|
» امروز |

شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.
متشكرم
پس موشكهای شهاب و قدر و سجیل به چه درد میخورد؟!
تغییر اوبامایی در غزه
گربه را از هر جا ول کنی به جمهوری اسلامی انتقاد می کند
خدای شما همان خدای ما نیست
پنج دروغ بزرگ اسرائیل دربارهی حمله به غزه
به سربازان اسرائیلی سنگ بزنید
مقصد پرواز: غزه
خشم خیبریمان را بر سر صهیونیستها فرو میریزیم نه سفارتخانه های چند كشور زبون
بازتاب خبر مهدی نیوز در روزنامه جام جم
نامه ای به آقای پپسی کولا
گروه دانشجویان شهادت طلب برای غزه
زیارت عاشورا
آمریکا و اروپا در جشن و سرور ، غزه در آتش و خون
برنامه ریزی در قاهره،اجرا در غزه
هولوکاست واقعی در غزه
پیام رهبر انقلاب در مورد فجایع غزه
این فلان ها و آن بهمان ها (حتما بخوانید)
برگزاری مجمع عمومی سازمان علمی پژوهشی دانشجویان عمران سراسر کشور در دانشگاه تهران جنوب
حکایت مزروعی و رادیو فرانسه
کلیپ با صدای محسن چاووشی برای غره
مردم، غایب اصلی همایش 30 سال قانونگذاری
بازی پرتاب کفش به سمت بوش
اکبر گنجی: چیزی به نام اسلام نداریم!
روانشناسی راننده تاکسی های عالم سیاست
یادداشت استثنایی کیهان (حتما بخوانید)
وقتی پدرخوانده فرافکنی می کند!
حباب روى آب خوش نشین هاى دبى و آرزوهاى برباد رفته
سخنرانی حسن عباسی در دانشگاه آزاد تهران جنوب
ظاهر مذهب اگر با مذهب ظاهر نشست
عمومی ( 103 )
سیاسی ( 87 )
ادبیات ( 32 )
تلویزیون ( 22 )
سینمایی ( 37 )
دانشگاه ( 16 )
سرگرمی ( 20 )
عاشقانه ( 30 )
فنآوری ( 7 )
مذهبی ( 98 )
اجتماعی ( 72 )
حوادث ( 75 )
موسیقی ( 13 )
ورزشی ( 35 )
عمران ( 1 )
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
ساقی عزیز، می ترسم
ساقی عزیز، سلام
جرعه جرعه نوشیدن از قدح معرفت تو و مست شدن از اشعار و متون عارفانه و عاشقانه تو، عادت روزانه من است. می دانم که می دانی در یک جبهه قدم بر می داریم و برای اعتلای سرزمین و اعتقاداتمان می جنگیم. این را گفتم تا بدانی (و مطمئن هستم می دانی) که متخاصم نیستم و فقط درد دلی دوستانه دارم و چه گوشی شنواتر از ساقی.
ساقی عزیز
مطلبت، آتش به خرمن قلبم انداخت. راستش را بخواهی اندکی ترسیدم. ترسیدم از انحراف. از کج روی و تندروی. ((انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق)). مگر غیر از این است؟ حال تو را چه شده است که از یک تروریست دفاع می کنی؟
ساقی عزیز
سعید حجاریان هر که بود قطعا از ابوسفیانی که پیامبر او را عفو کرد (در صورتی که می دانست کوچکترین ایمانی در دل او نیست) بدتر نیست. اصلا فرض بگیریم که هست. آیا وظیفه من و تو این است که خودمان ببریم و بدوزیم و حکم قصاص برایش صادر کنیم؟ آیا در این صورت سنگ روی سنگ بند می شود؟ بگذار صریح بگویم. می دانی که از ده نمکی متنفرم و فیلم او را توهین تمام عیار به سرافرازان دفاع مقدس می دانم. حال به نظر تو درست است به این بهانه که او به امثال عموی شهید من توهین کرده است، دست به اسلحه ببرم و خودم قانون الهی را اجرا کنم؟
ساقی عزیز
چرا اینقدر راحت حکم ارتداد صادر می کنیم؟ بله، من هم دل پرخونی از تفکرات امثال حجاریان دارم اما این درست است که همه مخالفان را از بین ببریم؟ من حتی سروش را هم مرتد نمی دانم. او گمراهی است که در راه جهالت و ضلالت خویش غرق است. به اندازه کافی امر به معروف هم شده است. حال که نمی خواهد راه حق را برگزیند، باید او را به خدا واگذار کنیم. وظیفه من و تو اعتراض به نهادهای اجرایی کشور مانند قوه قضاییه است، نه دست به اسلحه بردن.
ساقی عزیز
ما باید به تبعات کارهایمان فکر کنیم. یادم هست وقتی 26 مهرماه سال گذشته در دانشگاه شما حاضر شدم تا در اجتماع حمایتی از رئیس جمهور شرکت کنم، آقای مرتضی کیا گفتند : ((کار شما به نام بسیج تمام می شود. پس هرگز نباید کوچکترین ضربه ای به معترضین وارد کنید. هر کس نمی تواند تحمل کند، به عقب برود)). یادم هست آن روز حسابی از طرف مدعیان آزادی بیان پذیرایی شدم و با لباس پاره و صورت مشت خورده و بدن کوفته به خانه بازگشتم اما خوشحال بودم که نام بسیج را فدای هواهای نفسانی خودم نکردم. من هم می توانستم از خجالتشان در بیایم اما ((والکاظمین الغیض والعافین عن الناس و الله یحب المحسنین)). به قول خودت اگر حجاریان زنده نمی ماند، اکنون کلمه مقدس شهید بر نام یک انسان خائن می درخشید. چه دستاورد درخشانی!!
ساقی عزیز
صفار هرندی، صفوی و بخارایی در برابر کفر قرار داشتند و راهی جز مبارزه مستقیم نداشتند. آنها جرقه آتش انقلاب را روشن کردند اما سعید عسگر چه؟ جز اینکه افسادطلبان را به مظلوم نمایی واداشت، کارکرد دیگری هم داشت؟!
ساقی عزیز
قصد نصیحت نداشتم. احتمالا از من بزرگتر هستی و من جسارت پندآموزی به تو را نمی کنم. فقط نگرانم. نگران از فرقان. از فرقانی که به خاطر اسلام، مطهری را ترور می کند. از خوارج. از خوارجی که به خاطر ((لا حکم الا لالله))، علی را به مصاف پیکار کشاندند.
ساقی عزیز
قدحت پر می باد...
لینك ثابت
نظرات ( )
..: آخرین ارسال ها :..
کدام عاشورا؟ کدام کربلا؟
اسرائیل را محکوم کنیم، نه جنایاتش را
بیایید متحد باشیم
برای غزه متحد شویم
دلم شکسته
برگزاری مسابقات پل کاغذی در دانشگاه تهران جنوب
یلدای من
چند روزیست ...
وزیر ارشاد فرشته است
ماست
اختناق
کاش لایق باشم
دریغ از یک اپسیلون وقار
خواجه پیشی
اطلاعیه
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by Mehdinews.com
The Template Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.Mehdinews.com