شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.
تمام اتفاقات ۲۸ مرداد را می شود در یک جمله خلاصه کرد : (( تمام آرزوهای آزادی خواهی و استقلال طلبی یک ملت ۲۶ سال به تاخیر افتاد )).اصلا قصد ندارم بگم کی مقصر بوده چون نه صلاحیت اش را دارم و نه حوصله جر و بحث را.فقط :
-
ای کاش مصدق و کاشانی با هم کنار می آمدند.
ای کاش محمدرضا پهلوی خائن نبود.
ای کاش بریتانیای کبیر نابود می شد.
ای کاش شعبون بی مخ یه خرده مخ داشت.
ای کاش ...
ای کاش ای کاش ها واقعیت داشتند.
پی نوشت:
-
بابت مطلب قبلی که امیر نوشته بود از تمام مخاطبان وبلاگ عذرخواهی می کنم.
--
نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ، ساعت 10:08 قبل از ظهر