»



منوی کاربری
Make Your HomePage Email To Admin Add to Favorites



شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.

متشكرم

صفحات وبلاگ
نظرسنجي
مقالات برتر
خواندنی ها
پيوند هاي روزانه
عکس نوشت
محکمه ای برای محکمه الهی

فکر نمی کنم کسی باشه که فایل صوتی محکمه الهی را گوش نداده باشه.من خودم در اون جلسه ای که این شعر خوانده شد حضور داشتم.بد ندیدم حالا که تب این بلوتوث فروکش کرده ، به تحلیل آن بپردازم.



خلیل جوادی شاعر این شعر است.وقتی شاعر شعر طنزش رو خوند ، بچه ها هي خنديدن و عشق كردن که بابا دمش گرم عجب حرفهايي زده.همينطور مردمي كه در اون برنامه حضور داشتن. شاعر خواب ديده كه معلوم بود رو شعرش خيلي كار كرده بود ، شعرش رو مردم پسند آغاز كرد يعني بحث رو برد سمت چيزي كه مردم ازش استقبال ميكنن يعني مردان سياسي امروز و از شخصي به نام حاجي نام برد كه فاسد بوده و حتي تو كار خدا هم دخالت مي كرده و كار خدا رو زير سوال ميبرده.از حاجي شروع كرد تا مردم رو به طرف خودش جمع كنه.بعد با لحني طنز آلود رفت سراغ شراب خوردن و با مردم كار نداشتن و از همه مهمتر حادثه عاشورا.


خیام اومد یه بطری ام تــو دستش


رفت و یه گوشــه یی گرف نشستش


حــــاجی بلند شد با صـدای محکم گفت


ایـن آقـــا بـاید بــره جهنـــم


خدا بهش گفت تـــو دخـا لت نکــن


بــــه اهـل معرفت جسارت نکـــن


بگــــو چرا بـــه خون این هلاکـــی


این کـــه نه مدعی داره نـــه شاکـی


نــه گـرد و خاک کــرده و نـه هیاهـو


نــــه عربده کشیده و نـــه چاقــــو


نـــه مال این نــــه مال اونـو برده


فقط عـــرق خــــریده رفتـــه خورده


آدم خوبیـه هـــــــواشو داشتــــم


اینجا خــــودم براش شراب گذاشتـم


ادامه مطلب را اینجا بخوانید

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در پنج شنبه سوم مرداد ماه 1387
فقط تصور کن
 

تصور کن اگه حتی تصورکردنش سخته

 

جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته

 

جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست



جواب هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست





ادامه مطلب را اینجا بخوانید

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در دوشنبه سی و یکم تير ماه 1387
قضيه خرمشهر حل شد
                                       تحليل شهيدحسن باقري از عمليات بيت‌المقدس‌


پس از روزهايي كه قرار بود عمليات خرمشهر انجام شود، طرح عمليات به اين صورت شد كه از آبادان به سمت خرمشهر نيرو بيايد، قرارگاه فتح، خرمشهر را محاصره كند و قرارگاه فجر، عرايض را تامين كند و قرارگاه نصر، در امتداد دژ پايين بيايد و منطقه اروندرود را تامين كند. نكته‌اي كه وجود داشت و از نظر نظامي حدس زده مي‌شد، اين بود كه عراق در 3 كيلومتري شلمچه  كه ما هستيم ‌  هيچ‌گونه ضد حمله‌اي انجام نمي‌دهد و خيلي راحت رفت و آمد مي‌كند و اهميت زيادي به رفت و آمدها نمي‌دهد، تخمين‌زده مي‌شد كه عراق اقدام به احداث پلي روي اروندرود كرده، طول و عرض آن هم زياد است، ولي قطعا در اين حد فاصل، پلي براي عراق وجود دارد. عراق مطمئن است منطقه تحت اشغالش را حفظ مي‌كند، البته، صدام شمال خرمشهر را كه بين مارد و جاده آسفالتي بود، رها كرد و از طرف جنوب به يك خاكريز آمد و در آن جا مستقر شد و ديگر هيچ نشانه‌اي از اين كه عراق عقب‌نشيني كند و خرمشهر را تخليه كند وجود نداشت، به خصوص با عكس هوايي كه گرفته شد، اين حدس به يقين مبدل شد كه عراق در (اروند) در حدود 6‌‌كيلومتري شرق شلمچه پلي احداث كرده است.

شناسايي‌هايي نسبت به سربند عراقي‌ها انجام شد، در بعضي محورها، سيم‌هاي تلفن در خط خودمان و خط دشمن كشيده شد و ميدان‌هاي مين پاكسازي و قرار شد كه عمليات در مرحله آخر انجام شود، عمليات در ساعت 30:22 شب آغاز شد. مشكل اين مرحله از عمليات اين بود كه خط عمليات سراسري بود، يعني در حدود 12، 13 كيلومتر حدود 6 نفر نيرو كه مي‌خواستند به اين خط بدهند به‌هيچ‌وجه مسائل هماهنگي رعايت نمي‌شد. نيرو هم صبر نمي‌كرد، براي اين كه بقيه نيروها در منطقه بودند، عراق هم جلوي سربند سيم‌خاردار و مين گذاشته بود.

تيپ حضرت رسول‌(ص) اولين نيرويي بود كه به سربند رسيد و با تيپ 22 عراق درگير شد و به داخل نفوذ كرد. تيپ دزفول با مشكلاتي از قبيل ميدان مين و آتشي كه عراق روي دشت داشت با يك مقدار تاخير توانست به مواضع دشمن نفوذ بكند و در ادامه دژ حركتش را به سمت پايين انجام داد و در تقاطع دژ و جاده آسفالت به صورت نيروهاي پدافندي مستقر شد.

تيپ حضرت رسول‌(ص) به دليل اين كه كمي صبر كرد تا تيپ دزفول بيايد، نتوانست خودش را به پل عراق در روي اروند برساند و تمام سعي بر اين شد كه خاكريز در شمال خين‌زده بشود و به موازات خين پدافند بكنيم، به دليل اين كه امكانات كم بود، نيروها زير پل بودند، براي همين در فاصله 48 ساعت بعد از آغاز عمليات، زير جاده آسفالت مجددا به تيپ دزفول واگذار شد، در ضمن دژ تا جاده آسفالت بلند و قابل‌قبول بود، به سمت خين، فاصله دژ بيشتر از 3 سانتي‌متر نبود و لازم بود كه جنوب جاده آسفالت به تيپ دزفول و قسمت غربي و جنوبي جاده كه به موازات خين بود به نصر 2 واگذار شود.

در سمت جنوب جاده آسفالت  كه دژ و خاكريزش را بلند كردند  تيپ دزفول مستقر شد، بعد تيپ حضرت رسول‌(ص) با تيپ 2 لشكر يك خط موازي را در خين تشكيل دادند، در حدود 3‌‌شب بعد از آغاز عمليات، قرار شد كه تهاجمي براي انهدام پل و تامين خين صورت گيرد، اما تهاجم دير آغاز شد، بنابراين، نيروها به پل حمله كردند و توانستند پل را پيدا كنند و به داخل جزيره (بوارين) بروند، ولي عراق در جزيره بوارين، نيروي پياده زيادي گذاشته بود؛ زيرا حدس زيادي مي‌زد كه ما بخواهيم از سمت پل به بصره برويم، ولي از طرفي نمي‌خواست كه پل را خراب كند.

در اين جا، 2 حدس‌زده مي‌شد، نخست اين كه حفظ جزيره بوارين براي عراق مفيد بود و اگر ما به اين جزيره مي‌رسيديم، عراق تامين شط‌العرب را از دست مي‌داد، مساله دوم اين بود كه عراق درصدد بود هميشه يك جناح جنوبي را در صحنه عمليات داشته باشد كه اگر خواستيم عمليات را به سمت غرب ادامه دهيم او بتواند براي تهديد نيروهاي اسلام از جناح جنوبي استفاده كند، آنها نيروها را با فشار بيرون زدند، ولي گفته مي‌شد كه روي پل، 50 كيلو مواد گذاشته‌اند كه با پرتاب يك توپ و انفجار مواد منفجره پل نيز منفجر شده است.

مسلم است كه پل اصلي اروند در اختيار عراقي‌هاست، عراقي‌ها براي رفت وآمد تا جزيره بوارين از پل استفاده مي‌كنند، وضعيت كنوني عراق در شمال خين خط خيلي ضعيفي است، نيروي پياده مقابل خودش را مين‌گذاري كرده و به آن صورت آن جا را خطري تهديد نمي‌كند، عراق بيشتر براي تهديد جناح جنوبي عمليات، شمال خين را نگه داشته است، كار ديگري كه درباره خين كرده بود اين كه خاكريز جنوب خين را  كه سمت خودش است  حدود 3 متر بلند كرده و خاكريز سمت ايران را يك مقدار تراشيده و به پايين آورده بود، به طوري كه نيروها نمي‌توانستند براي شمال خين مستقيما خط پدافندي داشته باشند.

مساله‌اي كه من داشتم، اين بود كه قضيه خرمشهر با اطمينان انجام شود، مشكلاتي كه در طول اين عمليات داشتيم به دليل وجود حالت اضطراب در بين بچه‌ها بود، اين نظر كه اگر عمليات خراب شود قضيه چه خواهد شد اين بود كه همه تلاش‌ها براي اين بود كه مساله به صورت محكم انجام شود. ما مطمئن بوديم به حول و قوه خداوند، قضيه خرمشهر حل خواهد شد، طرحي كه داده مي‌شد طوري نبود كه يك فرد فقط براي انجام آن كار كند، نه، چيزهاي ديگري است كه بايد به خاطر آنها كار كرد.

خلاصه قرار شد كه ما از عمليات (برون مرزي) صرفنظر كنيم، اگر تيپ قرارگاه فتح كارآيي دارد، بيايد خرمشهر را محاصره كند، طوري كه ممكن است محاصره قوي شود و مطمئن شوند كه كسي از خرمشهر بيرون نمي‌رود. از طرف ديگر، قرارگاه فتح بيايد نهر عرايض را تأمين كند، براي اين كه كار تامين بدون اشكال باشد و با ضدحمله‌هاي عراق از سمت غرب مواجه نشوند، قرارگاه نصر هم يك مدت ادامه منطقه دژ را تامين كند كه عراق نتواند عكس‌العملي يا عملياتي انجام بدهد.

عراق با اين كه مي‌دانست چهارده هزار نفر از نيروهايش در خرمشهر هستند، نتوانست هيچ‌گونه ضدحمله‌اي را در منطقه غرب و شلمچه انجام دهد، براي اين كه نيروهاي ما اين اجازه را به (عراق) نمي‌دادند. البته، طرح به صورت كلاسيك نبود، براي همين هم برادران ارتش با اين طرح موافق نبودند، هنوز هم كه هنوز است مي‌گويند طرح، طرح خوبي نبود.

قرارگاه فتح مسوول محاصره خرمشهر بود. همچنين، فاصله دژ و مرز عراق حدود 2 كيلومتر بود كه اين 2 كيلومتر از نظر زمين هيچ اجازه‌اي را به عراق نمي‌داد. شنيديم كه عراق نتوانست ضدحمله‌اي را براي آزاد كردن خرمشهر انجام بدهد و نيروها را از المنصور به منطقه مي‌آوردند، در ضمن لشكر 7 پياده عراق هم بود، ولي ديديم كه لشكر 7 پياده را نتوانست وارد عمل بكند، مي‌خواست از طريق پل اروند بياورد وارد عمل كند، ولي به دليل باريك بودن معبر منطقه و تشكل كامل نيروهاي اسلام،‌ از نيروهاي پياده نيز نتوانست استفاده كند و به لطف خداوند خرمشهر آزاد شد.

دانلود آهنگ ((ممد نبودی)) با صدای کویتی پور

مطلبی درباره آهنگ ((ممد نبودی)) و خواننده اش
-

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در جمعه سوم خرداد ماه 1387
نوایی ، شاهکاری در موسیقی سنتی

غمت در نهانخانه دل نشیند        به نازی که لیلی به محمل نشیند



نوایی یکی از زیباترین آهنگ های محلی کشور ماست که به جرات می توان گفت هیچ وقت فراموش نخواهد شد. این آهنگ توسط افراد مختلفی اجرا شده است. با اینکه اصل این اثر در دستگاه نوا است اما بعضی آن را در ماهور هم خوانده اند اما یکی از زیباترین اجراهای آن، اجرایی است با تنظیم کامبیز روشن روان و آواز بیژن بیژنی در آلبوم نهانخانه دل.


خواننده این اثر با این که معروفیتی مانند شجریان، افتخاری، ایرج، گلپا و ... ندارد و محدوده صوتی کوچکی دارد ولی بسیار صدای گرمی دارد و به جرات می توان گفت در بین خوانندگان مطرح کشور ما هیچ کدام مانند بیژن بیژنی صدایش برای موسیقی محلی ایران مناسب نیست.



در این تنظیم این اثر با اینکه از امکانات موسیقی نو، مانند همراهی ارکستر زهی غربی با سازهای ایرانی استفاده شده است، ولی اثر باز هم این اثر حال و هوای کاملا" ایرانی دارد. شروع قسمت آواز به همراهی دوتار و گروه کر است. به طوری که شنونده را از حال و هوای هیجان انگیز اولیه به زیبایی به فضایی آرام و حتی غم انگیز موسیقی خراسانی می برد.



دانلود کنید نهانخانه دل با صدای بیژن بیژنی


آهنگ: محلی تربت جام

تنظیم: کامبیز روشن روان

آواز: بیژن بیژنی

شعر: طبیب اصفهانی

 


غمت در نهـانـخـانه ی دل نشیند


به نازی که  لیلی به محمل نشیند


به دنـبال  مـحمل  چنـان  زار گریم


که از گریه ام ، نـاقه در گل نشیند


مرنجان دلم را که این مرغ وحشی


ز بامی که برخاست مشکل نشیند


بنـازم  به بـزم  مـحبت  ،  کـه آنـجا


گدایی ، به شاهی ، مقابل نشیند


خلد  گر  به  پا  خاری  آسان  برآید


چه سازم به خاری که بر دل نشیند




نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در دوشنبه سی ام ارديبهشت ماه 1387
آخرين ارسال ها

کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .

All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.com
This Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com

. اين سایت توسط مهدی خانعلی زاده طراحي و كدنويسي شده است و هرگونه كپي برداري از آن منوط به كسب اجازه مي باشد