خواست با او در گوشى صحبتى كرد او گریست سپس با او در گوشى سخنى گفت كه او خندید. حقیقت حال را از فاطمه جویا شدم، فرمود: اما گریه من به این علت بود كه حضرت از مرگش خبر داد لذا، من گریه كردم سپس خبر داد كه من نخستین فرد از خاندان او هستم كه به وى ملحق مىشوم، از این رو خندیدم.(10)
درخواست از رسول خدا صلوات الله علیه
در كتاب "مَن لایَحضُرُهُ الفَقیه" آمده است كه امیرالمؤمنین علیه السلام به مردى از بنى سعد فرمود: "آیا از حال خودم و فاطمه علیهاالسلام تو را آگاه نسازم؟ او در خانه من آنقدر با مشك آب آورد كه بند مشك در سینهاش اثر گذاشت و به قدرى دستاس كرد كه دستش تاول زد و آنقدر خانه را جارو زد كه جامههایش به رنگ خاك در آمد و آنقدر زیر دیگ آتش افروخت كه جامههایش تیره شد و از این همه كار سخت به زحمت افتاد. به او گفتم اگر خدمت پدرت برسى و از او تقاضاى خدمتگزارى بكنى تو را از مشقت این همه كار باز مىدارد. فاطمه علیهاالسلام خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله رسید و چون جمعى را خدمت آن حضرت دید، شرم كرد و برگشت اما پیامبر صلى الله علیه و آله دانست كه فاطمه علیهاالسلام براى حاجتى آمده است، از این رو فرداى آن روز هنوز ما در بستر بودیم وارد شد. سلام داد، ما ساكت شدیم و از این كه در بستریم خجالت كشیدیم. دوباره سلام داد، ما ساكت ماندیم، باز هم سلام داد و ما ترسیدیم اگر جواب ندهیم برگردد، زیرا روش پیامبر صلى الله علیه و آله چنین بود كه سه مرتبه سلام مىداد، اگر اجازه دادند وارد مىشد، اگر نه برمىگشت.
از ابنعباس به نقل از پیامبر صلى الله علیه و آله آمده است كه فرمود: "یا على، خداوند فاطمه را به همسرى تو در آورد و زمین را مهریه او قرار داد پس هر كس با دشمنى تو روى زمین راه رود، مرتكب حرام شده است." |
این بود كه جواب سلام آن حضرت را دادیم و عرض كردیم یا رسول الله وارد شوید. پیامبر صلى الله علیه و آله وارد شد و بالاى سر ما نشست و فرمود: فاطمه! دیروز چه حاجتى نزد پدرت داشتى؟ ترسیدم كه اگر پاسخ ندهیم از جا برخیزد این بود كه من سر برآوردم و گفتم: یا رسول الله به خدا سوگند من به عرضتان مىرسانم، فاطمه به قدرى با مشك آب كشیده است كه بند مشك در سینهاش اثر گذاشته و به قدرى دستاس كرده كه دستش تاول زده و آنقدر خانه را جارو زده كه جامهاش به رنگ خاك در آمده و به قدرى زیر دیگ آتش افروخته كه جامههایش تیره شده است. لذا به او گفتم اگر نزد پدرت بروى و از او تقاضاى خدمتكارى بنمایى، تو را از مشقت این همه كار باز مىدارد. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: آیا نمىخواهید به شما چیزى را بیاموزم كه بهتر از خدمتگزار است؟ هرگاه به خوابگاه رفتید سى و چهار مرتبه" الله اكبر" و سى و سه مرتبه "سبحان الله" و سى و سه مرتبه "الحمدلله" بگویید. فاطمه علیهاالسلام با شنیدن این سخنان سر بر آورد و عرض كرد: من از خدا و رسولش راضى ام، من از خدا و رسولش راضىام." (12)
از مجاهد نقل شده كه مىگوید: پیامبر صلى الله علیه و آله از خانه بیرون شد در حالى كه دست فاطمه را گرفته بود. فرمود: "هر كه این را مى شناسد و هر كه نمى شناسد، بداند كه این فاطمه دختر محمد صلى الله علیه و آله پاره تن من و قلب و روح من است، هر كه او را بیازارد مرا آزرده، و هر كه مرا بیازارد خدا را آزرده است." (13)
در كتاب "الفردوس" از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده است: "اگر على علیه السلام نبود، براى فاطمه علیهاالسلام همتایى نبود." (14)
و نیز در همان كتاب از ابنعباس به نقل از پیامبر صلى الله علیه و آله آمده است كه فرمود: "یا على، خداوند فاطمه را به همسرى تو در آورد و زمین را مهریه او قرار داد پس هر كس با دشمنى تو روى زمین راه رود، مرتكب حرام شده است."(15)
از جعفر بن محمد صلى الله علیه و آله به نقل از پدرش روایت شده كه مىگوید: "رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: فاطمه! آیا مىدانى براى چه تو را فاطمه نامیدند؟ على علیه السلام پرسید: چرا؟ فرمود: چون او و پیروانش از آتش دوزخ بر كنار شده اند." |
دعای رسول خدا در حق علی و فاطمه علیهماالسلام
ابن بابویه ضمن حدیث طولانى كه راجع به تزویج امیرالمؤمنین علیه السلام با فاطمه ایراد كرده، آورده است كه پیامبر صلى الله علیه و آله، فاطمه و علی علیهماالسلام را طلبید، و آنها را در مقابل خود نشاند؛ آنگاه آنها را در آغوش كشید، عرض كرد: خداوندا! اینها از منند و من از ایشانم، خداوندا چنان كه از من پلیدى را برطرف كردهاى و مرا پاك و پاكیزه قرار دادهاى از ایشان نیز پلیدى را برطرف كن و آنان را پاك و پاكیزه گردان! سپس فرمود: برخیزید و به خانهتان بروید، خداوند میان شما الفت افكند و به راه و رفتار شما بركت دهد و وضع معیشت شما را اصلاح كند! و بعد از جا برخاست و با دست خود، در را به روى آنها بست. (16)
ابنعباس مىگوید: اسماء نقل كرد كه من همچنان به رسول خدا صلى الله علیه و آله مى نگریستم، آن حضرت، به خصوص ایشان را دعا مىكرد و كسى را در دعاى به ایشان شركت نمىداد تا وارد حجره خود شد.(17)
در روایتى آمده است كه فرمود: "خداوند به راه و رفتار شما بركت دهد و شما را متحد سازد و بین دلهاى شما بر اساس ایمان الفت ایجاد كند! امور خانوادهات را بر عهده گیر! درود بر شما." (18)
اراده خداوند بر پاكی اهلبیت علیهم السلام
از نافع بن ابى حمراء نقل شده كه مىگوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله را هشت ماه تمام مىدیدم هر وقت براى نماز صبح از خانه بیرون مىآمد از در خانه فاطمه علیهاالسلام مىگذشت و مىگفت: "درود بر شما، نماز! همانا خداوند اراده فرموده است تا از شما اهلبیت، پلیدى را بزداید و شما را پاك و پاكیزه قرار دهد." (19)
از جابر بن عبدالله روایت شده است كه مىگوید: چون رسول خدا صلى الله علیه و آله فاطمه را به همسرى على علیه السلام در آورد، فرمود: "خداى تعالى از بالاى عرش دستور این تزویج را صادر كرد و جبرئیل خطبه عقد را خواند و میكائیل و اسرافیل با هفتاد هزار فرشته شاهد بودند و خداوند به درخت طوبى وحى كرد كه هر چه دُرّ، یاقوت و مروارید دارى ثنار كن و به حورالعین وحى كرد تا آنها را جمع كنند زیرا آنها به دلیل خوشحالى از تزویج فاطمه با على آن گوهرها را تا روز قیامت به یكدیگر هدیه مىدهند."(20)
از شرحبیل بن سعید نقل شده كه مىگوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله در بامداد عروسى فاطمه علیهاالسلام با كاسهاى شیر بر آن حضرت وارد شد، فرمود: "پدرت فدایت باد! از این شیر بیاشام، سپس رو به على علیه السلام كرد و فرمود: پسر عمویت فدایت باد! شیر بنوش." (21)
رسول خدا صلى الله علیه و آله دست مبارك و پاكیزهاش را بین شانههاى على علیه السلام گذاشت و فشرد و سپس فرمود: یا على! این غذا عوض آن دینار است، این از جانب خدا پاداش دینار تو است. خداوند هر كه را بخواهد بىحساب روزى مىدهد. آنگاه اشك چشم پیامبر صلى الله علیه و آله جارى شد و فرمود: سپاس خدا را كه نخواست شما را از این دنیا بیرون برد تا این كه تو را یا على به منزله زكریا و فاطمه را به منزله مریم دختر عمران قرار دهد." |
از على علیه السلام نقل شده كه مىگوید: "شنیدم رسول خدا صلى الله علیه و آله مىفرمود: خداى بزرگ من، على، فاطمه، حسن و حسین را از یك نور آفریده است." (22)
در روایت دیگرى از ابوهریره نقل است كه مىگوید: فاطمه را از آن جهت فاطمه گفتند كه خداوند دوستانش را از آتش دوزخ بر كنار ساخته است. (23)
از جعفر بن محمد صلى الله علیه و آله به نقل از پدرش روایت شده كه مىگوید: "رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: فاطمه! آیا مىدانى براى چه تو را فاطمه نامیدند؟ على علیه السلام پرسید: چرا؟ فرمود: چون او و پیروانش از آتش دوزخ بر كنار شده اند." (24)
از آن حضرت نقل شده كه گوید: "فاطمه علیهاالسلام در نزد خداى تعالى نُه اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مباركه، طاهره، زكیه، رضیه، مرضیه، محدثه، و زهرا . فرمود: از آن جهت او را فاطمه گفتند، كه از بدى بریده است، و اگر على علیه السلام نبود او در روى زمین همتایى نداشت." (25)
از امام باقر علیه السلام پرسیدند كه چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام را زهرا نامیدند؟ فرمود: "براى آن كه خداى تعالى آن حضرت را از پرتو عظمت خود آفرید و چون تابید تمام آسمانها و زمین را به نور خود روشن كرد و چشم فرشتگان خیره گشت و براى خدا به سجده افتادند و عرض كردند: اى خدا و اى مولاى ما این چه نورى است؟ خدا به ایشان وحى كرد، این قسمتى از نور من است كه در آسمان خود جا دادهام و آن را از عظمت خویش آفریدهام، آن نور را از صلب پیامبرى از پیامبرانم بیرون آوردم و آن پیامبر را بر تمام انبیاء برترى دادم و از همان نور، امامانى را به وجود مىآورم كه قیام به امر كرده و به حقانیت من هدایت مىكنند و پس از پایان گرفتن وحى، آنان را جانشینان خود در زمین قرار مىدهم." (26)
از امام باقر علیه السلام پرسیدند كه چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام را زهرا نامیدند؟ فرمود: "براى آن كه خداى تعالى آن حضرت را از پرتو عظمت خود آفرید و چون تابید تمام آسمانها و زمین را به نور خود روشن كرد و چشم فرشتگان خیره گشت و براى خدا به سجده افتادند. |
از على علیه السلام نقل شده كه مىگوید: "رسول خدا صلى الله علیه و آله به فاطمه علیهاالسلام فرمود: دخترم! خداى تعالى توجهى به دنیا فرمود، در نتیجه مرا بر مردان جهان برگزید سپس دوباره عنایتى كرد، همسر تو را بر مردان جهان برگزید، و نیز سومین بار به دنیا نگریست پس تو را بر زنان جهان برگزید و بالاخره مرتبه چهارم توجهى فرمود و پسران تو را بر جوانان عالم برگزید." (27)
درباره معناى قول خداى تعالى: "فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتَابَ عَلیه"(بقره/۳۷)؛ سپس آدم از پروردگار خود كلماتى دریافت داشت (و با آنها توبه كرد) و خداوند توبه او را پذیرفت . روایت شده است كه فرمود: "حضرت آدم علیه السلام به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسین از خداوند درخواست كرد." (28)
از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده است كه فرمود: "بهشت مشتاق چهار تن از زنان است؛ مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون كه در بهشت همسر پیامبر است، و خدیجه دختر خویلد كه در دنیا و آخرت همسر پیامبر صلى الله علیه و آله است و فاطمه دختر محمد صلى الله علیه و آله." (29)
در روایت عایشه آمده است: بانوى زنان بهشت چهار زن است: مریم دختر عمران، فاطمه دختر محمد صلى الله علیه و آله، خدیجه دختر خویلد و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون . (30)
مایلی کهنیسم!
مایلیکهنیسم به فوتبال برگشته است. نتایج ضعیف تیم ملی فرصتی فراهم کرده که آقایان به تلویزیون بیایند و عرض اندامی کنند و مدام به بینندگان عزیز یادآور شوند خیلی وقت پیشها آنها از سر دلسوزی (و نه از سر چشم داشتن به نیمکت تیم ملی) یادآوری کرده بودند که اگر چنین شود چنان خواهد شد. و در لزوم استفاده از مربی وطنی این استدلال ابلهانه را میآوردند که همیشه مربی تیمهایی که به مراحل پایانی جام جهانی میرسند بومی همان کشورند!
دیشب برنامه یک جهان یک جام شبکه سه، میکروفون را داده بود دست مایلیکهن(که به قول خودش بعد از هشت ماه دعوت شده بود به تلویزیون ) و یک کارشناس فوتبال حرصآور به اسم شعبانی تا بدترین حرفها را علیه تیم ملی و برانکو بزنند. مایلیکهن که رسماً با تعلیقهای طولانی حرف میزد و حتی بعضی وقتها برای بیان یک کلمه حرف، به خودش سخت فشار میآورد.
مردم عزیزی هم که در گزارشهای تلویزیونی حرفهایشان پخش میشد دریغ از یک ذره انصاف! انگار تیمی از بهترین ستارههای دنیا را روانه آلمان کرده باشند و ستارهها ناامیدشان کرده باشند توقع داشتند برزیل را هم درو کنیم و برگردیم.
یک آدم منصف پیدا نمیشود بگوید دوستان عزیز لطفاً ترمز کنید! اما تلویزیون و مجریهای ورزشیاش هم به این بیانصافیها در سطح وسیع دامن میزنند و بر عصبیت موجود در فضا میافزایند.
من هم از برانکو عصبانیام که علی دایی را تعویض نکرد اما روحیات خودمان را هم میشناسم و مطمئنم اگر برانکو بدون علی دایی به آلمان میرفت و همین نتایج را میگرفت باز همین دوستان از پشت همین میکروفونها در ضرورت استفاده از سرمایههای ملی داد سخن میدادند و تحلیلهایشان را میریختند روی دایره که اگر علی دایی میبود خط حملهمان فلان و بهمان میشد. ما که بهتر از هر کس میدانیم چه ملت باصفایی هستیم. از SMSهایی که تا همین دیشب رد و بدل میشد پیدا نیست؟
در مورد اینکه ما میتوانستیم تیم ملی بهتری داشته باشیم هیچ شکی نیست. اما این تیم ملی را که نمیشود از لوله آزمایشگاه بیرون کشید؟ همین روزنامههایی که این روزها تیتریکهایشان به شعرهای فریدون مشیری پهلو میزند چند بار وضعیت اسفناک مدارس فوتبال و تیم ملی نوجوانان و جوانان را تیتر یک کردهاند؟
اگر بودجه میلیاردی فعالیتهای فرهنگی-تبلیغاتی فدراسیون فوتبال (که از قبل آن نه یک پرچم سه رنگ دست کسی داده شد نه یک پیراهن تیم ملی تن نوجوان و جوان ایرانی رفت) صرف بچههایی میشد که در کوچه و خیابانهای مملکت صدبار بهتر از علی کریمی دریبل میکنند میشد دست کم به ده سال و بیست سال آینده امیدوار بود اما با این رویه هیچ کاری از دست کسی ساخته نیست.
ما در شرایط غیراستاندارد با امکانات غیر استاندارد، با نیروهای غیر استاندارد، وارد یک فضای استاندارد که میشویم سرگیجه میگیریم و کارمان به ته ته جدول جام جهانی میکشد.
جام جهانی بعدی هم با ضرب و زور راهی جام جهانی میشویم و آنجا هم زیر پای تیمهایی مثل پرتغال و مکزیک له میشویم. آنها که توقع گذشتن تیم ملی از سد پرتغال و مکزیک را داشتند دستکم بروند به جدول ردهبندی کشورهای مختلف در فیفا نگاه کنند ببینند ما کجا نشستهایم و آنها کجا ایستادهاند و انصاف کجا؟
حالا هر چقدر میخواهیم برای خودمان امید بیهوده ببافیم که امام دوازدهم یار دوازدهم تیم ملی ماست. بالاخره از ائمه اطهار و امامزادههای بیشمار تا یکجایی میتوان انتظار داشت. به تصدیق متون دینی ازآنها فقط کرامت برمیآید و تیم ملی ما به معجزه احتیاج داشت.
--
با تشکر از کافه ناصری
..: آخرین ارسال ها :..
هر کس به طریقی دل ما می شکند
آقای احمدی نژاد، لجبازی با چه کسی؟!
آقای هاشمی! یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران
یاد باد آن روزگاران
آقای احمدی نژاد، لطفا احمدی نژادی باش
چرا احمدی نژاد ؟
مخالفی که راه را به ما یاد داد
شبهه زدایی
بوی تعفن می دهید
استیضاح لازم بود ولی کافی نیست
ساقی عزیز، می ترسم
قضاوت با خودتان (قسمت ششم)
صفوان جمّال و اقتصاد جهانی
حجاب از دیدگاه نویسنده اعتماد ملی
در محضر استاد رحیم پور
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by Mehdinews.com
The Template Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.Mehdinews.com