»



منوی کاربری
Make Your HomePage Email To Admin Add to Favorites



شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.

متشكرم

صفحات وبلاگ
نظرسنجي
مقالات برتر
خواندنی ها
پيوند هاي روزانه
عکس نوشت
وقتی پرده ها کنار می روند
یه بار وقتی رفته بودم ساختمان شهدای رادیو ، یکی از مسئولین بلند مرتبه رادیو جوان به من گفت که اینجا همه طرفدار احمدی نژاد هستند و حتی خود من هم به احمدی نژاد رای داده ام.من ازش پرسیدم خب پس چرا اینقدر علیه دولت هجمه می کنید و دولت را تخریب می کنید؟! ایشان جواب داد که ما می خواهیم ظاهر قضیه را نگه داریم.

از آن روز چند ماهی گذشته است.بحث آن روز من با آن مسئول به نتیجه نرسید و من روز به روز از رادیو جوان فاصله گرفتم.چون می دیدم فاصله اعمالشان از حرفهایشان بسیار زیاد است و به شدت دروغ می گویند.

دیروز خبری منتشر شد مبنی بر اینکه شهرام گیل آبادی از سمت مدیریت رادیو جوان برکنار شده است.به شخصه هیچ احساس خاصی نسبت به این خبر نداشتم.چون شناختم از آقای گیل ابادی محدود به یک دیدار 5 دقیقه ای بود اما...اما نکته جالبی که در این میان وجود داشت این بود که بالاخره پرده ها افتادند و معلوم شد حامیان معنوی رادیو جوان چه کسانی بوده اند.سایت اینترنتی تابناک که متعلق به یکی از نظامیان مستعفی است و سابقه ای طولانی در شایعه سازی و شایعه پراکنی دارد و همین چند روز اخیر هم توسط مقاله هوشمندانه حسین شریعتمداری ، آچمز شده بود ، شمشیر از نیام برکشید و به انتقاد از برکناری گیل آبادی پرداخت.همچنین سایت رسمی شاخه جوانان
حزب مشارکت که خبر جاسوسی دبیرکل سابقش برای سفارت انگلیس و آلمان چندی پیش نقل محافل خبری بود ، با مطلبی آتشین به دولت حمله کرد و گیل آبادی را در حد یک شوالیه بالا برد.خبرگزاری مخملی ایسنا هم طبق معمول سردمدار این حرکات بود.


خلاصه اینکه با برکناری گیل آبادی ، نقاب از صورت برخی دوستان افتاد تا دیگر دروغ نگویند و ما هم متوجه شویم که هزینه بیت المال با پشتیبانی چه گروه هایی علیه دولت و حکومت خرج می شود.


در همین رابطه :

رسوايي بدون درد و خونريزي

برکناری مدیر هزینه‌ساز رادیو جوان و شکستن مقاومت معاون صدا
-

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در دوشنبه شانزدهم ارديبهشت ماه 1387
بزرگ ترین دغدغه زندگی من

 

دارم از گشنگی می میرم ؛ دو هزار تومان هم بیشتر تو کیفم نیست؛ می خوام برم ناهار بگیرم، شاید بتونم یه چیزی بخرم؛ یه مغازه میوه فروشی پیدا می کنم تا ناهار بگیرم؛ آخه من عادت دارم ناهارا گوجه فرنگی می خورم.با دیدن قیمت گوجه، سرم سوت می کشه.ترجیح می دم ناهار نخورم و از گشنگی بمیرم.

موقع شام شده ؛ دو هزار تومان بیشتر تو کیفم نیست، اما دوباره باید از گشنگی بمیرم، چون می خوام شام هم گوجه فرنگی بخورم . راه می افتم و به گوجه فرنگی و ناهار و شامی که نخوردم فکر می کنم.

ای خدا شکرت. بالاخره من هم یه آدم دغدغه مند شدم. همیشه به اونایی که قیافه متفکری داشتن و انگار ذهنشون درگیر بود ، حسودیم می شد. آخه می  گفتن اونا دارای دغدغه های پیچیده ذهنی اند؛ حالا خودم هم قیافم متفکر شده و دچار دغدغه های پیچیده ذهنی شدم.بنابراین من یه آدمی هستم که به سفارش دینش همش در حال فکر کردنه یعنی داره فکرای سازنده می کنه. فکر گوجه فرنگی ، بادمجان ، لولیا ، لپه و حتی سیمان و آجر؛ پس من همیشه در حال عمل به دینم هستم و عبادت می کنم.

توی همین فکرا بودم که رفیق قدیمیم رو که خیلی دلم براش تنگ شده بود، دیدم. شنیده بودم فارغ التحصیل شده اما نمی دونستم چی کار می کنه.با خوشحالی بهش سلام کردم و دستش رو محکم فشار دادم:

سلاااااام، خوبی؟ چه عجب! تو آسمونا دنبالت می گشتیم، این جا پیدات کردیم(دم میوه فروشی).

با قیافه گرفته ای گفت: س لا م...

جا خوردم، گفتم: اتفاقی افتاده؟ نکنه برای خانوادت ...

گفت: اتفاقی که افتاده، گوجه فرنگی گرون شده و من گشنه موندم.بعد هم کلی از این طرف و اون طرف حرف زد و به اطلاعات اقتصادی و سیاسی من افزود . ته دلم خوشحال شدم از این که فهمیدم گوجه فرنگی، بادمجان، لوبیا،لپه حتی سیمان و آجر فقط دغدغه من نیست به نظر میاد خیلی ها دغدغه مند شدن و در حال تفکرن.آخرش هم رفیق قدیمیم یه چیز با حال دیگه هم گفت، یعنی گفت خوش به حال عراقیا.تعجب کردم . وایسادم ادامه بده شاید من هم بگم خوش به حال عراقیا.ادامه داد: می گن اونجا هندونه، خربزه، سیمان، آجر، عروسک دارا و سارا، قیچی و ... خیلی ارزونه.پس من هم گفتم خوش به حال عراقیا، بی خیال این که امنیت ندارن، بی خیال این که شب خوابیدن یه دفعه می ریزن ، می گیرن و می برنشون، بی خیال این که از اول شب حکومت نظامیه.مهم اینه که اونجا هندونه، خربزه، سیمان، آجر، عروسک دارا و سارا، قیچی وحتی گوجه فرنگی خیلی ارزونه.البته خدایی نکرده فکر نکنید من و رفیقم از خود بیگانه شدیم و یا خدایی نکرده خود باوریمون رو از دست دادیم.یه وقت همچین فکری نکنید که خیلی ناراحت می شم و اصلا بهم بر می خوره، چون وطن دوستی من شهره خاص و عامه.

از دوستم خداحافظی می کنم، البته قبلش شماره موبایلش رو می گیرم ( ببینید چقدر عقب مونده شدیم که دیگه دست همه موبایل هست.گفتم دلم برای رفیقم تنگ شده بود، نگفتم ازش خوشم می آد).

به دغدغه های ذهنیم فکر می کنم و خوشحالم از این که یه آدم دغدغه مند توی این جامعه ام . یه خرده جلوتر دوباره به یه میوه فروشی می رسم ... چه جالب !!! همه بروبچ با حال دانشکده که یه زمانی موقع ناهار توی بوفه می دیدمشون اومدن برای ناهار گوجه فرنگی بخرن و بخورن . به این نتیجه می رسم که گوجه فرنگی یه کالای کاملا اساسیه که اگه نباشه، همه از گشنگی می میرن.

اِ... دوباره چه جالب!!!!! یه خرده اون طرف تر مادراشون رو می بینم که دارن کارتنی پودر می خرن و می برن!!! (تو رو خدا بی ادبیه من رو ببخشید، اما شما که غریبه نیستید با دیدن یکی از اون مادرا که داشت پودر می خرید یاد بچه اش افتادم که یه روز سر کلاس بغل دستم نشسته بود و اون قدر لباسش کثیف بود که داشت حالم.....).یکی از بچه های درسخون کلاس رو دیدم که با تعجب از کنار مادرای پودر بدست و بچه های گوجه بدست رد شد و به من رسید و گفت: این جا چه خبره؟!!!! گفتم : بچه ها دارن ناهار می خرن و مادرا دارن برای لباس بچه پودر می خرن، تو ناهار خوردی؟ گفت آره اما نه گوجه فرنگی.از تعجب داشتم شاخ در می آوردم، مگه کسی می تونه برای ناهار گوجه فرنگی نخوره ؟!!! گفتم حالا داری کجا می ری؟ گفت کتابخونه، یه مسئله نانوئه که خیلی وقته ذهنم رو مشغول کرده . راستش رو بخوای برام شده یه دغدغه ذهنی، برم ببینم می تونم به نتیجه ای برسم . یه خرده عجله هم دارم.

 ازش خداحافظی کردم و اون به سرعت رفت.رفتم توی فکر، واقعا من و رفیقام(بچه باحالا) دغدغه مندیم یا این بچه درسخون کلاس؟!!!!!

 

پی نوشت:


این نوشته در زمان گرانی گوجه فرنگی به رشته تحریر در آمده است، شما می توانید با سلیقه خود آن را up date کرده و هرگونه کالایی را که مایلید به عنوان وعده غذایی میل کنید، جایگزین آن فرمایید.



نویسنده : خانم مشکات (دانشجوی فلسفه غرب دانشگاه تهران)
-

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در شنبه چهاردهم ارديبهشت ماه 1387
آموزش دانلود فیلم از سایت یوتیوب

سایت یوتیوب یکی از معروفترین سایتهای اینترنتی در زمینه اشتراک فیلم به صورت آنلاین است.این سایت امکانات ویژه ای را در اختیار کاربران خود قرار می دهد.یکی از بزرگترین مشکلاتی که کاربران سایت یوتیوب با آن درگیر هستند ، عدم امکان دانلود فیلم ها از این سایت است.روش های زیادی برای دانلود فیلم از سایت یوتیوب وجود دارد که بهترین آنها ، استفاده از سایتهای اینترنتی هستند که امکان دانلود را برای شما فراهم می آورند.در اینجا من شیوه دانلود ویدئو های سایت یوتیوب را به شما آموزش می دهم.


ابتدا به سایت
http://www.mediaconverter.org مراجعه کنید.در کادر خالی موجود در صفحه ، آدرس فیلم مورد نظر خود را وارد کنید.(مثلا : http://youtube.com/watch?v=8rNwzSImyJM ) و سپس دکمه Next را فشار دهید.



از منوی کشویی نمایش داده شده ، نوع فایلی را که مایل هستید ویدئو به آن صورت باشد ، انتخاب کنید و سپس دکمه Next را فشار دهید.


در این صفحه می توانید تغییراتی در میزان کیفیت نمایش ویدئو اعمال کنید.پیشنهاد من این است که هیچ تغییری در آن ایجاد نکنید و دکمه Next را فشار دهید.


حالا بسته به حجم ویدئوی مورد نظر شما زمان لازم است تا فایل برای دانلود آماده شود.


پس از پایان یافتن مرحله قبل ، لینکی در اختیار شما قرار داده می شود که می توانید توسط آن فیلم را از سایت یوتیوب دانلود کنید.

روشهای دیگری هم برای دانلود فیلم از سایت یوتیوب (Youtube) وجود دارد که می توانید آنها را در
اینجا بخوانید.
-

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در پنج شنبه دوازدهم ارديبهشت ماه 1387
احمدی نژاد اشتباهی است !!

احمدي نژاد در سال 1392: من نه استاندار بودم نه شهردار بودم و نه رئيس جمهور بودم . من هيچ کدام از اين ها نبودم . من فقط اشتباهي بودم !!


فکر مي کنم پس از پايان سريال مرد هزار چهره ، اولين پيامک طنزي که برام اومد همين بالايي بود.از اين دست پيامک ها کم به دست من نمي رسد و من هم مثل بقيه مي خندم و براي دوستام مي فرستم و ... اما نمي دونم اين آخري چرا يه جورايي من رو به فکر واداشت.من اشتباهي بودم.


چند وقت پيش دکتر احمدي نژاد تعريف مي کرد که يکي از اين آقايون بهش گفته بود که مي دوني مشکل شما چيه؟ و بعد ادامه داده بود که مشکل شما اينه که خارج از دايره هستي.براي همين هم هست که چپ و راست ، اصولگرا و اصلاح طلب (داخل دايره اي ها) باهات اين طوري برخورد ميکنن. تو اين سه سال به واسطه اخباري که به دست ما مي رسيد و شرايطي که يک نفر مثل من دارد واقعا به اين نکته پي بردم که احمدي نژاد اشتباهي رئيس جمهور شد !! آخه نمي شود که يکي بيايد همين جوري بخواهد نون ها رو آجر کند ، زنجير اون دايره رو پاره کند و بخواهد که به سمت عدالت حرکت کند و نخواهد در اين بين سهم دوستان داخل دايره را بدهد . کسي بيايد که نخواهد ...

خلاصه اين که تو اين دوره زمونه که اتحاد ، يک حرکت کمياب اجتماعي است با کمي دقت مي توان شاهد شکل گيري يک اتحاد بزرگ اصول گرايان و اصلاح طلبان در جهت دوختن و اتصال نقاط آسيب ديده دايره و همچنين بيرون انداختن نفوذي هاي احمدي نژادي در دايره بود که خوشبختانه فکر مي کنم اين اتحاد تا سال آينده به 100% برسد.


احمدي نژاد اشتباهي بود چون معادلات نبايد اينجوري جواب مي داد و اشتباهي بود چون صاحبان اصلي اين انقلاب (مردم) حامي او بوده و هستند و اشتباهي خواهد بود تا وقتي بخواهد با مردم باشد.


منبع :
علیرضا احمدی نژاد
=

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در سه شنبه دهم ارديبهشت ماه 1387
آخرين ارسال ها

کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .

All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.com
This Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com

. اين سایت توسط مهدی خانعلی زاده طراحي و كدنويسي شده است و هرگونه كپي برداري از آن منوط به كسب اجازه مي باشد