»


منوی کاربری
Make Your HomePage Email To Admin Add to Favorites



شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.

متشكرم

صفحات وبلاگ
نظرسنجي
مقالات برتر
خواندنی ها
پيوند هاي روزانه
عکس نوشت
ويژه نامه نوروز ۱۳۸۵

-

سلام

عیدتون مبارک.امیدوارم سالی همراه با موفقیت داشته باشید.برای عید یه ویژه نامه توپ آماده کردم که پر از مطالب مختلف و جالبه.امیدوارم خوشتون بیاد.بریا این ویژه نامه دوستان زیادی کمک کردن.جا داره که الان ازشون تشکر کنم.

متشکرم از :

سید محمد یاسر موسوی-مرتضی رضایی-محمدرضا همایونی-سید احمد رضا امین

راستی سر سفره هفت سین یه یادی هم از من بکنین و دعا کنین یه دانشگاه خوب قبول بشم.

یا حق.......خدانگهدار تا بعد از تعطیلات

-

-

جدا از رویتت ای ماه دل افروز                       نه روز از شب شناسم نه شب از روز

وصالت گر مرا گردد میسر                           همه روزم شود چون عید نوروز

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

به دنبال درخواست هزاران نفر از کاربران ايراني اينترنت در سراسر دنيا، لوگوي سايت گوگل به نماد سفره هفت‌سين مزين شد.

سايت موتور جستجوگر گوگل در پاسخ به درخواست هزاران نفر از کاربران ايراني سراسر جهان، لوگوي مخصوص نوروز را از 29 اسفند 84 در صفحه نخست خود قرار داد.

در اين لوگوي ابتکاري ، از کلمه انگليسي Google تنها حرف G‌ به صورت معمولي نوشته شده و ساير حروف با اقلام سفره هفت سين شبيه‌سازي شده‌اند.

سال گذشته نيز سايت گوگل به دنبال تحرک گسترده تعدادي از وبلاگ‌نويسان ايراني، لوگوي خود را در طول 4 روز تعطيلي رسمي نوروز به نماد سفره هفت سين مزين کرد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

امام حسین یا حاجی فیروز ؟

حتما منظورم رو فهمیدین.درسته امسال عید نوروز و اربعین حسینی افتادن تو یه روز.شما بیشتر به کدومش اعتقاد دارین؟شاید مثل بعضی ها (اکثریت) عیدتون سر جاش باشه...سفره هفت سین رنگارنگ...آجیل...شیرینی...بگو بخند و خلاصه عشق و حال.شاید هم مثل یه سری دیگه (اقلیت) ترجیح بدین نوروز رو بی خیال بشین و هفت سین رو به حالت تعلیق در بیارین.

جزو هر کدوم از این گروه ها که هستین خوش به حالتون.لا اقل تکلیفتون معلومه.اما من ....!!

من که هم ادعالی مذهبی بودن دارم و هم ملی بودن.موندم سر دو راهی.اصلا نمی دونم چیکار کنم.فکر می کنم از هر کدوم برم از اون یکی دور میشم.یه راهنمایی می خوام.شما کمکم می کنین؟

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                                        هفت سین قرآن:

-

1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحيم.( يس/58)

" از جانب پروردگار [ي] مهربان [ به آنان] سلام گفته مي شود."

اين نداي روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق مي کند و به او لذت ، شادي و معنويت مي بخشد ، که با هيچ نعمتي برابر نيست ، آري شنيدن نداي محبوب ، ندايي آميخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پاي بهشتيان را غرق سرور مي کند ، که يک لحظه ي آن بر تمام دنيا و آنچه در آن است برتري دارد.

از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله روايت شده : " در همان حال که بهشتيان غرق در نعمتهاي بهشتي هستند نوري بر بالاي سرايشان آشکار مي شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.

پس ندايي بر مي خيزد که "سلام بر شما اي بهشتيان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتيان را مجذوب مي کند که از همه چيز جز او غافل مي شوند ، و همه نعمتهاي بهشتي را در آن حال به دست فراموشي مي سپارند.

2- سلامٌ علي نوح ٍ في العالمين . ( صافات /79)

" درود بر نوح در ميان جهانيان."

چه افتخاري از اين برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح عليه السلام ، سلام مي فرستد ، سلامي که در ميان جهان و جهانيان باقي مي ماند و تا دامنه قيامت گسترده مي شود ، سلام خدا توأم با ثناء جميل و ذکر خير بندگانش در قرآن کريم ؛ کمتر سلامي به اين گستردگي و وسعت درباره کسي ديده مي شود ، به خصوص اينکه لفظ " العالمين" معني وسيعي دارد که نه تنها همه انسانها ، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتيان را نيز در برمي گيرد.

3- سلامٌ علي اِبراهيم . ( صافات/109)

" درود بر ابراهيم."

در آيات پيش از اين آيه ، به چگونگي بشارت دادن فرزندي بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهيم ، و جريان دستور ذبح اسماعيل -  فرزند ايشان - و تسليم بودن هر دوي آنها بر اين امر به ميان آمده است ک پس از ياد آوري اين قضايا ، خداوند مي فرمايد: سلام بر ابراهيم [ آن بنده مخلص و پاک باد.]

4- سلامُ عـَلي موُسي و هارون . (صافات/120)

" درود بر موسي و هارون."

درآيات پيش از اين آيه ، خداوند ضمن آياتي ، جريانات حضرت موسي و هارون را نقل مي فرمايد:

- ما اين دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهايي بخشيديم . ( صافات/115)

- ما آنها را ياري کرديم تا آنها بر دشمنان نيرومند خود پيروز شدند . ( صافات/116)

- ما به آن دو ، کتاب آشکار داديم . ( صافات/117)

- ما آن دو را به راه راست هدايت نموديم . ( صافات/118)

- ما ذکر و ياد خير آنها را در اقوام بعد باقي وبرقرار ساختيم . ( صافات /119)

و بعد از يادآوري موارد فوق خداوند برآن دو سلام مي رساند.

سلامي از ناحيه پرودگار بزرگ و مهربان.

سلامي که رمز سلامت در دين و ايمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.

سلامي که بيانگر نجات و امنيت از مجازات و عذاب اين جهان و آن جهان است.

5- سلامُ علي آلِ ياسين . ( صافات/130)

" درود بر پيروان الياس"

خداوند مي فرمايد: ما نام نيک الياس را در ميان امتهاي بعد جاودان کرديم.( صافات /129)

امتهاي ديگر ، زحمات اين انبياء بزرگ ( الياس وسلاله ي او ) را که در پاسداري خط توحيد، و آبياري بذر ايمان منتهاي تلاش و کوشش را به عمل آوردند ، هرگز فراموش نخواهند کرد ، و تا دنيا برقرار است ياد و مکتب اين بزرگ مردان فداکار زنده و جاويدان است.

تعبير به " ال ياسين" به حاي" الياس" يا به خاطر اين است که ال ياسين لغتي در واژه " الياس" بوده و هر دو به يک معني است ، و يا اشاره به الياس و پيروان او است که به صورت جمعي آمده است.

6- سلامٌ عـَليکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدين . ( زمر/73)

" ... سلام برشما ، خوش آمديد ، در آن درآييد [ و] جاودانه [ بمانيد]

در اين آيه ، خداوند مي فرمايد که بهشتيان وقتي به بهشت مي رسند ، در حالي که درهاي آن گشوده شده است ، در اين هنگام نگهبانان بهشت ، آن ملائک رحمت به آنها مي گويند : سلام بر شما ، گوارا باد اين نعمتها بر شما ، داخل بهشت شويد و جاودانه بمانيد.

7- سلامُ هيَ حتّي مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5)

" [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . "

اين آيه ، در توصيف شب قدر است . آن شبي است که قرآن درآن نازل شده و عبادت و احياء آن معادل هزار ماه است ، خيرات و برکات الهي در آن شب نازل مي شود و رحمت خاص الهي شامل بندگان مي گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل مي گردند.

------------------------------------------------------------------------

اسمم رو که میدونین:مهدی.تاریخ تولدم هم 18 شهریور 67 است.قدم خیلی بلنده حدود 197 سانتی متر.هیکلم هم درشته.

یه خرده مذهبیم یعنی نماز می خونم و روزه می گیرم. و به نامحرم نگاه نمی کنم.خدا رو هزار مرتبه شکر که تا حالا دوست دختر نداشتم و نمی خوام هم که داشته باشم.کلا بچه مثبتم.

آهنگ زیاد گوش می کنم.خیلی دوست دارم یه جا بنشینم و چند ساعت آهنگ گوش کنم.از بین خواننده های داخلی با عصار و امیر تاجیک حال می کنم.از خواننده های لس آنجلسی هم از کامران و هومن و منصور خوشم میاد.بهترین آهنگی که گوش دادم (( یه نیمکت تنها)) بود.

کتاب زیاد می خونم.عاشق کتابای هری پاترم.تا حالا هر کدومشون رو حداقل 60 بار خوندم.از کتابای تاریخی هم ((خداوند الموت)) رو خیلی دوست دارم.قلعه حیوانات هم بد نیست.

اصلا به وضع ظاهرم اهمیت نمیدم.معمولا شلوار پارچه ای گشاد می پوشم و پیرهن مردونه گه میذلرم روی شلوار.وضع موهم اصلا برام مهم نیست.همیشه ساده شونه می کنم و اصلا ژل و کتیرا و از این اراجیف به موهام نمی زنم.عطر هم Cool water  میزنم.کفش هم مردونه و ساده می پوشم.یه کمربند هم دارم که روش نوشته CK .

از بین تیمهای فوتبال ایرانی طرفدار پرسپولیس و صبا باتری (چون سلطان علی دایی توش بازی می کنه) هستم.از تیمهای خارجی هم با منچستر و یوونتوس و بارسلونال حال می کنم.از رئال خیلی بدم میاد.از تیمهای ملی هم با برزیل و انگلیس حال می کنم و از ایتالیا متنفرم.

یه خرده هم درباره خانوادم بگم.یه خواهر کوچکتر و یه برادر بزرگتر دارم.ببام هم مهندس وزارت راه و ترابری است.مادرم هم معلمه.

سرگرمی من فقط کتاب خوندن و اینترنت رفتنه.

همین....فکر نمی کنم چیزی باقی مونده باشه.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

-

همین طور که داشتم می رفتم احساس کردم کسی از پشت صدام می کنه.برگشتم و مردی رو دیدم که با انگشت به صندوقی اشاره می کنه.روی صندوق نوشته بود:

-

                                         بیاید شادی هایمان را تقسیم کنیم.

-

پوز خندی زدم...سری تکان دادم و به راهم ادامه دادم.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

۳ تا عکس فوق العاده از رولینگ و همسرش که دوست و برادر گرامی آقا امید زحمتشو کشیده:

-

عکس اول

-

عکس دوم

-

عکس سوم

-

دوست دارید در اتاق هاگرید قدم بزنید و یا با دامبلدور حرف بزنید؟ پس اینجا رو کلیک کنید.

-

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

براتون یه سورپریز فوق العاده دارم:

-

آلبوم کامل بنیامین ۸۵

-

-

لکنت

-

عاشق شدم

-

خاطره ها

-

اینم بهونه

-

یادم میاد

-

بی اعتنا

-

من امشب می میرم

-

واژه ترانه

-

آدم آهنی

-

اگر نتونستین از بالا بگیرین از اینجا دانلود کنید.

-

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اگر دبير فيزيک بودم بهت ثابت مي کردم سوي نگاهت از مرکز قلبم ميگذره
اگردبيرشيمي بودم نام تو روتوي قلبم پخش مي کردم تامحلولي از محبت شود
اگــر دبـيــر دينــي بــودم مي دونستــم کـــه بعـد از خــدا تــو رو ميپرستم
اگر دبير جغرافيا بودم ميدونستم خوش آب و هواترين منطقه آغوش توست
و اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني مي گفتم I LOVE YOU

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

-

من انديشيدم وقتی فردا آمد من سبز خواهم شد، گلها و درختان شکوفه خواهند زد ودر ياها آرام .

يادت هست چند بار گفتی «فردا خواهم آمد » ومن انديشيدم وقتی فردا آمد گلهای قاليمان از جاده های قلبمان گذر خواهند کرد .

يادت هست چند بار گفتی «فردا خواهم آمد » ومن چند بار اشکهايم را به درياها پيوند دادم .
يادت هست چند بار گفتی «فردا خواهم آمد » ومن چند بار چشمهايم را به درخشيدن وادار کردم .

يادت هست چند بار گفتی «فردا خواهم آمد » ومن چند بار بردار شدم و باز گفتی «فردا خواهم آمد » ومن شنيدم که می خندند ومرا به آتش می کشند و می گويند اگر فردا آمد پيوندت خواهد داد .

يادت هست چند بار گفتی «فردا خواهم آمد » وآنها چند بار وجودم را خاکستر کردند و به بادها سپردند تا با پروازش به پرواز درآيم و من دوباره من شوم .

يادت هست چند بار گفتی «فردا خواهم آمد » ومن چند بار شنيدم که « فردا کسی نخواهد آمد » و آنکه می آيد فرداست ومن بايد همچنان با خاکسترها پرواز کنم .

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

-

اینچنین پنجه برصورت خویش می کشی

-  تا زشت باشی  -

وبهایی برای خطای ناخواسته ات بپردازی

اینگونه به درگاه او التماتس می کنی

-  تا بخشیده شوی  -

وبهانه ای برای گریز ناگزیرت بیاوری

روی برگردان ودر من نگاه کن چگونه

ازخراش ناخنها برگونه ات

بر صورتم خون می رود

وازعمق چشمه چشم هایت

بر دیده ام اشک جاریست

به همه پاکان و قدیسان قسم

- عفاف -  را باید

در روح زخم خورده و پیکرتب گرفته تو جستجو کرد

که جسم خسته ات را به نامردان کوچه تسلیم کردی

ونان خود را با خواهران کوچک گرسنه ات تقسیم نمودی

-

با تشکر از مست مستور

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

-

چند هفته پیش مراسم اسکار برگزار شد و به بازیگران و فیلم های برتر جوایزی داده شد.راستشو بخواین من خودم زیاد با این مراسم حال نمی کنم اما گفتم شاید شما خوشتون بیاد.برای همین عکسهای این مراسم رو براتون میذارم.برای دیدن عکسها اینجا رو کلیک کنید.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

در سال گذشته اتفاقات زیادی افتاد که یکی از مهمترین آنها این بود که شعار ملت عوض شد.قبلا (( مرگ بر آمریکا)) شعار رسمی ایرانیان بود اما امسال فقط یه جمله بود که مردم رو راضی می کرد:

                                                    انرژی هسته ای حق مسلم ماست

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

یه سری عکس با حال:

-

 

 

 

 

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در پنج شنبه بیست و پنجم اسفند ماه 1384
آن روز را انتظار می کشم

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

 و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت . . .

روزی که کمترین سرود

                             بوسه است

 و هر انسان برای هر انسان برادری است . . .

 روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند ...

 قفل

         افسانه ایست

  

 و قلب

         برای زندگی بس است . . .

 

 روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است ...

  

                                                            تا تو به خاطر آخرین

حرف دنبال سخن نگردی . . .

 روزی که آهنگ هر حرف ، زندگیست ...

                                      

    تا من به خاطر آخرین شعر ، رنج جست و جوی قافیه نبرم . . .

 روزی که هر لب ترانه ایست ...

                                            

   تا کمترین سرود ، بوسه باشد . . .

 

 روزی که تو بیایی ، برای همیشه بیایی

  

                                               و مهربانی با زیبایی یکسان شود . . .

 روزی که دوباره ما برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .

 

 و من آن روز را انتظار می کشم 

                                                 حتی روزی

                                          که دیگر

                                           نباشم ...

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در دوشنبه بیست و دوم اسفند ماه 1384
طوفان قلب من خاموش است

صداي رعد و برق ،
سکوت اتاق را بر هم مي زند

دخترک ،
گوشه ي اتاق روي زمين نشسته است
سرش را روي زانوهايش  گذاشته
و سيگاري آرام آرام در ميان انگشتانش مي سوزد و خاکستر مي شود ...

بار ديگر سکوت اتاق را فرا مي گيرد
درست مثل آرامش پيش از طوفان ...

اما اين بار ،
با صداي در هم شکستن هق هق دخترک شکسته مي شود
خسته و درمانده از جا بر مي خيزم
طبق معمول ،
بدون خداحافظي بيرون مي روم
در نبود من ،
راحت تر خواهد گريست ...

او از من خوش بخت تر است
چرا که مي گريد ،
چرا که مي تواند بگريد .........

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در چهارشنبه هفدهم اسفند ماه 1384
ماجرای يک دلقک

مرد روی نیمکت نشسته بود و رفته بود تو فکر.به تمام مشکلاتی که داشت.تمام بن بست هایی که رفته بود و به تهش رسیده بود.تو فکر این بود که چه جوری برای خانوادش یه لقمه نون حلال دربیاره.از اینکه دخترش دم بخت بود ولی اون پولی نداشت که براش جهیزیه بخره شرمنده بود.از اینکه قریب 5 سال بود که زنش با یه چادر پاره سر می کرد و صداش هم در نمی اومد شرمنده بود.

از اینکه از روی نداری مجبور شده بود بچه اش رو از مدرسه بگیره و بفرسته سر کار شرمنده بود.حالا هم یه غم دیگه به غم هاش اضافه شده بود.مادرش کسی که برای او همه چیز بود کسی که پشتوانه اش بود و مشکلاتش رو حل می کرد تن در نقاب خاک کشیده بود.

حالا با این همه مشکل باید رو پای خودش می ایستاد و می رفت سر صحنه سیرک و مردم رو می خندوند.

                                             عجب دنیای نامردیه!!

صدای صاحب کار بلند شد که فلانی پاشو.ملت منتظرن.

مرد با پاهایی که انگار هزاران کیلو غم روش بود پا شد .با هزار زحمت پاهاشو صاف کرد و گفت:خدایا! پس کجایی؟چرا کمکم نمی کنی؟

اشک هاشو پاک کرد و رفت روی صحنه.با همون دماغ عجیب و خنده همیشگی!!

مردم براش دست زدن ولی هیچ کدوم نمی دونستن که اون چه غمی داره!!

مرد راه می رفت و حرکات مسخره در می آورد و مردم می خندیدن.مرد خودش رو بر زمین زد و مردم خندیدند ولی مرد برای تسکین خودش افتاد زمین نه برای خنده مردم.تا اینکه یه بار خورد زمین و دیگه پا نشد.سالن غرق خنده بود ولی مرد داشت همه رو از بالا نگاه می کرد.چون دیگه روحش تو بدنش نبود.مرد مرده بود و مردم بهش می خندیدن!!

                                           عجب دنیای نامردیه!!

--------------------------------------------------------------

با تشکر از دوست عزیزم سید محمد یاسر موسوی

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در جمعه دوازدهم اسفند ماه 1384
آخرين ارسال ها

کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .

All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.com
This Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com

. اين سایت توسط مهدی خانعلی زاده طراحي و كدنويسي شده است و هرگونه كپي برداري از آن منوط به كسب اجازه مي باشد