

شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.
متشكرم
بعد از جنگ جهانی دوم بود که تازه به فکر انسانها ( آن هم از نوع پیروز شده در جنگش ) رسید که مردم دنیا باید در انتخاب دین و روش زندگی خود اختیار تام داشته باشند.منشوری به نام حقوق بشر تدوین شد تا مردم را از قید و بند تحکم و اجبار رها کند.
-
حدود صد سال بعد ، رئیس جمهور کشوری که خود را سردمدار آزادی و حقوق بشر می داند ، در یک سخنرانی ، جمله ای تاریخی به زبان می آورد : (( مردم دنیا باید با ما باشند در غیر این صورت دشمن ما هستند )).ظاهرا آقای رئیس جمهور فراموش کرده است که انسانها باید در انتخاب روش زندگی خود آزاد باشند.
-
۱۴۰۰ سال پیش ، مردی از میان جامعه جاهل عرب برخواست و شعار حقوق بشر و آزادی سر داد.او برخلاف آقای رئیس جمهور فقط شعار نمی داد.عمل هم می کرد.وقتی داشتم سوره (( انسان )) رو می خوندم به خودم گفتم واقعا راحت تر از دین اسلام هم وجود دارد؟ خداوند حکیم قرن ها قبل از تاسیس سازمان ها و نهادهای حقوق بشر ، ندای آزادی سر داده است:
-
(( انا هدیناه السبیل ، اما شاکرا و اما کفورا ))
(( ما راه را به انسان نشان دادیم.حال او مختار است که شاکر باشد و یا ناسپاس ))
-
پی نوشت:
متن بالا را برای دومین جشنواره قرآنی تسنیم نوشته ام.
نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در شنبه سی و یکم شهریور ماه 1386
کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.com
This Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com
