

شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.
متشكرم

شک نکنید که بادبادک باز یک رمان سیاسی است.آشکارا می توان دست های سیاست را در لا به لای تمامی سطرهای این داستان مشاهده کرد.جنگ سرد هنوز ادامه دارد و روس ها هنوز هم عوضی هستند حتی اگر در آمریکا متولد شده باشند.روس ها جنایتکار هستند و دشمن خونی تمام مردم جهان.اگر بخواهم کمی از نظرات شخصی خودم را وارد کنم و کمی هم اغراق آمیز صحبت کنم ، به راحتی می توان گفت که بادبادک باز ، یک اثر سفارشی از طرف وزارت امور خارجه آمریکا است.این رمان دقیقا همان چیزی را القا می کند که سردمداران بلوک غرب سابق و آمریکای فعلی می خواهند.همان تصویری را از اسلام می سازد که هر روزه بی بی سی و سی ان ان ، در حال تبلیغ آن است.خالد حسینی خیلی زیرکانه اسلام طالبانی را می کوبد و این کوبیدن را وسیله ای برای پناه بردن به اسلام آمریکایی قرار می دهد.اسلامی که در آن نماز می خوانند و همزمان هم شراب می خورند.روزه می گیرند اما حجاب ندارند.حج می روند اما جهاد نمی کنند.طبق معمول ، آمریکا مهد آزادی است و عده ای که ریش دارند می خواهند این آزادی را از بین ببرند.زمانی که شوروی ، افغانستان را بمباران می کند نماد شیطان است و وقتی که آمریکا ، افغانستان را بمباران می کند ، پیام آور آزادی.نماد این آزادی هم کسی نیست به جز حامد کرزای.کسی که این کتاب به ستایش او می پردازد.

اساس و پایه رمان بادبادک باز ، بر مبنای یک موضوع غیر اخلاقی است.چگونه می توان رمانی را بر پایه فساد بنا کرد و انتظار پندآموزی داشت؟ واقعا هدف خالد حسینی از نوشتن این کتاب چه بوده است؟ آیا همان منظوری را داشته است که محسن مخملباف هم بر اساس آن ، فیلم سفر به قندهار را ساخت؟ چقدر کوته نظر و ساده لوح هستیم اگر خیال کنیم که انتشاراتی های آمریکا دلشان به حال کودکان افغانی سوخته است که این کتاب را منتشر کرده اند.
در این کتاب فقط به جنایات طالبان اشاره می شود.حتی گاهی پا را فراتر می گذارد و اسلام را مقصر این وضع می داند.در این کتاب اسلام با شادی مخالف است و حتی کوچکترین هیجان یک کودک به خاطر به ثمر رسیدن گل در بازی فوتبال را مطرود می داند.قوانین اسلام همگی خشن و وحشیانه هستند.این ، اسلامی است که در بادبادک باز معرفی می شود.در مقابل هم اسلامی داریم که خیلی باحال است.موقعی که فرزندمان در حال مرگ است ، او را می خوانیم و وقتی نجات یافتیم ، دیگر با او کاری نداریم.اصلا خدا را چه به زندگی روزمره؟ خدا فقط به درد وقتی می خورد که مشکل داریم.
بادبادک باز یک شاه بیت دارد که دست نویسنده را کاملا رو می کند : ((این ملاها از همه بدترند.خدا نکنه که حکومت بیفته دست اینها)).
وقتی به بخشهایی از بادبادک باز می رسیدم که درباره شاهنامه و سعدی و حافظ حرف می زنند ، ناخود آگاه به یاد سفره هفت سینی می افتادم که در هنگام نوروز در کاخ سفید پهن شده بود.

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در پنج شنبه ششم تير ماه 1387
کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.com
This Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com
