شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.
متشكرم
تصور کن اگه حتی تصورکردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست
((ای پسر حنیف ، به من خبر رسیده است که مردی از جوانان بصره تو را بر خوانی خوانده است و تو بدانجا شتافته ای.خوردنی های نیکو برایت آورده اند و پی در پی کاسه ها پیشت نهاده.گمان نمی کردم تو مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندان را به جفا برانند و بی نیازان را بخوانند.بنگر کجایی و از آن سفره چه بر میگیری)) نهج البلاغه - نامه 45-
کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.comThis Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com