

شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.
متشكرم
علی دایی عزیز ، سلام
من کسی هستم که فوتبال را با تو شناختم.زمانی که نمی دانستم فوتبال را با ((ط)) می نویسند یا با ((ت)) ، گل های زیبای تو شادی را به من هدیه می کرد.وقتی با سر شکسته و باندپیچی شده به کره جنوبی گل می زدی ، در آرزوهایم این بود که یک عکس یادگاری با تو بگیرم.حتی وقتی بعد از جام جهانی آلمان ، تو را آماج حملات ناجوانمردانه و غیر منطقی قرار دادند و اسطوره شان را به تمسخر گرفتند ، من برایت یک اعتراض درست کردم و برای دفاع از تو امضا جمع می کردم.وقتی که با سایپا در برابر پرسپولیس - تیم محبوبم - قرار گرفتی ، وقتی مهرزاد معدنچی پنالتی را بیرون زد ، در میان هزاران طرفدار پرسپولیس در ورزشگاه آزادی ، به هوا پریدم و فریاد شادی من آسمان ورزشگاه را شکافت و نگاه متعجب و خشمگین مردم به سمت من برگشت.
سلطان واقعی فوتبال ایران
تو را چه به فوتبال ایران ؟! فوتبال ایران یعنی آبگوشت و لمپنیزم به سبک پروین.فوتبال ایران یعنی اراجیف گویی و لجن پراکنی به سبک مایلی کهن.فوتبال ایران یعنی تزویر و دورویی به سبک قلعه نوعی.تو به درد فوتبال ما نمی خوری.تو آنقدر ساده ای که هر چه در دلت هست را راحت بیرون میریزی.تو مثل بعضی ها نیستی که در برابر دوربین های تلویزیون ، دم از رفاقت بزنی و در پشت پرده ، فحاشی کنی.تو اگر ناراحت هم باشی ، اگر فحش هم داشته باشی ، راحت جلوی دوربین حرف دلت را می زنی.تو شفاف و شیشه ای هستی.تو هنوز همان علی دایی هستی که در کوه پایه های سهند رشد یافته است.

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در يکشنبه نوزدهم خرداد ماه 1387

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در شنبه هیجدهم خرداد ماه 1387
نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در جمعه هفدهم خرداد ماه 1387
با آگاهي از اعترافات تحليل گران و شخصيت هاي سياسي و فرهنگي غرب در زمينه جامعيت و توانمندي اسلام, مي توان به بخشي از علل رويكرد گسترده جوامع غربي به اسلام دست يافت و آن را مورد تحليل دقيق تري قرار داد.

1) كلاوس كينكل وزير اسبق امور خارجه آلمان اخيراً طي مقاله اي كه در مطبوعات اين كشور به چاپ رسيده است با تصريح به اين واقعيت كه:
2) پرفسور برنارد لوئيس از دانشگاه برينستون آمريكا نيز طي سخنراني در همايش اسلام در اروپاي غربي اظهار داشت: آن گونه كه امروز در غرب فهميده مي شود اسلام تنها يك رشته اعتقادات فردي نيست بلكه يك نظام قوانين متنوع است.
3) پرفسور خوزه مارتينز رئيس دانشكده تاريخ باستان دانشگاه كمبلوتنسه و عضو هيئت علمي آكادمي تاريخ رئال مادريد با تذكر اين مطلب كه گرچه من اروپايي هستم اما بي طرف صحبت مي كنم اظهار داشت:اسلام ديني كامل است و جامع با تمام قوانين صحيح زندگاني, من شخصاً قرآن را پنج بار مطالعه كرده ام در سطر سطر آن قانون و ثبات ديده مي شود و از آن گذشته به نظر من اسلام ديني بسيار آسان و فهميدني است و... ولي شما مي بينيد در مسيحيت به اندازه اي روايات گيج كننده است كه گاهي يك كشيش هم سرنخ تثليث را از دست مي دهد.وي افزود:در نهايت در مسيحيت به يك مذهب مي رسيد ولي در اسلام مجموعه قوانين خواهي رسيد.
4) تحليلگر روزنامه اسپانيايي ا.ب.ت در اين زمينه مي نويسد:اسلام ديني اجتماعي است كه حتي مي تواند مانند ايران تبديل به حكومت شود مفاهيم اسلام واضح و روان است.
5) هربرت هيل رينگ هاوس نويسنده غربي هم در مقاله اي تحت عنوان شكوفايي اسلام با بيان اينكه:قرآن كتاب دستورالعمل هاي فردي و فقط براي آخرت نيست مي نويسد:قرآن زندگي جمعي انسان ها را در اين جهان نيز براساس دستورالعمل هاي خدايي سروسامان مي دهد.
6) هري سيناين (Harryscnein): سياست مدار سرشناس سوئد, طي مقاله اي در روزنامه dn با عنوان مذهب و سياست ضمن طرح اين واقعيت كه:اسلام كه در قرون اخير براي غربي ها ناآشنا شده بود با درگيري اسرائيل با مسلمانان و انقلاب اسلامي ايران سرزبان ها افتاده است مي نويسد:اسلام تنها يك مذهب نيست بلكه يك جنبش سياسي است و حضرت محمد(ص) تنها يك پيامبر نبود يك سياست مدار و يك سردار نظامي نيز بود.
7)پرفسور دانل هول سينگر سخنران كنفرانس بررسي تاثيرات اسلام در شمال آفريقا, نتيجه تحقيقات خود را پيرامون اسلام اين گونه ابراز مي دارد:اسلام تنها يك مذهب نمي باشد بلكه يك اسلوب زندگاني است, دين اسلام و حكومت با هم توام و مخلوط هستند.
8) مورهود كندي, متخصص با سابقه مركز مطالعات عربي و خارجي ايالات متحده آمريكا (كه مديران و تجار را در رابطه با فرهنگ هاي ساير ملل تعليم مي دهد) و رئيس بنياد كندي در نيويورك, با پيش بيني اين امر كه اسلام به زودي به عنوان مهم ترين گروه مذهبي در آمريكا بعد از مسيحيت ظهور خواهد كرد , در تشريح علل و عوامل رويكرد گسترده بين المللي به اسلام و جذابيت هاي اين دين جهاني گفت: ما بايد بپذيريم كه اسلام مانند مسيحيت تنها يك دين و اعتقاد نيست بلكه علاوه بر آن يك سيستم سياسي نيز بوده و حقوق خاص خود را دارد, ضمناً دين اسلام طريقه اي است براي زندگي كردن.وي اضافه نمود:من به عنوان يك دانشجوي دانشگاه هاروارد قوانين وراثت در اسلام را با قوانين ايالت خود مقايسه نمودم و از اينكه قوانين اسلام بسيار انساني تر بوده و روابط خانوادگي را در نظر گرفته است در شگفت ماندم!
9) تحليلگر و نويسنده روزنامه كريستين مانيتور با بيان تلقي غالبي كه از اسلام در دهه هاي اخير خصوصاً پس از قيام امام خميني در اذهان عمومي پديد آمده مي نويسد:اسلام به عنوان دارويي براي دردهاي روحي و كيميايي براي رفع مشكلات سياسي و اقتصادي است, اسلام از آغاز ظهور برخوردي جامع و كامل با همه وجوه ابعاد زندگي در پيش گرفت و با زندگي شخصي افراد به همان اندازه سروكار دارد كه با حيات اجتماعي آنان دارد.
10)در عصر با بركت امام خميني(ص) به نحو روزافزوني اين باور در ميان انديشمندان و صاحب نظران بين المللي- و به ويژه غربي- رسوخ مي نمايد كه:جوهره اسلام با شرايط و احوال (مختلف) انساني قابل انطباق است و ايمان و اطمينان خلل ناپذيري كه به آدميان مي دهد آنان را از سرگشتگي و پوچي تمدن امروز مصون مي دارد .
-
نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در سه شنبه چهاردهم خرداد ماه 1387
کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.com
This Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com
