همانا که حزب خدا پیروز است
کجایند آنهایی که از ایستادگی می هراسند؟ کجایند آنهایی که می گفتند آمریکا قدرت برتر جهان است و ما باید این را بپذیریم؟ کجایند آن درماندگانی که دم از عجز و لابه در درگاه خداوندگار دموکراسی می زدند؟ این افراد کجایند تا کور شدن جهانخواران را ببینند.مگر یکتا پروردگار عالم نگفته است که فان حزب الله هم الغالبون؟ مگر نگفته است که تو در حزب من باش ، بقیه اش را خودم حل می کنم؟ آیا بالا رفتن قیمت گوجه فرنگی ارزش داخل شدن به حزب خدا را ندارد؟

نمی دانم چه و چگونه از لبنان بگویم.حاضر هستم تمام زندگی ام را بدهم اما به جای غوطه ور بودن در میان مردمی که 5 تومان گران شدن نان را تاب نمی آورند ، در میان مردمانی باشم که کشورشان با خاک یکسان شده است اما لحظه ای دست از اعتقادات خود نمی شویند.وقتی فریاد های غرورانگیز آن سید بزرگوار را بر سر طبل توخالی ای به نام اسرائیل می بینم ، ناخود آگاه اشک می ریزم.هم اشک شوق است و هم اشک عصبانیت.شوق از اینکه هنوز هم مردانی هستند که بر سر وعده خویش با خدای یگانه هستند و عصبانیت از اینکه در میان مردمی زندگی می کنم که خدایشان را فراموش کرده اند.مردمی که شعب ابی طالب را فراموش کرده اند.براستی چه کمدی ای می شد اگر مردم ایران در زمان پیامبر حضور داشتند.
آفرین بر مقاومت.نه به معنای یک حزب بلکه به معنای لغوی آن.مقاومت ، سرافرازی می آورد.خواه رهبرش سید حسن نصرالله باشد خواه چه گوارا خواه احمدی نژاد.اصل بر مقاومت است.مقاومت در برابر زورگو و متجاوز.بهایش را هم باید پرداخت و ما می پردازیم.جانمان را فدای آرمانمان می کنیم.بلی ، آرمان و اعتقادمان.
آمریکا سالانه میلیاردها میلیارد به اسرائیل کمک می کند.اصلا اگر کسی غیر از این انجام دهد ، مواخذه می شود.حتی یکی از تبلیغات اصلی برای بازی های سیاسی ، دفاع از اسرائیل است.آنوقت در مملکت به اصطلاح اسلامی مان ، معاون ارشد رئیس جمهور سابق کشورمان از کمک به لبنان انتقاد می کند و آن را شرعا جایز نمی داند.تف بر این دنیای نامرد که حتی دین و شرعیات را هم بازیچه خود قرار داده است.
درود بر حزب الله و درود بر خلیفه شایسته خدا بر روی زمین ، سید حسن نصرالله.کاش اندکی ، فقط اندکی از خون غیرتمند این سید بزرگوار در درون رگهای مردم این سرزمین جاری بود.
سمير قنطار کيست؟ متن كامل سخنراني «سمير قنطار» در مراسم استقبالگزارش تصویری: مراسم تشیع 199 شهید حزب اللهابطحي: كمك به لبنان مجوز شرعي ندارد!گزارش تصویری: مراسم بزرگداشت سمیر قنطارپی نوشت :
1- درگذشت خسرو شکیبایی در زمانه ای که بازیگرانش افشار و گلزار هستند ، دو چندان دردناک است.درود خداوندگار عالمیان بر او باد.
2- اسفندیار رحیم مشایی که معرف حضورتان هست.گویا ایشان به نمایندگی سلطنت طلبان در ایران تبدیل شده اند.بزودی حرف های اخیر ایشان را بررسی خواهم کرد.
3- هوا بس ناجوانمردانه داغ است.
-
عوضی ها
عوضی ها چه کسانی هستند ؟
عوضی ها کسانی هستند که 18 تیر را جنایت می دانند اما چیزی از 16 آذر و 15 خرداد و 17 شهریور نمی گویند.
-
من به ناو وینسنس عشق می ورزم
تقدیم به تمام عاشقان آمریکا که فریاد زدند " تا چه زمانی باید تاوان مرگ بر آمریکا را بدهیم ؟!!"
فیلم های وسترن همیشه صحنه های جذابی از مقابله خوبی و بدی ، تمدن و توحش و حق و ناحق هستند.کابوی جذاب داستان همیشه در کمال خونسردی تفنگ اش را می کشد و بنگ بنگ و فقط زمانی این کار را خواهد کرد که یک آدم رذل پا روی دمش گذاشته باشد.در غیر اینصورت ، صلح از سر و روی این مرد می بارد.آنها منجی هستند.منجی آدم های بی پناهی که زیر بار ظلم آدم بدها کمرشان خم شده و شب و روز زل زده اند به سر در شهر و دعا میکنند خدا بهشان رحم کند و از غیب برایشان یک قاتل بفرستد !!!
حالا تو کابوی عزیزم : "ويليام راجرز"
تو استجابت دعای کدام ملت بودی که تفنگت را در آوردی و در کمال خونسردی بنگ بنگ ؟! و بر اساس کدام معیار تو آدم خوبه هستی و 290 غیر نظامی آدم بده ؟! به تو مدال دادند.برای اینکه تو ثابت کردی در نشانه گیری هیچ کس رو دست کابوی های خونسرد بلند نخواهد شد.ایستادی و سینه ات را دادی جلو و با افتخار گفتی : "اگر صدها بار نيز آن اتفاق رخ دهد، باز هم دستور شليك خواهم داد".انسانیت به تو تبریک خواهد گفت چرا که از او در مقابل 290 غیر نظامی که خطرناک ترینشان ۶۶ کودک زیر ۱۳ سال بودند محافظت کردی.من فیلم اصابت موفقیت آمیز آن موشک به آن هواپیمای صد در صد خطرناک مسافربری را دیدم.شنیدم که خلبان التماس می کرد دست نگهدارید.شنیدم که با صدای لرزان بارها بلند و شمرده اعلام کرد که ما یک هواپیمای صد در صد غیر نظامی هستیم.شنیدم که گفت فقط مسافر توی این هواپیما است نه راکت و بمب.شنیدم که التماس میکرد.شنیدم و شنیدم که سرباز یگان ات خندید و گفت:"رفتن پیش خداشون".و بعد دیدم جنازه هایی که روی آب شناور بودند.سوخته و تکه تکه.جنازه ی بچه هایی که خیلی دورتر از آغوش مادرانشان با هر موج بالا و پایین می رفتند.آن عروسک سوخته را هم روی آب دیدم و بعد دندان های زرد تو را کابوی شغال صفت که بوی مرگ می داد.بله ، تو باز هم دستور شلیک خواهی داد و باز هم مدال خواهی گرفت.به خاطر رشادت های بی پایانت در برابر جنازه های سوخته کودکانی که عروسک هایشان را توی دریا گم کرده اند.بابا می گفت به سرد خانه رفته و وقتی می خواست بگوید که آنجا چه دیده ، بغض کرد و داد زد : حرومزاده های کثافت.تف به جد و آبادشون.و مامان بر خلاف همیشه برای اینکه فحش های زشتی داده بود ، معترضش نشد.و من فهمیدم تو چه رشادت هایی انجام داده ای.
کابوی عزیز
بوی مردار می دهید.تو و کشورت هر دو.بوی گند قساوت و باروت کابوی هایی که با خونسردی دریا را قبرستان می کنند.من از تو و همه ی فیلم های وسترن شما یانکی های بی رحم متنفرم.من از آن مدال لعنتی که به سینه ی همه کابوی های تاریخ است متنفرم. آن صلیب آهنین استعاره ایست از شیطان و وقتی آن را به سینه تان وصل می کنید ، همه دنیا می بینند که خانه شیطان کجاست.
و من می خندم به آدم های ساده لوحی که هنوز هم به کابوی ها ایمان دارند ...
-
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
یک سوال کوچولو
اگر ماجرای دانشگاه زنجان را واقعی در نظر بگیریم ، یک سوال کوچولو پیش می آید :
چرا آن روزی که در دانشکده هنرهای زیبا ، چادر از سر یک دختر کشیده شد ، دفتر تحکیم وحدت بیانیه نداد و خواستار استعفای وزیر علوم نشد ؟؟!!
-
آخرين ارسال ها
. اين سایت توسط مهدی خانعلی زاده طراحي و كدنويسي شده است و هرگونه كپي برداري از آن منوط به كسب اجازه مي باشد