»



منوی کاربری
Make Your HomePage Email To Admin Add to Favorites



شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.

متشكرم

صفحات وبلاگ
نظرسنجي
مقالات برتر
خواندنی ها
پيوند هاي روزانه
عکس نوشت
بهشت و جهنم
 

مردي با اسب و سگش در جاده‌اي راه مي‌رفتند.هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقه‌اي فرود آمد و آنها را كشت اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت.

 

گاهي مدت‌ها طول مي‌كشد تا مرده‌ها به شرايط جديد خودشان پي ببرند.

 

پياده‌روي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق مي‌ريختند و به شدت تشنه بودند.در يك پيچ جاده ، دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا باز مي‌شد و در وسط آن چشمه‌اي بود كه آب زلالي از آن جاري بود.

 

 رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد و گفت : روز به خير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است ؟

 

دروازه‌بان: روز به خير، اينجا بهشت است .

 

رهگذر گفت : چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنه‌ايم.

 

دروازه‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: مي‌توانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان مي‌خواهد بنوشيد.

 

رهگذر گفت : اسب و سگم هم تشنه‌اند.

 

نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حيوانات به بهشت ممنوع است.

 

مرد خيلي نااميد شد.چون خيلي تشنه بود ، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد.

 

 پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌اي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازه‌اي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز مي‌شد. مردي در زير سايه درخت‌ها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود.

 

 مسافر گفت: روز به خير.

 

مرد با سرش جواب داد.

 

 ما خيلي تشنه‌ايم.من ، اسبم و سگم.

 

مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگ‌ها چشمه‌اي است. هرقدر كه مي‌خواهيد بنوشيد.

 

مرد ، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگي‌شان را فرو نشاندند. مسافر از مرد تشكر كرد.

 

مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، مي‌توانيد برگرديد.

 

 مسافر پرسيد: فقط مي‌خواهم بدانم نام اينجا چيست ؟

 

مرد گفت : بهشت.

 

رهگذر با تعجب پرسید : بهشت؟! اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است.

 

مرد جواب داد : آنجا بهشت نيست، دوزخ است.

 

مسافر حيران ماند و گفت : بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند.اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي مي‌شود.

 

مرد با لبخندی معنادار گفت : كاملأ برعكس ؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما مي‌كنند. چون تمام آنهايي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا ميمانند.




کتاب ((شیطان و دوشیزه پریم)) - نوشته پائولو کوئیلو
-

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در دوشنبه بیست و چهارم تير ماه 1387
بادبادکی برای توجیه استعمار


رمان بادبادک باز ، رمان خوبی نیست.اگر بخواهم شفاف تر بیان کنم ، یک رمان خیلی بد است.از هر منظر که به آن نگاه کنیم ، چیز با ارزشی در آن نمی بینیم.در واقع خالد حسینی هیچ نکته برجسته ای را در داستانش بیان نکرده است یعنی کارش امضا ندارد.یک داستان خیلی معمولی است که هیچ واکنشی را در مخاطب بر نمی انگیزد.اگر ابتدا بخواهیم نثر ادبی و سبک نگارش کتاب را بدون توجه به محتوای آن مورد بررسی قرار دهیم ، واقعا چیزی برای بررسی نمی ماند.اگر سبک نگارش رضا امیرخانی مخاطب را درگیر می کند ، اگر نثر جادویی جوان کاتلین رولینگ مخاطب را مجذوب می کند و اگر کمال گرایی سید مهدی شجاعی یک آرمان شهر را برای مخاطب به ارمغان می آورد ، خالد حسینی هیچ انگیزشی را در مخاطب ایجاد نمی کند.نه لحن جذابی دارد و نه روش بیان خاصی.هیچ تفاوتی بین بادبادک باز و متون روزنامه های عادی وجود ندارد.شاید بگویید که پس علت فروش بالای جهانی آن چیست؟ پاسخ یک کلمه است : تبلیغات.


شک نکنید که بادبادک باز یک رمان سیاسی است.آشکارا می توان دست های سیاست را در لا به لای تمامی سطرهای این داستان مشاهده کرد.جنگ سرد هنوز ادامه دارد و روس ها هنوز هم عوضی هستند حتی اگر در آمریکا متولد شده باشند.روس ها جنایتکار هستند و دشمن خونی تمام مردم جهان.اگر بخواهم کمی از نظرات شخصی خودم را وارد کنم و کمی هم اغراق آمیز صحبت کنم ، به راحتی می توان گفت که بادبادک باز ، یک اثر سفارشی از طرف وزارت امور خارجه آمریکا است.این رمان دقیقا همان چیزی را القا می کند که سردمداران بلوک غرب سابق و آمریکای فعلی می خواهند.همان تصویری را از اسلام می سازد که هر روزه بی بی سی و سی ان ان ، در حال تبلیغ آن است.خالد حسینی خیلی زیرکانه اسلام طالبانی را می کوبد و این کوبیدن را وسیله ای برای پناه بردن به اسلام آمریکایی قرار می دهد.اسلامی که در آن نماز می خوانند و همزمان هم شراب می خورند.روزه می گیرند اما حجاب ندارند.حج می روند اما جهاد نمی کنند.طبق معمول ، آمریکا مهد آزادی است و عده ای که ریش دارند می خواهند این آزادی را از بین ببرند.زمانی که شوروی ، افغانستان را بمباران می کند نماد شیطان است و وقتی که آمریکا ، افغانستان را بمباران می کند ، پیام آور آزادی.نماد این آزادی هم کسی نیست به جز حامد کرزای.کسی که این کتاب به ستایش او می پردازد.


این سکانس همان اوج داستان است.جایی که آصف به حسن تعرض می کند.

در این داستان ، دو گروه انسان بیشتر نداریم : گروه اول قرآن می خوانند و صلوات می فرستند و جنایتکار هستند.گروه دوم هم کسانی هستند که نماز می خوانند اما اعتقادی به حجاب و حرمت شراب ندارند و آدم های خوبی هستند.


اساس و پایه رمان بادبادک باز ، بر مبنای یک موضوع غیر اخلاقی است.چگونه می توان رمانی را بر پایه فساد بنا کرد و انتظار پندآموزی داشت؟ واقعا هدف خالد حسینی از نوشتن این کتاب چه بوده است؟ آیا همان منظوری را داشته است که محسن مخملباف هم بر اساس آن ، فیلم سفر به قندهار را ساخت؟ چقدر کوته نظر و ساده لوح هستیم اگر خیال کنیم که انتشاراتی های آمریکا دلشان به حال کودکان افغانی سوخته است که این کتاب را منتشر کرده اند.
در این کتاب فقط به جنایات طالبان اشاره می شود.حتی گاهی پا را فراتر می گذارد و اسلام را مقصر این وضع می داند.در این کتاب اسلام با شادی مخالف است و حتی کوچکترین هیجان یک کودک به خاطر به ثمر رسیدن گل در بازی فوتبال را مطرود می داند.قوانین اسلام همگی خشن و وحشیانه هستند.این ، اسلامی است که در بادبادک باز معرفی می شود.در مقابل هم اسلامی داریم که خیلی باحال است.موقعی که فرزندمان در حال مرگ است ، او را می خوانیم و وقتی نجات یافتیم ، دیگر با او کاری نداریم.اصلا خدا را چه به زندگی روزمره؟ خدا فقط به درد وقتی می خورد که مشکل داریم.


بادبادک باز یک شاه بیت دارد که دست نویسنده را کاملا رو می کند : ((این ملاها از همه بدترند.خدا نکنه که حکومت بیفته دست اینها)).


وقتی به بخشهایی از بادبادک باز می رسیدم که درباره شاهنامه و سعدی و حافظ حرف می زنند ، ناخود آگاه به یاد سفره هفت سینی می افتادم که در هنگام نوروز در کاخ سفید پهن شده بود.


خالد حسینی ، نویسنده کتاب بادبادک باز

مخلص کلام : رمان بادبادک باز یک داستان فوق العاده سطحی ، بدون هیچگونه جذابیت ، ضد ارزش ، سفارشی و نمونه آشکار تهاجم فرهنگی است.فقط کافیست به تعداد روابط جنسی خارج از چارچوب اخلاق در این رمان نگاهی بکنید تا متوجه بشوید که حرفهای من تا چه حدی واقع گرایانه است.


سایت رسمی خالد حسینی

بادبادك باز تطهير سياست هاي جنگ طلبانه آمريكا است

بادبادك باز از فضاي افغانستان بسيار دور است

«بادبادک‌باز» جایگاهی در ادبیات معاصر افغانستان ندارد

معرفی نامه خالد حسینی

جلسه نقد رمان بادبادک باز
-

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در پنج شنبه ششم تير ماه 1387
خیلی خوب .... خیلی بد



خیلی خوب خیلی زود تبدیل شد به خیلی بد خیلی زود

هیچ کس چیزی به من نگفت

و به همین دلیل هیچ وقت سر در نیاوردم

که خیلی خوب چقدر زود تبدیل می شود به خیلی بد

آفتاب تبدیل شد به سایه به باران

شور و شوق تبدیل شد به لذت به درد

ترنم ترانه های دل انگیز عاشقانه جایش را داد به سر دادن سرودهای غم انگیز

خیلی زود

با "تا ابد" شروع شد

و ابد تبدیل شد به گاهی ، به هیج وقت

و" مرا دوست داشته باش" تبدیل شد به

"جایی هم در قلبت برای من در نظر بگیر"

خیلی زود ... خیلی خوب

زودتر از آنکه فکر می کردیم تبدیل شد به خیلی بد ؛ خیلی زود

اگر هیچ کس به تو نگفته باشد ، حالا دیگر باید بدانی که


خیلی خوب ، خیلی زود تبدیل می شود به خیلی بد ... خیلی زود
-

نوشته شده توسط سید احسان علوی در سه شنبه بیست و یکم خرداد ماه 1387
نامردان به ظاهر مرد
دکتر علی شریعتی :

مرد ها در چار چوب عشق به وسعت غیر قابل توجهی نامردند. برای اثبات کمال نامردی آنان تنها همین بس که در مقابل قلب سلیم و فریب خورده ی یک زن احساس می کنند مَردند ، تا وقتی که قلب زن عاشق نشده پست تر و سمج تر از یک سگ ولگرد ، عاجزتر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان ساحره ، پوزه بر خاک و دست تمنا به پسش گدایی می کنند. اما وقتی که خیالشان بابت قلب زن راحت شده یکباره به یادشان می افتد که خدا مَردشان آفرید و آن گاه کمال مردانگی را در نهایت نامردی جست و جو می کنند...!!!



-

نوشته شده توسط سید احسان علوی در چهارشنبه بیست و ششم دي ماه 1386
آخرين ارسال ها

کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .

All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.com
This Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com

. اين سایت توسط مهدی خانعلی زاده طراحي و كدنويسي شده است و هرگونه كپي برداري از آن منوط به كسب اجازه مي باشد