»


منوی کاربری
Make Your HomePage Email To Admin Add to Favorites



شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.

متشكرم

صفحات وبلاگ
نظرسنجي
مقالات برتر
خواندنی ها
پيوند هاي روزانه
عکس نوشت
قربون برم خدا رو يک بوم و دو هوا رو

باز هم ملت ایران نشان دادند که به هیچ عنوان اهل منطق نیستند و فقط به دنبال اثبات حقانیت ادعاهای خود هستند.

در همین راستا افرادی که تا دیروز به زور روسری سر کردن دختران را باعث خجالت مملکت و دولت و شخص دکتر احمدی نژاد می دانستند حالا از به زور کشف حجاب کردن یک دختر دانشجو حمایت می کنند و آن را عملی کاملا عادی لقب می دهند.

من به شخصه برای تمامی نظرات احترام قائلم حتی اگر به طور کامل مخالف عقاید من باشد اما از یک مورد نمی توانم بگذرم.

محمد علی ابطحی کسی است که در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی معاون پارلمانی او بود.این فرد که فقط می توان لقب خود فروخته را به او داد از ابتدای شروع به کار دولت دکتر احمدی نژاد شروع به تهمت زدن به دولت کرده و تمامی کارهای دولت را محکوم کرده است.ایشان درالتهاب رابطه با آمریکا می سوزند و خواهان برقراری هر چه سرعتر ارتباط بین ایران و آمریکا هستند.حالا این التهاب به علت کازینوهای آمریکا است یا دخترهای لب ساحل یا چیزهای دیگر فقط خدا می داند.

همانطور که همه می دانند رواج بد حجابی از دوره خاتمی شروع شد و تا جایی پیش رفت که بدحجابان خود را صاحب حق می دانند.حالا جناب ابطحی طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی را توهین به ملت و مردم می داند !!!

باید از جناب ابطحی پرسید شما در حوزه این درسها را خوانده اید یا جای دیگری اینها را به شما یاد داده اند؟شما که ریش زدن با تیغ را حرام می دانید چطور حجاب را که یکی از واجبات دین است را توهین به جامعه می دانید؟

آقای ابطحی بهتر نیست آخرت خود را به خاطر قدرت طلبی دنیوی فدا نکنید ؟ 

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در سه شنبه هیجدهم ارديبهشت ماه 1386
شيطنت بازتاب يا حزب الله ؟

بازتاب در شماره امروز خود آورده :
«حزب‌الله» نوشت: رئيس‌جمهور، ديروز در آيين‌ تجليل از معلمان نمونه، به تكريم و تمجيد از معلمان پرداخت و از جمله يكي از معلمان دوره ابتدايي خود را به طور ويژه مورد تفقد قرار داد.

در اين حركت كه در نوع خود و در تمام سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي بي‌نظير بود، احمدي‌نژاد پس از در دست گرفتن دست‌هاي معلم زن، بر آنها بوسه زد و متعاقباً بانوي ميان‌سال نيز وي را در آغوش خود گرفت.
سؤال‌ اينجاست كه رئيس‌جمهور چرا از معلمين مرد خود تقدير نکرده و آنها را در آغوش پر از مهرورزي خود نفشرده است؟

«يكي از راه‌هاي تهاجم فرهنگي اين بوده است كه سعي كنند جوانان مؤمن را از پايبندي‌هاي متعصبانه به ايمان، منصرف كنند، همان كاري را كه در اندلس، در قرن‌هاي گذشته كردند».
     

از دیدن این خبر به قدری ناراحت شدم که فورآ دست به قلم شدم .امیدوارم که این جملات از حزب الله نباشد و طبق معمول از بازیها و شیطنت های بازتاب باشد اما اگر این انتقادات تند از حزب الله باشد لازم است نکاتی را به گوش این حضرات برسانم.

متآسفم که حزب الله هم در این بازیهای حزبی وارد شده  و لازم می دانم ابتدا حزب الله یا هر کسی که این انتقادات را کرده کمی ریاضی کلاس دوم دبستان آموزش دهم .آیا به نظر این نویسنده منتقد معلمی که ۴۴ سال پیش معلم کلاس اول احمدی نژاد بوده و در ۴۴ سال پیش این معلم حداقل ۱۸ سال سن داشته میانسال است؟ اگر همان حداقل را در نظر بگیریم یعنی خانم ۶۲ ساله ٬میانسال است؟ آیا میانگین سنی حزب الله ۱۰۰ تا ۱۲۰ سال است که خانم ۶۰-۷۰ ساله میانسال است؟ اگر چنین است پس دختران از نظر آنها تا ۲۵ سالگی در کودکی سیر می کنند و حجاب بر آنها واجب نیست.  پس تذکر برای حفظ امنیت اجتماعی! به دختران زیر ۲۵ سال ندهید چون در دوران کودکی هستند و رعایت شرعیات بر آنها واجب نیست . مطلب دیگر اینکه آیا این منتقدین منصف!! دستکش را بر دست این معلم میانسال یا بهتر است تعارف نکنید  و چشمهایتان را بر واقعیت ببندید ٬بر دست این خانم جوان ۶۰ -۷۰ ساله نمی بینند؟ حضرات مومن محترم  که تا این حد در رعایت شرعیات وسواس دارید !!حفظ حرمت و آبروی موءمن بر شما واجب نیست ؟که این گونه می نویسید که :معلم وی را در آغوش خود گرفت .راحت باشید و بدن هیچ خجالتی تیتر کنید هماغوشی رئیس جمهور با خانم معلم جوانش .و اینقدر هم فضای رسانه ای و قلم های زهر آلود زیاد هستند که همه این تیتر شما را بدون هیچ توجه و دقتی کپی کنند و بوسه معلم مسن و عصا به دستی را بر موهای شاگرد نیم قرن پیشش را آنگونه که به مذاقتان خوش می آید تفسیر کنید. پرسیده اید چرا رئیس جمهور از معلم مرد خود تقدیر نکرده ؟ لابد به نظر شما از سر هوس بوده نه؟!!! منتقدان منصف !! اگر نمی دانستید حالا بدانید برای اینکه معلم کلاس اول همیشه جایگاه ویژه ای در نزد افراد دارد چون اولین معلم به نوعی جایگزین پدر و مادر در محیط خارج از خانه است . بسیاری از افراد اسم معلم کلاس اولشان را می دانند اما اسامی معلم های کلاسهای بعدی را فراموش می کنند از جمله خود من .درود بر شما که خطر تهاجم فرهنگی را در بوسه بر دستان دستکش پوشیده پیرزنی عصا به دست کشف کردید و درود بر شما که تهاجم فرهنگی را در تلویزیونهای ۲۴ ساعته برون مرزی و درون مرزی ایران به آشکارترین صورت ممکن ندیدید  و درود بر شما که این همه مفاسد اقتصادی که زلزله ای بر باور دینی همه انداخته را نمی بینید و بیانیه صادر نمی کنید و جرآت نام بردن و برخورد با آنها را ندارید چون یا آقا هستند یا آقا زاده و یا وصل به آقا و آقازاده  .راستی رئیس جمهور مملکت آقا ٬آقازاده یا هیچ چیز این نظام نیست که بی هیچ توجهی از راه رفتن ٬حرف زدن٬لباس پوشیدن و ... او ایراد می گیرید؟ . از فرمایشات مقام معظم رهبری گفته بودید خوب است حداقل به برنامه هایی از ایشان که در صدا و سیما پخش می شود نگاه کنید .در دو٬سه سال قبل خانمی مسن ٬فکر کنم از خانواده شهدا بودند که به ایشان گفتند می خواهند دستشان را ببوسند و ایشان پارچه ای بر رو دستشان انداختند و آن خانم مسن دست ایشان را بوسیدند .مطلب دیگری که در سوره نساء هم به آن اشاره شده اینکه برای خانم های مسن رعایت حجاب خیلی اجباری نیست ( آیه را نگاه می کنم و دقیقتر می گویم) می بینید که برای مسن ها این موارد تا حدودی تعدیل شده .و در آخر یک خواهش از همه جناح ها و گروه ها و تشکل ها دارم از حزب اللهی های سفت و سخت تا لیبرال های بی قید و بند٬ یکبار برای همیشه با دید باز به جامعه و کشور ایران خوب نگاه کنید اکثریت ایرانیان نه چنان افراطی اند که مانند طالبان تلویزیون را حرام بدانند و بوسه بر دست دستکش پوشیده پیرزنی را حرام بدانند و نه چنان که بی حرمتی به ائمه و پیامبران و بی بند و باری را بربتابند . پس واقع بین باشید و نه مردم را از دین بیزار کنید و نه چنان مرزها را بردارید که اثری از دین نماند چون هر دو این موارد با مقاومت و مقابله اکثریت مردم روبرو می شود و محکوم به شکست است و ایران را به آشوب می کشاند.

-

منبع : ناگفته ها

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در پنج شنبه سیزدهم ارديبهشت ماه 1386
رتبه دانشگاه هاي ايران در جهان

اين رتبه بندي توسط webometrics ranking of world university  در سال 2007 صورت گرفته است. عدد كنار هر دانشگاه نشان دهنده رتبه در كل دانشگاههاي جهان است.

-

  • دانشگاه تهران     1295
  • دانشگاه علوم پزشكي تهران  2301
  • دانشگاه علم و صنعت ايران  2699
  • دانشگاه فردوسي  2790
  • دانشگاه شريف  2844
  • دانشگاه شيراز  2953
  • دانشگاه شهيد بهشتي 3536
  • دانشگاه اميركبير  3004
  • دانشگاه اصفهان  3208
  • دانشگاه صنعتي اصفهان  3266
  • دانشگاه خواجه نصير  3308
  • دانشگاه امام صادق 3325
  • دانشگاه شيراز  2262
  • دانشگاه پزشكي اصفهان  3956
  • دانشگاه تبريز 4139
  • دانشگاه علوم پزشكي تبريز  4277
  • دانشگاه علوم پزشكي ايران  4387
  • دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي  4666
  • دانشگاه كاشان  4709
  • دانشگاه صنعتي اميركبير  4710
  • دانشگاه اروميه  4754
  • دانشگاه چمران اهواز  4965
  • دانشگاه الزهرا  4995

    -

  • دانشگاه آزاد تهران جنوب  5119 ( دم دانشگاه خودمون گرم )

    -

  • دانشگاه بوعلي سينا   5290
  • دانشگاه علوم پزشكي مشهد  5371
  • دانشگاه علوم پزشكي گيلان 5421

    -

    اطلاعات بیشتر

  • نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در يکشنبه نهم ارديبهشت ماه 1386
    تموم شد
               می رفتم و با سکوت کوچه نجوا می کردم .... 

               

                           

                                        باز لحظه دیدار نزدیک است

                                        باز من دیوانه ام ......مستم

                                        باز می لرزد دلم ...... دستم

     

     انقدر زمزمه کردم تا لحظه دیدار رسید . پس از مدت ها دلم لرزید .

                                                                                                جلو رفتم .

                     طپش های قلبم از ثانیه ها پیشی گرفته بود  .........

     

       و حال که آن زمان بود ما با هم بودیم . از گفتنی ها گفتیم  و از ناشنیده ها شنیدیم .

     

            گفت که بگو  و من پرسیدم .

                                      از عشق ٬ محبت ٬ بودن یا نبودن ............

      و تو چه قاطعانه بودن و نبودن را انتخاب کردی ....

         وچه معصومانه عشق را انکار کردی ......

      و چه ناباورانه به من باور دادی که همه چی بین ما هیچ بوده .........

     

         و چه مظلومانه آخرین برگ سبز خاطره از درخت خشک عشقمون افتاد  .........

                                      و من تمام لحظات با هم بودنمان را گریستم .

     

      و حال که این زمان است طپش های قلبم حتی نای رقابت با دقیقه ها را هم ندارد ....

     

       می روم .... می روم و زیر لب بر سکوت کوچه ناسزا می گویم ......

                            خدا را می خوانم ...

                                    خدایا

                                        سرای محبت کجاست ...؟

         ولی باز جز سکوت کوچه جوابی نمیشنوم ...............

    نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در چهارشنبه پنجم ارديبهشت ماه 1386
    آخرين ارسال ها

    کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .

    All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.com
    This Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com

    . اين سایت توسط مهدی خانعلی زاده طراحي و كدنويسي شده است و هرگونه كپي برداري از آن منوط به كسب اجازه مي باشد