|
» امروز |


شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم. به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد. بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم. غم ایران دارم. ایران اسلامی. ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند. از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست. وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم. به یقین رسیده ام که اسلام یگانه راه دستیابی به سعادتی است که فیلسوفان عالم هنوز از درک آن عاجز هستند. مفتخرم که در این اوضاع پرفراز و نشیب عصر فتنه هنوز سرباز ولی فقیه و حامی دکتر احمدی نژاد هستم.
متشكرم
"راهیان نور"، "پراید" و "ماست ایرانی"عوامل اصلی دخالت ایران در جنوب عراق!
جنگی که بود، جنگی که هست
درسی که بچه دهاتی ها می توانند در نوروز به بالاشهری ها بدهند
دفاع از "مهندس مشایی" به قیمت انتشار شایعه وخامت حال "حاج حسین"
این 55 میلیون دلار کجا خرج میشود؟
ابوطالب همچنان در بند آمریكاییهاست
صوتی/ کشتی نجات
عکسهای شریعتمداری در شورای تیتر امروز کیهان
8مارس روز زن بودن ممنوع!
فرزند بصره، داماد كركوك
صید اولین مدال جهانی تاریخ تکواندو بانوان ایران
القای "تقلب گسترده" در انتخابات عراق از سوی حزب بعث
حذف سران اصلاحات از آینده سیاسی کشور، پایان کار نیست
آقای نصیر پور! به کجا چنین شتابان؟!
جنبش وبلاگی"معصومی نژاد را آزاد کنید"
از جمهوریت نظام، تن تمام روشنفکران قبیلهای لرزید
سرانجام علت مشکلات جی میل در ایران مشخص شد
هفدهمین اقتصاد دنیا
فوری// توزیع کارت هوشمند ساندیس
استقبال دختران عضو بسیج دانشجویی از قهرمان اسكی كشورمان
ارسال قیر ، یکی از اتهامات معصومی نژاد
استراتژی جدید جنبش: تحریم ایرانسل!
سعید شریعتی: من مقلد آقا هستم
بازتاب حضور کاراته کاران محجبه ایران در پیکارهای جهانی نوجوانان
عمومی ( 136 )
سیاسی ( 188 )
ادبیات ( 32 )
تلویزیون ( 37 )
سینمایی ( 47 )
دانشگاه ( 27 )
سرگرمی ( 18 )
عاشقانه ( 31 )
فنآوری ( 9 )
مذهبی ( 128 )
اجتماعی ( 90 )
حوادث ( 101 )
موسیقی ( 14 )
ورزشی ( 38 )
عمران ( 4 )
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
عید غدیر خم بر تمامی عاشقان ولایت مبارک باد
سطحىنگرى و كوچك اندیشى است، اگر «غدیر» و «ولایت» را، نزاعى در میان دو گروه در گذشته بدانیم.
و دور از «متن مكتب» است، اگر ایستادن بر كرانه جوشان «غدیر» را تنها حساسیتى فرقهاى و جدالى مذهبى به شمار آوریم.
«غدیر»، همواره برپاست.
صحنه تعیین «مولى»، و آن بیعتها و استشهادها و اعترافها، هنوز هم محو نشده است. بیعتگران نیز، صحنه را ترك نكردهاند. علىرغم آنان كه سعى كردهاند غبارى از«نسیان» و پردهاى از «كتمان» بر سیماى غدیر بنشانند و بیفكنند، دلها و جانهاى بیشمارى هنوز هم توجه به آن دستهاى بلندى دارد كه دست «على» را گرفت و فراز آورد، تا آن خورشید را، همه ببینند، همه بشناسند، به یكدیگر و به غایبان از صحنه و به خبرگیران از واقعه و به جویندگان چراغ، معرفى كنند.
صحنهغدیر، پایان نیافته است.
هنوز هم دیدگان تاریخ، در عصر حاضر، در قارههاى دور دست، در جنوبىترین كشورآفریقا، در شرقىترین منطقه خاور دور، در مركزىترین بخش اروپا و آمریكا، در پى آشنایى با «خورشید»ى هستند كه اگر بتابد، خانهها را، دلها را، شهرها را، اندیشهها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبیات و هنر را، گستره عقیدهها و باورها را «روشن» مىسازد. و از «نور»، چه انتظارى است، جز درخشیدن و فروغ گستردن و گرما بخشیدن؟! در غدیر، دستى كه فرا رفت، دست خدا بود، زبانى كه «على مولاه» را سرود، زبان خدا بود، دستى هم كه به عنوان «مولى» بالا رفت و همگان دیدند، دست خدا بود، «على»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سیر و مسیر بود، «غدیر»، راهى بود كه روندگان را به «على» مىرساند.
و ... «على» هم، صراطى بود كه رهپویان را به «خدا» مىرساند.
«غدیر»، چشمهاى زلال بود كه در طول چهارده قرن، هزاران هزار كام تشنه را از كوثر معارف ناب، سیراب ساخت. و این چشمه، هنوز هم سارى و جارى است.
«غدیر»، چراغى بر اوج بود، كه در قرنهاى متمادى تاریخ بشرى، گمگشتگان بسیارى را از وادیهاى خوف و خطر و بیراهههاى تاریكى و ضلالت، به «مقصد» راهنمایى كرد. و این چراغ، همچنان فروزان و نورافشان و راهنماست.
«غدیر»، تكیهگاهى بود كه شیعه را در عصر محكومیت و مظلومیت دیرپاى خویش، پناه بود و حجت و برهان. و این تكیهگاه، هنوز هم به استوارى گذشته، پا برجاست و محكمترین حجتها را دارد.
«غدیر»، متنى بود، روشن و بىابهام، گویا و صریح، كه خیلىها كوشیدند حواشى تاویل و تفسیرهاى دور از واقعیت براى آن ترسیم كنند. و این متن، هنوز هم براى آنان كه بىحواشى به آن بنگرند، صریح و گویاست. «غدیر»، میوهاى شیرین در بوستان رسالت بود، كه تداوم «خط نبوت» را در شكل «امامت»، به شیرینترین صورت ترسیم مىكرد. و هنوز هم این میوه شیرین، زینتبخش بوستان محمدى است و بدون آن، «باغ رسالت» بىثمر است « و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ...».
«غدیر»، میثاقى بود میان صاحبان باور و عقیده به خدا و رسول، كه وفادارى به آن، شاهد صدق ایمان بوده است. و این عهد و پیمان، هنوز هم «وفا» مىطلبد و دستان بیعتگر را به «صدق» فرا مىخواند، و همه ساله، این عید فرخنده موعدى براى تجدید آن عهد و تحكیم آن میثاق با خدا و رسول است.
«غدیر»، اگر چه بركهاى در بیابان بود، ولى هفت دریا به وسعت تاریخ و زمان بود كه موجش «ازل» تا «ابد» را فرا گرفت و اگر خاكیان، برخى چشم دیدن آن موج ابدى را نداشتند، افلاكیان به تكریم آن به یكدیگر تهنیت مىگفتند.
«غدیر»، سفینه نجاتى بود كه گرفتاران موج جهالت و حیرت ضلالت را به ساحل امن ایمان مىرساند. این سفینه، هنوز هم سرنشین مىطلبد و امواج فتنه و فریب، هنوز هم در پى دور ساختن اندیشهها از این ساحلاند.
«غدیر»، روشنترین چراغ بود، بر بالاترین بام خانههاى تاریخ، تا... مردم «اهل بیت» را بشناسند و به «خانه»اى رهنمون شوند كه افراد آن در دامان «وحى» بزرگ شدند و «آیات خدا» در آن خانه فرود آمد و جبرئیل امین، مانوس آن بیت و اهل بیت بود.
اگر انسانیت امروز، مىخواهد به آن «خانه» راه یابد، خانهاى كه همه چیز در آنجاست، و همه كلیدهاى گشاینده همه قفلها و درهاى بسته در دست صاحبان و ساكنان آن خانه است.
باید به این چراغ نگاه كند، تا راه را بشناسد.
آرى ... «چراغ غدیر، بر بام بلند تاریخ».
----------------------------------------------------------------------------------------
ستاره سحر از صبح انتظار دمید | |
غدیر از نفس رحمت بهار چكید |
|
گرفت دست قدر، رایت شفق بر دوش | |
زمین به حكم قضا آب زندگى نوشید |
|
بر آسمان سعادت ز مشرق هستى | |
سپیده داد نوید تولد خورشید |
|
به باغ، بلبل شوریده رفت بر منبر | |
چو از نسیم صبا بوى عشق یار شنید |
|
ز خویش رفته، نواخوان عشق بود و سرود | |
به بانك زیر و بم، اسرار خطبه توحید |
|
فتاد غلغله در باغ و شورشى انگیخت | |
كه خیل غنچه شكفت و به روى او خندید |
|
هوا ز عطر گلاب محمدى مشحون | |
زمین به عترت و آل رسول بست امید |
|
رسول، سدرهنشین شد،على به صدر نشست | |
پى تكامل دینش خداى كعبه گزید |
|
گرفت پرچم اسلام را على در دست | |
از این گزیده زمین و زمان به خود بالید |
|
به یمن فیض ولایت شراب خم الست | |
به عشق آل على از غدیر خم جوشید | |
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
غدیر عید همه عمر با على بودن | |
غدیر آینهدار على ولى الله ست |
|
غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر | |
غدیر نقش ولاى على به سینه ماست |
|
غدیر یك سند زنده، یك حقیقت محض | |
غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست |
|
غدیر صفحه تاریخ وال من والاه | |
غدیر آیه توبیخ عاد من عاد است |
|
هنوز لاله «اكملت دینكم» روید | |
هنوز طوطى «اتممت نعمتى» گویاست |
|
هنوز خواجه لولاك را نداست بلند | |
كه هر كه را كه پیمبر منم، على مولاست |
|
بگو كه خصم شود منكر غدیر، چه باك | |
كه آفتاب، به هر سو نظر كنى پیداست |
|
چو عمر صاعقه كوتاه باد دورانش | |
خلافتى كه دوامش به كشتن زهراست | |
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مهم:
سایت CNN در اقدامی کاملا جهت دار اقدام به نظر سنجی در مورد لغو حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 2006 آلمان به علت فعالیتهای هسته ای نموده است . از کلیه کاربران این وبلاگ دعوت می شود با شرکت در این نظرسنجی و انتخاب گزینه No عشق خود را به وطن بیان کنند.برای شرکت در نظر سنجی اینجا را کلیک کنید.
به گوگل باز بفرستید
به کلوب بفرستید
مشترک فید وبلاگ شوید
لینك ثابت
نظرات ( )
عید قربان بر همه مسلمانان مبارک باد
عید قربان، عید پیروزی وظیفه بر غریزه است. مخلوقات خداوند سه دسته هستند:
1- گروهی كه فقط پیرو غریزه هستند، مانند: حیوانات .
2- گروهی كه فقط پیرو وظیفه هستند، مثل: ملائكه.
3- گروهی كه گاهی دنبال غریزه رفته و گاهی دنبال وظیفه می روند، مانند: انسان.
هرگاه انسان بر سر دو راهی غریزه و وظیفه قرار گرفت و غریزه را انتخاب كرد، به سوی حیوانات گرویده بلكه از حیوانات هم پست تر شده است، چون از عقل و فكر و رهنمودهای انبیا استفاده ننموده است (اولئك كالانعام بل هم اضل)(1) آنان، همچون چهارپایان بلكه گمراه ترند. همانا بدترین جنبنده ها نزد خداوند، انسانهایی هستند كه گویا كر و گنگ اند و حاضر به تعقل هم نیستند.(2) اما همین كه انسان در این دو راهی خطرناك وظیفه را انتخاب نمود و در خط ملائكه و پاكان قرار گرفت آن را عید می گیرد، مثلاً غریزه گرسنگی و تشنگی و شهوت انسان را به استفاده از آب و نان و به سوی همسر می كشاند، ولی وظیفه دستور می دهد كه در ماه رمضان خودداری كن، كسانی كه سی روز وظیفه را انتخاب كرده اند، روز عید فطر را باید عید بگیرند، زیرا وظیفه را بر غریزه ترجیح داده اند.
غریزه فرزند دوستی به ابراهیم(ع) می گوید: اسماعیل(ع) را ذبح نكن، اما وظیفه می گوید: او را ذبح نما. حضرت ابراهیم(ع) در این دو راهی، رضای خداوند و وظیفه را بر تمایلات شخصی خود و غریزه پیروز كرد، لذا باید آن را عید بگیرد، اگر در حدیث می خوانیم: هر روز كه در آن معصیت خدا نشود، عید است(3)، به همین معنا است كه در برابر جاذبه های هوای نفس خط خدا قرار گرفته، هر گاه انسان بر سر خواسته همه شیطان های درونی و بیرونی پا می نهد آن روز را باید عید بگیرد.
آری، عید قربان، روز پیروزی عقل و وحی بر هوی و هوس است.
| غریزه فرزند دوستی به ابراهیم(ع) می گوید: اسماعیل(ع) را ذبح نكن، اما وظیفه می گوید: او را ذبح نما. حضرت ابراهیم(ع) در این دو راهی، رضای خداوند و وظیفه بر تمایلات شخصی خود و غریزه پیروز كرد، لذا باید آن را عید بگیرد، اگر در حدیث می خوانیم! هر روز كه در آن معصیت خدا نشود، عید است، به همین معنا است كه در برابر جاذبه های هوای نفس خط خدا قرار گرفته، بر سر خواسته همه شیطان های درونی و بیرونی پا می نهد، آن روز را باید عید بگیرد. |
قربان چیست؟
(قربان عبارت از كارهای نیكی است كه انسان بوسیله آن بخواهد خود را به رحمت خداوند نزدیك كند) بنابراین عمل نیكی كه انسان انجام دهد تا بدان وسیله خویشتن را به رحمت حق تعالی نزدیك سازد آن كار را قربان گویند؛ مانند فرمایش رسول اكرم(ص) كه فرمود: نماز موجب تقرب و نزدیكی هر پرهیزكار به رحمت پروردگار است.
بدیهی است كه مراد از تقرب به خدای تعالی، قرابت زمانی و مكانی نیست چه بین خالق و مخلوق هیچگونه خویشاوندی وجود ندارد بلكه منظور آن است كه از راه طاعت و انجام كارهای شایسته می توان مشمول الطاف الهی قرار گرفت و به رحمت او نزدیك گردید. از جمله اعمالی كه حجاج در روز دهم ذی الحجه در سرزمین منا بعد از رمی جمره عقبه انجام می دهند كشتن شتر یا گاو و یا گوسفند و انفاق آن به مستحقین است تا به وسیله این عمل نیك به رحمت پروردگار نزدیك شوند كه آن را قربان گویند و در زبان فارسی (یاء نسبت) به آن ملحق شده و نامش را قربانی گذارده اند، بنابراین قربانی برای امتثال امر خداوند متعال و تقرب به سوی اوست.
در زبان فارسی هم كلمه قربان به معنی فدا شده و كشته شده در راه دوست استعمال می شود چنانکه به یكدیگر میگویند فدایت شوم و قربانت گردم.
عید قربان را عید اضحی نیز می گویند و وجه تسمیه آن چنین است: اضحی جمع است از ماده (ضحی) كه به معنای ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب می باشد و هنگامی كه خورشید بالا می آید (قبل از ظهر) و آن موقع را ضحی گویند، چنانچه در قرآن كریم آمده است: والشمس و ضحیها (قسم به خورشید و چاشتگاه آن). و چون حجاج موقع بالا آمدن آفتاب قربانی می كنند و قربانی را اضحیه یا ضحیه گویند بدین سبب روز دهم ذی الحجه را كه قبل از ظهر آن، عمل قربانی انجام می شود عید اضحی نیز گفته اند.
قربانی از چه زمانی معمول شده است
تاریخ قربانی بسیار قدیم است و از زمان حضرت آدم ابوالبشر(ع) معمول بوده و در ادیان گذشته نیز جزو مقررات دینی به شمار می آمده كه شمه ای از آن به اختصار بیان می شود:
1- قربانی فرزندان حضرت آدم(ع) كه نخستین قربانی در عالم بشمار می رود و در آیات30- 27 سوره مائده تصریح شده كه خلاصه شرح آن چنین است: دو پسر حضرت آدم به نام هابیل و قابیل به ترتیب شبانی (چوپانی) و كشاورزی می كردند و صاحب گوسفندان و آب و خاك فراوان بودند، حضرت آدم(ع) آنان را امر به قربانی در راه خدا كرد. هابیل یكی از بهترین شتران یا گوسفندان را برای قربانی در راه خدا اختصاص داد و قابیل دسته ای از گندم های پست و نامرغوب را جهت قربانی انتخاب كرد كه قربانی هابیل مقبول درگاه پروردگار گردید و قربانی قابیل به علت عدم اخلاص مردود گشت. قابیل به سبب قبول نشدن قربانی حسادت ورزید و آتش خشم و كینه اش زبانه كشید، نفس اهریمنی و شیطانی قابیل او را به كشتن برادر وادار كرد و هابیل را كشت و در دنیا و آخرت زیانكار گردید.
2- حضرت نوح پیغمبر پس از طوفان، مذبحی ترتیب داد و حیوانات بسیاری در آنجا برای خدا قربانی كرد.
3- قربانی حضرت ابراهیم خلیل(ع) یگانه فرزندش اسماعیل(ع) كه در آیات 102 تا 107 سوره صافات بیان گردیده است "فلما بلغ معه السعی الی و فدیناه بذبح عظیم".
4- در زمان حضرت موسی(ع) به عقیده یهودیان دو نوع قربانی معمول بوده است:
الف- قربانی دموی
ب- قربانی غیر دموی
| در زبان فارسی هم كلمه قربان به معنی فدا شده و كشته شده در راه دوست استعمال می شود چنانچه به یكدیگر میگویند فدایت شوم و قربانت گردم. |
قربانی دموی بر 3 قسم به شرح زیر بوده:
- قربانی كه آن را به آتش می سوزاندند و جز پوست آن چیزی باقی نمی گذاردند.
- قربانی كه برای جبران گناه تقدیم می كردند و قسمتی از آن را می سوزاندند و قسمت دیگر را برای كاهنان باقی می گذاشتند.
- قربانی كه برای تندرستی انجام می دادند و در خوردن گوشت آن مختار بودند.
قربانی غیر دموی: عبارت از رها كردن حیوان در بیابانها بود و اعراب نیز از بنی اسرائیل تقلید كردند و به عنوان تقرب به بتان خود، حیوانات را در بیابان رها می كردند و اسلام این عادات نكوهیده را تحریم كرد و این همان قربانی است كه در آیه 103 سوره مائده به نام بحیره و سائبه نامیده شده است.
5- در آئین مسیحیت نیز به عقیده عیسویان، قربانی منحصر به شخص مسیح بوده و گویند حضرت عیسی(ع) خون و گوشت خود را فدای مردم جهان ساخت و به همین مناسبت یكی از فروع دین نصاری آن است كه باید ماهی یك مرتبه و یا حداقل سالی یك بار نزد كشیش بروند و به قدر تمكن، وجهی به وی تقدیم دارند و به تمام گناهانی كه در مدت مزبور مرتكب شده اند اقرار كنند تا كشیش كه به عقیده آنان جنبه غفاریت دارد آن گناهان را بیامرزد.
6- در اعراب زمان جاهلیت كه سران قبائل به مكه می آمدند، ساكنان مكه مهماندار و میزبان آنان بودند و هر دو دسته خود را به كشتن شتر و گاو و گوسفندان برای بتان خویش و اطعام به فقرا و گرسنگان موظف می دانستند.
اسرار و حكمت قربانی
1- فدا كردن مال و انفاق آن در راه خدا است.
2- كشتن حیوان اشاره به كشتن نفس اماره است و مرد خداشناس با شمشیر برنده عقل و ایمان، حیوان نفس را كه دائماً وی را به كارهای زشت وا می دارد مقتول سازد و خانه دل را از لوث نفس لئیم پاك گرداند و آن را در راه حق و پیشگاه محبوب قربانی كند و حج اكبر نماید كه اگر نفس اماره و خواهش های او كشته نشود و آرام نگیرد هرگاه تمام نعمت ها و ثروتهای دنیوی در اختیارش باشد و زمین و آسمان را ببلعد باز هم سیر نمی شود و ندای هل من مزید دارد.
«مسئله قربانی در مكه را از چند نظر باید بررسی نمود:»
- كمك رسانی به اهل حجاز یك اصل است. اگر از این سال ها كه حجاز كشوری وابسته و بازارش نمایشگاه اجناس شرق و غرب شده بگذریم، و به چند سال قبل برگردیم می بینیم كه مردم حجاز چندان راه درآمدی نداشتهاند مكه شهر صنعتی و كشاورزی نیست، زمانی كه آیه منع ورود مشركان نازل شد(4) عوام مكه ناراحت شدند كه نصف زائران، مشركان هستند و با منع ورود آنان، وضع اقتصادی ما به هم می خورد، لكن آیه نازل شد كه اگر از فقر می ترسید ما در آینده شما را بی نیاز می كنیم(5) این وعده خداوند باید محقق شود. یكی از راههای تحقق آن مسأله خرید قربانی است، صدها هزار زائر خانه، هر كدام كه یك گوسفند می خرند، گروه هائی به زندگی و نوا میرسند. در روایات ما مسأله كمك رسانی به مردم حجاز از طریق وسائل حمل و نقل و كرایه منازل و خرید هدایا و قربانی و داد و ستدهای زیادی كه در موسم حج می شود، یك اصل معرفی شده و روی آن سفارش شده است.(6) گرچه امروز به دلیل وابستگی سران این كشور، مسأله به نحو دیگری درآمده كه هر چه ما كمتر از بازار آنجا خرید نمائیم، روح رسول خدا(ص) از ما راضی تر می شود، ولی باید در فكر استقلال اقتصادی باشیم، تا تمام كشورهای اسلامی، تولیدات خود را در آنجا به نمایش بگذارند و زائران خانه خدا هم، آنها را خریداری نمایند تا بازار آنجا رونق بگیرد.
و مردم حجاز از آمد و رفت حجاج خشنود شوند.
وقتی كه نبی مكرم اسلام(ص) با جمعی از مسلمانان به مدینه هجرت نمودند، اقتصاد مدینه در دست یهود بود. حضرت فوراً (در كنار تأسیس مسجد) به تأسیس بازاری كه مركز خرید و فروش مسلمانان باشد، اقدام فرمود و دستور داد كه مسلمانان اجناس را مستقیماً به این بازار وارد كرده، از این بازار صادر نمایند. به علاوه كالاهای مورد نیاز را حتی الامكان خودشان تولید كنند و در این بازار به معرض فروش درآورند(7) آری مسئله كمك رسانی به مردم حجاز یك اصل است.
- همانگونه كه صفا و مروه از شعائر الهی است، مسأله قربانی هم از شعائر است (والبدن جعلناها لكم من شعائرالله) شترهای چاق و فربه را برای شما از شعائر الهی قرار دادیم.
وجود قربانگاه و مسلخ و حركت دادن شترهای پرگوشت و نحر كردن و تقسیم گوشت آنها هم، یك جلوه و شكوهی دارد.
در روایات می خوانیم اولین قطره خون قربانی كه ریخت، خداوند گناهان صاحبش را می بخشد(8) اوقاتی كه به خاطر تولد نوزاد یا ورود مسافر یا دفع بلا، در منزل، گوسفند ذبح می شود (با این كه گوسفند كوچك و در خانه ساده ایست) در روح و روان و حركت اهل خانه شور و نشاطی پدید می آید.
به هرحال، ذبح صدها هزار گوسفند و نحر هزاران شتر، یك نوع جلوه و زیبایی بوده، مظهر روحیه ایثار دسته جمعی است كه خود از شعائر الهی است.
3- سیر كردن گرسنه ها- یكی از اسرار قربانی سیر كردن گرسنه ها است (بگذریم كه در این سال ها در حجاز گوسفند كم است، ولی نباید نظر قانون به یك زمان و یك مكان و یا شرایط خاص باشد). قرآن در این باره میفرماید: «فكلوا منها واطعمواالقانع والمعتر»(9) از گوشتهایی كه قربانی می كنید هم خودتان میل نمائید، هم به قانع و معتر بدهید. قانع، فقیری است كه به آنچه می گیرد، قانع است. معتر، فقیری است كه علاوه بر تقاضای كمك اعتراض هم می كند. چه زیباست كه هم استفاده خود حجاج و هم اطعام دیگران را كنار هم مطرح كرده است و اطعام شوندگان را با یك چشم (خواه افراد قانعی كه به هنگام اطعام دعا می كنند و شاد می شوند و خواه كسانی كه زخم زبان زده و اعتراض می نمایند) و این نشان دهنده بینش وسیع اسلام است كه سفارش به خود را فراموش كنید نه دیگران را و در تقسیم گوشت و اطعام، پای بند تملق یا دعا و تواضع فقیر نباشید؛ او را سیر كنید، گرچه با شنیدن زخم زبان باشد.
تقوا
هدف اصلی در مسأله قربانی، رسیدن به مقام عالی تقوا است. قرآن در این زمینه می فرماید: این قربانیان كه زائران خانه خدا به هنگام توقف در منا ذبح می كنند، گوشت یا خون آنها به خدا نمی رسد، بلكه هدف از قربانی، شكوفا شدن روح ایثار و نشان دادن مقدار عشق و قرب به خدا و تقوا است.
به گوگل باز بفرستید
به کلوب بفرستید
مشترک فید وبلاگ شوید
لینك ثابت
نظرات ( )
شهید احمدی نژاد!!

به گوگل باز بفرستید
به کلوب بفرستید
مشترک فید وبلاگ شوید
لینك ثابت
نظرات ( )
ویژه نامه شهادت امام باقر (ع)
گرچه دربار هشام برای ابرازعظمت علمی پیشوای پنجم محیط مساعدی نبود ، ولی ازحسن اتفاق ، پیش از آنکه پیشوای پنجم ، شهر دمشق را ترک گوید ، فرصت بسیاری پیش آمد ک امام برای بیدار ساختن افکار مردم و معرفی عظمت و مقام علمی خود به خوبی از آن استفاده نموده و افکار عمومی شام را منقلب سازد . ماجرا از این قرار بود : هشام دستاویز مهمی برای جسارت بیشتر به پیشگاه امام پنجم - علیه السلام - در دست نداشت، ناگزیر با مراجعه امام پنجم - علیه السلام- به مدینه موافقت کرد . هنگامی که امام - علیه السلام- همراه فرزند گرامی خود از قصر خلافت خارج شدند ، درانتهای میدان مقابل قصر با جمعیت انبوهی روبرو گردیدند که همه نشسته بودند . امام از وضع آنان و علت اجتماعشان جویا شد . گفتند: اینها کشیشان و راهبان مسیحی هستند که در مجمع بزرگ سالیانه خود گرد آمده اند و طبق برنامه ، همه ساله ، منتظر اسقف بزرگ می باشند تا مشکلات علمی خود را از او بپرسند . امام - علیه السلام - به میان جمعیت تشریف برده به طور ناشناس در آن مجمع بزرگ شرکت فرمود . این خبر فوراً به هشام گزارش داده شد . هشام افرادی را مأمور کرد تا در انجمن مزبور شرکت کنند و از نزدیک ناظرجریان باشند .
طولی نکشید اسقف بزرگ که فوق العاده پیر و سالخورده بود، وارد شد و باشکوه و احترام فراوان ، در صدرمجلس قرار گرفت . آنگاه نگاهی به جمعیت انداخت ، و چون سیمای امام باقر - علیه السلام - توجه وی را به خود جلب نمود ، رو به امام کرد و پرسید :
- از ما مسیحیان هستید یا از مسلمانان ؟
- از مسلمانان .
- از دانشمندان آنان هستید یا افراد نادان ؟
- از افراد نادان نیستم !
- اول من سؤال کنم یا شما می پرسید ؟
- اگر مایلید شما سؤال کنید .
- به چه دلیل شما مسلمانان ادعا می کنید که اهل بهشت غذا می خورند و می آشامند ولی چیز زائدی برای دفع ندارند ؟ آیا برای این موضوع ، نمونه و نظیر روشنی در این جهان وجود دارد ؟
- بلی ، نمونه روشن آن در این جهان جنین است که در رحم مادر تغذیه می کند ولی چیزی دفع نمی نماید !
- عجب! پس شما گفتید از دانشمندان نیستید ؟!
- من چنین نگفتم، بلکه گفتم از نادانان نیستم !
- سؤال دیگری دارم .
- بفرمایید .
- به چه دلیل عقیده دارید که میوه ها و نعمتهای بهشتی کم نمی شود و هر چه از آنها مصرف شود ، باز به حال خود باقی بوده کاهش پیدا نمی کنند ؟ آیا نمونه روشنی از پدیده های این جهان می توان برای این موضوع ذکر کرد ؟
- آری ، نمونه روشن آن در عالم محسوسات آتش است . شما اگر از شعله چراغی صدها چراغ روشن کنید ، شعله چراغ اول به جای خود باقی است وازآن به هیچ وجه کاسته نمی شود !
اسقف هر سؤال مشکلی به نظرش می رسید ، همه را پرسید و جواب قانع کننده شنید و چون خود را عاجز یافت ، به شدت ناراحت وعصبانی شد و گفت : « مردم! دانشمند والا مقامی را که مراتب اطلاعات و معلومات مذهبی او از من بیشتر است ، به اینجا آورده اید تا مرا رسوا سازد و مسلمانان بدانند پیشوایان آنان از ما برتر و داناترند ؟! به خدا سوگند دیگر با شما سخن نخواهم گفت و اگر تا سال دیگر زنده ماندم ، مرا درمیان خود نخواهید دید! » این را گفت ، از جا برخاست و بیرون رفت .
به گوگل باز بفرستید
به کلوب بفرستید
مشترک فید وبلاگ شوید
لینك ثابت
نظرات ( )
..: آخرین ارسال ها :..
کثافتیسم که شاخ و دم ندارد
مظلومیت ولی فقیه در حکومت ولایت فقیه
آوردهاند که ...
حقارت "بیبیسی" در برابر عظمت دختران ایرانی
حکایت ناموسه...
ژاکتی به وسعت یک شاخه نیلوفر
ریگی، "بی بی سی فارسی" را ضربه فنی كرد
ادب از كه آموختی؟ ... از تـویـوتــا!
ارشدنامه
آروغ های مضحك آقای كارگردان
بزرگ میشید، جاش خوب میشه!
آزادی بیان به سبک اصلاحات
امام، تکلیف "اصل 27 قانون اساسی" را مشخص کرد
مودبانه اش می شود "گور بابای کپی رایت"
نوشتیم تراكتور، خواندند احمدی نژاد!
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2010 © by Mehdi Khanalizadeh
The Template Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.Mehdinews.com