»



منوی کاربری
Make Your HomePage Email To Admin Add to Favorites



شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.

متشكرم

صفحات وبلاگ
نظرسنجي
مقالات برتر
خواندنی ها
پيوند هاي روزانه
عکس نوشت
سینما را کاه گل بگیرید
از وقتی شنیدم که منتقدان سینمای ایران ، مسعود کیمیایی رو به عنوان بهترین کارگردان فیلمهای اجتماعی انتخاب کرده اند ، دارم خودم را چنگ می زنم.
-

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در پنج شنبه بیستم تير ماه 1387
عصبانی ام
تا کی باید بیت المال خرج لاس زدن رشیدپور و جیرانی با بهاره رهنما و مهناز افشار بشه ؟
-

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در پنج شنبه بیستم تير ماه 1387
فتنه ای دیگر علیه رسول مهربانی

بار اولشان نیست.قطعا بار آخرشان هم نخواهد بود.توهین به دین مبین اسلام سالهاست که دستمایه دنیا شیفتگانی شده است که در برابر پول همه چیز خود را می فروشند و حاضرند به هر کس و هر چیزی اهانت کنند.فیلم فتنه که توسط یکی از نمایندگان صهیونیست مجلس هلند ساخته شده است یکی دیگر از توطئه های امپریالیسم جهانی علیه اسلام است.این فیلم با انتخاب گزینشی برخی از آیات قرآن و بدون توجه به شان نزول آنها و با مونتاژ کردن این ایات با جنایت هایی که گروه های تروریستی مانند القاعده انجام می دهند  القا می کند که اسلام دینی خشونت بار است و تهدیدی علیه آزادی و دموکراسی محسوب می شود.نکته بسیار جالبی که در این فیلم دیده می شود (که با توجه به صهیونیست بودن سازنده آن کاملا طبیعی است) این است که در این فیلم مسلمانان دشمن شماره یک یهودی ها معرفی می شوند.موضوع قابل تامل آنست که در این فیلم کوچکترین اشاره ای به جنایت های رژیم صهیونیستی علیه مسلمانان فلسطین و لبنان نمی شود.

 

 

یکی دیگر از موضوعاتی که باید به آنها توجه داشت این است که در فیلم فقط سران سیاسی ایران به عنوان جنایت کار و افراد خطرناک معرفی می شوند و از باقی سران کشورهای اسلامی (مانند کشورهای عربی) هیچگونه اسمی برده نمی شود.در این فیلم محمود احمدی نژاد و مرحوم مشکینی در کنار سران القاعده و وهابیون قرار داده می شوند.جرم انها تنها این است که می گویند اسلام دینی جهانی است و در نهایت تمام دنیا را فتح خواهد کرد.آیا این جملات به معنای خشونت در اسلام است ؟!!!

این فیلم دارای اشتباهات فاحشی است.به طور مثال در فیلم تصویری نشان داده می شود که در آن یک مسلمان را عامل قتل یک کارگردان معرفی می کند اما بعدا معلوم شد که تصویر مورد نظر یک خواننده رپ است !!! همچنین در عکسی نشان داده می شود که مسلمانان دست های خود را به شکل سلام نازی (احترام مخصوص هیتلر) بلند کرده اند.خنده دار آنجاست که معلوم شد این افراد در حال بلند کردن عادی دست خود بوده اند و عکس تنها دست ها را در میانه راه نشان می دهد!!!

شک نکنید که فتنه یک فیلم سیاسی است.اما خمینی (ره) فرمودند که دنیا طرفدار اسلام امریکایی است.فیلم فتنه نیز آشکارا از اسلام آمریکایی حمایت می کند و اسلام ناب محمدی (ص) را می کوبد.در پایان فیلم از مسلمانان خواسته می شود که نعوذ بالله صفحات نفرت انگیز را از قران جدا کنند.به نظر شما  کارگردان این فیلم چه صفحات وآیاتی از قرآن را نفرت انگیز می داند؟ بله  آیاتی که درباره جهاد ، جنگ فقر و غنا ، مبارزه مظلومان علیه ظالمان و ... است از نظر کارگردان نفرت انگیز هستند.اینجاست که مشخص می شود چرا فیلم هیچ اعتراضی به سران کشورهای عربی نمی کند و تنها ایران را مورد حمله قرار می دهد.چون ایران بر پایه خون شهدا استوار است و لحظه ای زیر بار ظلم رفتن را تاب نمی آورد اما کشورهای عربی فقط به فکر خوشگذرانی هستند و کوچکترین اعتنایی به جهاد و مبارزه علیه ظالم ندارند.

در آخر پیشنهاد می کنم که این فیلم را نبینید.چون این فیلم هیچگونه ارزش سینمایی ندارد و فقط 15 دقیقه فحاشی است و بس.دیدن این فیلم فقط قلب شما را می آزرد و سیاهی دنیا را به چشمان شما هدیه می کند.دنیای که پاداش مهربانی های رسول مهربانی را با توهین می دهد.
-

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در چهارشنبه چهاردهم فروردين ماه 1387
کاش سنتوری اکران می شد
 

اول) اي كاش فيلم "سنتوري" اكران مي‌شد تا آنان كه خود را به تغافل زده‌اند در مي‌يافتند كه چرا مردم فهيم ايران فرش قرمز براي سينماگران به اصطلا‌ح روشنفكر پهن نمي‌كنند.

 

اي كاش فيلم "سنتوري" اكران مي‌شد تا مردم مي‌ديدند كه چگونه فرهنگ و اعتقاداتشان در پاي توهمات شبه‌فلسفي‌عاري از معناي محصل تئوريك ذبح مي‌شود.

 

اي كاش فيلم "سنتوري" اكران مي‌شد تا مردم بدانند چرا حتي كشوري چون امارات (شهر دبی) كه ادعاي فرهنگي بودن هم ندارد حاضر به اكران عمومي آن در سينماهاي خود نشد.

 

و اي كاش "سنتوري" اكران مي‌شد تا سينما دوستان درمي‌يافتند كه يدك كشيدن نام يك كارگردان پرسابقه دليلي بر ساخت يك فيلم "خوب" نيست.

 

دوم) فيلم "سنتوري" پس از يك وقفه چند ساله در شرايطي كاملا‌ غيرعادي توليد مي‌شود. علي‌رغم هشدار مسئولا‌ن ارشاد مبني بر حذف صداي خواننده فيلم، فيلم با صداي همان خواننده البته با تعهدي مبني بر آنكه در اكران عمومي تغيير خواهد كرد در جشنواره فيلم فجر حضور پيدا مي‌كند. وزير ارشاد با استفاده از قدرت خود علي‌رغم اشتباه هيات نظارت بر اكران فيلم‌هاي سينمايي در صدور مجوز اكران "سنتوري"، از اكران آن جلوگيري مي‌كند. بازهم بي‌توجهي هيات نظارت بر اكران فيلم موجبات حضور "سنتوري" در جشنواره‌هاي خارجي را فراهم مي‌آورد. چيزي كمتر از دو ماه به انتخابات مجلس هشتم باقي مانده است كه نامه 45 سينماگر مبني بر غيرفرهنگي بودن عملكرد دولت نهم در آستانه برگزاري بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر انتشار مي‌يابد. توقع مي‌رفت كه اين نامه زمينه‌هاي مساعد براي تضعيف موقعيت اصولگرايان را فراهم آورد. كمتر از يكماه به انتخابات باقي مانده است. در شرايطي كه داروغه‌زاده با تدابير لا‌زم توانسته قاچاق فيلم‌هاي ايراني را كنترل كند، به يكباره "سنتوري" در حجم وسيعي وارد شبكه قاچاق مي‌شود. ارشاد تحت فشار عوامل فيلم مبني بر درخواست اكران عمومي فيلم قرار مي‌گيرد و ...!

 

سوم) شايد صلا‌ح نباشد كه در چنين شرايطي بپرسيم هيات نظارت بر اكران فيلم هنگام بازبيني "سنتوري" حواسشان كجا بوده است؟ شايد صلا‌ح نباشد كه در چنين شرايطي بپرسيم كه چرا تا پيش از اين مجوز اكران جشنواره و اكران عمومي فيلم‌ها با هم متفاوت بوده است؟ شايد صلا‌ح نباشد كه در چنين شرايطي بپرسيم چرا فيلمي كه در ايران مجوز اكران ندارد مي‌تواند به راحتي در جشنواره‌هاي ساير نقاط دنيا به نمايش درآيد؟ اما بي‌شك در چنين شرايطي بايد پرسيد كه چگونه در چنين شرايط و فضايي كه بحث قاچاق فيلم ايراني كنترل شده است، فيلم "سنتوري" در چنين حجم وسيعي در سطح شهر پخش مي‌شود؟ در چنين شرايطي بيشترين نفع را چه كسي خواهد ‌برد؟ آيا سود مظلوم‌نمايي بيشتر از نفع اكران است يا اينكه بايد ادعاهاي توهم‌گونه تهيه كننده فيلم مبني بر فروش پنج ميلياردي "سنتوري" در صورت اكران را باور كنيم؟

 

چهارم) سنتوري قصه زندگي جوان نوازنده و خواننده‌اي به نام علي است.از موقعي كه اعتياد علي به مواد مخدر افزايش پيدا كرده و شبها مست و يا نشئه از مصرف زياد مواد مخدر به خانه باز مي‌گردد، هانيه همسرش ديگر تمايلي به زندگي مشترك با او ندارد. علي خاطرات خود را مرور مي‌كند و در لا‌به لا‌ي آن، روزهايي را به ياد مي‌آورد كه در اوج محبوبيت، رهبري گروه اركستري را برعهده داشت كه طرفداران بسيارش براي حضور و شركت در آن رقابت مي‌كردند. در يكي از همين مراسم بود كه هانيه را براي نخستين بار ملا‌قات كرد و از آن پس هانيه به بهانه آموزش سنتور ارتباطش را با او گسترش داد تا آنجا كه به ازدواجشان انجاميد. اما ديري نپاييد كه اعتياد به مواد مخدر اوضاع مالي آنان را در شرايط بحراني قرار مي‌دهد و هانيه را مجبور به انجام كار در بيرون از منزل مي‌كند. علي هم كه آدم شكاكي است، هانيه را متهم به ارتباط با يك ويالونيست مي كند كه او را رقيب خود مي‌داند و از اينجا است كه زندگي آنان در شيب تند نكبت و سياهي مي‌افتد تا آنجا كه هانيه طلا‌ق مي‌گيرد و علي برخلا‌ف ميل باطني‌اش مجبور مي‌شود كه از پدر و مادرش كه او را به خاطر علا‌قه به موسيقي از منزل بيرون كرده و حتي در مراسم ازدواج وي نيز حضور نيافته بودند، كمك مالي بگيرد. پدر كه از وضعيت اسف بار علي آگاه شده به كمك او مي‌شتابد و او را به يك مركز بازپروري مي‌برد، جايي كه علي آرام آرام گذشته خود را بازيافته و با برگزاري كنسرت در آنجا، خاطراتش را زنده مي‌كند.

 

علي، جوان مستعدي است كه از راه نواختن سنتور و خواندن آواز به شهرت دست يافته است. وي اگر چه تلا‌ش كرده تا با فاصله گرفتن از مسائل حاشيه‌اي، زندگي بي دغدغه و آرامي براي خود ايجاد كند اما پدر علي نماد قشر متدين جامعه كه از قضا از دست اندركاران نظام نيز هست، به دليل آنكه ساز را حرام مي‌داند، علي را از منزل اخراج كرده و حتي حاضر نشده در مراسم عروسي او نيز شركت كند.

 

از سوي ديگر همانگونه كه هانيه، همسر علي به آن اشاره مي‌كند، فضاي خشن و تهوع‌آور جامعه و عدم توجه مسئولا‌ن به وضعيت هنرمندان باعث مي‌شود كه علي، نماد مثلا‌ قشر هنرمند جامعه خيلي زود از جاده سلا‌مت خارج شده و راه اعتياد را در پيش گيرد. آن دسته از هنرمندان نيز كه سالم مانده‌اند مثل هانيه براي ادامه زندگي راهي كشورهاي خارجي مي‌شوند.

 

در واقع كارگردان در فيلم خود به صراحت از دو عامل جزم انديشي قشر متدين جامعه و همچنين بي‌توجهي مسئولا‌ن فرهنگي كشور به عنوان مسببين اصلي نابودي هنر در كشور ياد مي‌كند.انتقاد از قشر متدين جامعه آنگاه رنگ و بوي توهين و افترا به خود مي‌گيرد كه دوربين كارگردان بارها بر روي شمايل حضرت علي(ع) آويخته در منزل پدر و مادر علي زوم مي‌كند، خانواده كم خردي كه در عين بهره بردن از ثروت بيكران، فرزندشان كه نماد قشر جوان و هنرمند جامعه است به فلا‌كت و بدبختي دچار است. همچنين است استفاده از نام "علي" براي يك فرد معتاد و غرضي آشكار كه در پوسترهاي مربوط فيلم ديده مي‌شود مبني بر آنكه پس از تغيير نام "علي سنتوري" به "سنتوري"، مضراب سنتور در كنار تصوير بازيگران در پوستر چنان طراحي شده كه نام "علي" را به ذهن متبادر مي‌سازد.

 

از ديگر سو پوشش علي در سراسر فيلم عبا است. از آنجا كه عبا نماد پوشش قشر روحانيت و همچنين قشر متدين جامعه هنگام عبادت است وقتي اين پوشش بر تن فردي قرار مي‌گيرد كه بر اثر بي توجهي و دگم انديشي ها در مسير قهقرايي زندگي قرار گرفته است، نخستين چيزي كه به ذهن مخاطب متبادر مي شود، سايه سنگين يك پوشش مذهبي بر زندگي جواناني است كه به اجبار در مسير نابودي قرار گرفته‌اند.

 

قابل تامل‌تر آنكه وقتي پدر علي براي نجات فرزندش به محل اجتماع معتادان كه خيل كثيري را شامل مي‌شوند، وارد مي‌شود علي رغم پست و منصب دولتي خود كه در واقع نمادي از مسئولا‌ن نظام است، تنها و تنها به فكر نجات فرزند خود است گو اينكه نجات جان آن جماعت كوچكترين اهميتي براي وي ندارد!! آنچه كه در مجموع بايد به آن اشاره كرد آنكه فيلم سنتوري بي شك با حال و هواي سال هاي ابتدايي دهه هشتاد ساخته شده است يعني سال هايي كه برخي هنرمندان بر سر توهين و افترا به نظام و مسئولا‌ن به رقابت مي‌پرداختند و حتي چنين توهين‌هايي گاه مايه مباهات شناخته مي‌شد.
-

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در جمعه نهم فروردين ماه 1387
آخرين ارسال ها

کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .

All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.com
This Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com

. اين سایت توسط مهدی خانعلی زاده طراحي و كدنويسي شده است و هرگونه كپي برداري از آن منوط به كسب اجازه مي باشد