»


منوی کاربری
Make Your HomePage Email To Admin Add to Favorites



شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.

متشكرم

صفحات وبلاگ
نظرسنجي
مقالات برتر
خواندنی ها
پيوند هاي روزانه
عکس نوشت
عيد غدير خم بر تمامی عاشقان ولايت مبارک باد

سطحى‏نگرى و كوچك ‏انديشى است، اگر «غدير» و «ولايت‏» را، نزاعى در ميان دو گروه در گذشته بدانيم.

و دور از «متن مكتب‏» است، اگر ايستادن بر كرانه جوشان «غدير» را تنها حساسيتى فرقه‏اى و جدالى مذهبى به شمار آوريم.

«غدير»، همواره برپاست.

صحنه تعيين «مولى‏»، و آن بيعت‌ها و استشهادها و اعتراف‌ها، هنوز هم محو نشده ‏است. بيعت‌گران نيز، صحنه را ترك نكرده‏اند. على‏رغم آنان كه سعى كرده‏اند غبارى از«نسيان‏» و پرده‏اى از «كتمان‏» بر سيماى غدير بنشانند و بيفكنند، دل‌ها و جان‌هاى بي‌شمارى هنوز هم توجه به آن دست‌هاى بلندى دارد كه دست «على‏» را گرفت و فراز آورد، تا آن خورشيد را، همه ببينند، همه بشناسند، به يكديگر و به غايبان‌ ‏از صحنه و به خبرگيران از واقعه و به جويندگان چراغ، معرفى كنند.

صحنه‏غدير، پايان نيافته است.

هنوز هم ديدگان تاريخ، در عصر حاضر، در قاره‏هاى دور دست، در جنوبى‏ترين كشورآفريقا، در شرقى‏ترين منطقه خاور دور، در مركزى‏ترين بخش اروپا و آمريكا، در پى ‏آشنايى با «خورشيد»ى هستند كه اگر بتابد، خانه‏ها را، دل‌ها را، شهرها را، انديشه‏ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبيات و هنر را، گستره عقيده‏ها و باورها را «روشن‏» مى‏سازد. و از «نور»، چه انتظارى است، جز درخشيدن و فروغ‏ گستردن و گرما بخشيدن؟! در غدير، دستى كه فرا رفت، دست‏ خدا بود، زبانى كه «على‏ مولاه‏» را سرود، زبان خدا بود، دستى هم كه به عنوان «مولى‏» بالا رفت و همگان ‏ديدند، دست ‏خدا بود، «على‏»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سير و مسير بود، «غدير»، راهى بود كه روندگان را به «على‏» مى‏رساند.

و ... «على‏» هم، صراطى بود كه ره‌پويان را به «خدا» مى‏رساند.

«غدير»، چشمه‏اى زلال بود كه در طول چهارده قرن، هزاران هزار كام تشنه را از كوثر معارف ناب، سيراب ساخت. و اين چشمه، هنوز هم سارى و جارى است.

«غدير»، چراغى بر اوج بود، كه در قرن‌هاى متمادى تاريخ بشرى، گم‌گشتگان‏ بسيارى را از وادي‌هاى خوف و خطر و بيراهه‏هاى تاريكى و ضلالت، به «مقصد» راهنمايى كرد. و اين چراغ، همچنان فروزان و نورافشان و راهنماست.

«غدير»، تكيه‏گاهى بود كه شيعه را در عصر محكوميت و مظلوميت ديرپاى خويش، پناه بود و حجت و برهان. و اين تكيه‏گاه، هنوز هم به استوارى گذشته، پا برجاست و محكمترين حجت‏ها را دارد.

«غدير»، متنى بود، روشن و بى‏ابهام، گويا و صريح، كه خيلى‏ها كوشيدند حواشى ‏تاويل و تفسيرهاى دور از واقعيت‏ براى آن ترسيم كنند. و اين متن، هنوز هم براى ‏آنان كه بى‏حواشى به آن بنگرند، صريح و گوياست. «غدير»، ميوه‏اى شيرين در بوستان رسالت‏ بود، كه تداوم «خط نبوت‏» را در شكل ‏«امامت‏»، به شيرين‏ترين صورت ترسيم مى‏كرد. و هنوز هم اين ميوه شيرين، زينت‏بخش ‏بوستان محمدى است و بدون آن، «باغ رسالت‏» بى‏ثمر است « و ان لم تفعل فما بلغت ‏رسالته ...».

«غدير»، ميثاقى بود ميان صاحبان باور و عقيده به خدا و رسول، كه وفادارى به ‏آن، شاهد صدق ايمان بوده است. و اين عهد و پيمان، هنوز هم «وفا» مى‏طلبد و دستان بيعت‌گر را به «صدق‏» فرا مى‏خواند، و همه ساله، اين عيد فرخنده موعدى‏ براى تجديد آن عهد و تحكيم آن ميثاق با خدا و رسول است.

«غدير»، اگر چه بركه‏اى در بيابان بود، ولى هفت دريا به وسعت تاريخ و زمان‏ بود كه موجش «ازل‏» تا «ابد» را فرا گرفت و اگر خاكيان، برخى چشم ديدن آن ‏موج ابدى را نداشتند، افلاكيان به تكريم آن به يكديگر تهنيت مى‏گفتند.

«غدير»، سفينه نجاتى بود كه گرفتاران موج جهالت و حيرت ضلالت را به ساحل امن‏ ايمان مى‏رساند. اين سفينه، هنوز هم سرنشين مى‏طلبد و امواج فتنه و فريب، هنوز هم ‏در پى دور ساختن انديشه‏ها از اين ساحل‏اند.

«غدير»، روشن‏ترين چراغ بود، بر بالاترين بام خانه‏هاى تاريخ، تا... مردم‏ «اهل بيت‏» را بشناسند و به «خانه‏»اى رهنمون شوند كه افراد آن در دامان ‏«وحى‏» بزرگ شدند و «آيات خدا» در آن خانه فرود آمد و جبرئيل امين، مانوس‏ آن بيت و اهل بيت ‏بود.

اگر انسانيت امروز، مى‏خواهد به آن «خانه‏» راه يابد، خانه‏اى كه همه چيز در آنجاست، و همه كليدهاى گشاينده همه قفل‌ها و درهاى بسته در دست صاحبان و ساكنان ‏آن خانه است.

بايد به اين چراغ نگاه كند، تا راه را بشناسد.

آرى ... «چراغ غدير، بر بام بلند تاريخ‏».

----------------------------------------------------------------------------------------

ستاره سحر از صبح انتظار دميد

غدير از نفس رحمت بهار چكيد

 

گرفت دست قدر، رايت شفق بر دوش

زمين به حكم قضا آب زندگى نوشيد

 

بر آسمان سعادت ز مشرق هستى

سپيده داد نويد تولد خورشيد

 

به باغ، بلبل شوريده رفت بر منبر

چو از نسيم صبا بوى عشق يار شنيد

 

ز خويش رفته، نواخوان عشق بود و سرود

به بانك زير و بم، اسرار خطبه توحيد

 

فتاد غلغله در باغ و شورشى انگيخت

كه خيل غنچه شكفت و به روى او خنديد

 

هوا ز عطر گلاب محمدى مشحون

زمين به عترت و آل رسول بست اميد

 

رسول، سدره‏نشين شد،على به صدر نشست

پى تكامل دينش خداى كعبه گزيد

 

گرفت پرچم اسلام را على در دست

از اين گزيده زمين و زمان به خود باليد

 

به يمن فيض ولايت شراب خم الست

به عشق آل على از غدير خم جوشيد

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

غدير عيد همه عمر با على بودن

غدير آينه‏دار على ولى الله ست

 

غدير حاصل تبليغ انبيا همه عمر

غدير نقش ولاى على به سينه ماست

 

غدير يك سند زنده، يك حقيقت محض

غدير از دل تنگ رسول عقده گشاست

 

غدير صفحه تاريخ وال من والاه

غدير آيه توبيخ عاد من عاد است

 

هنوز لاله «اكملت دينكم» رويد

هنوز طوطى «اتممت نعمتى» گوياست

 

هنوز خواجه لولاك را نداست بلند

كه هر كه را كه پيمبر منم، على مولاست

 

بگو كه خصم شود منكر غدير، چه باك

كه آفتاب، به هر سو نظر كنى پيداست

 

چو عمر صاعقه كوتاه باد دورانش

خلافتى كه دوامش به كشتن زهراست

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مهم:

سايت CNN در اقدامي کاملا جهت دار اقدام به نظر سنجي در مورد لغو حضور تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني 2006 آلمان به علت فعاليتهاي هسته اي نموده است . از کليه کاربران این وبلاگ دعوت مي شود با شرکت در اين نظرسنجي و انتخاب گزينه No عشق خود را به وطن بیان کنند.برای شرکت در نظر سنجی اینجا را کلیک کنید.

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در چهارشنبه بیست و هشتم دي ماه 1384
عکسهايی از مراسم عروسی کاکا مهاجم برزيلی تيم ميلان

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در سه شنبه بیستم دي ماه 1384
عيد قربان بر همه مسلمانان مبارک باد

عيد قربان، عيد پيروزي وظيفه بر غريزه است. مخلوقات خداوند سه دسته هستند:

1- گروهي كه فقط پيرو غريزه هستند، مانند: حيوانات .

2- گروهي كه فقط پيرو وظيفه هستند، مثل: ملائكه.

3- گروهي كه گاهي دنبال غريزه رفته و گاهي دنبال وظيفه مي روند، مانند: انسان.

هرگاه انسان بر سر دو راهي غريزه و وظيفه قرار گرفت و غريزه را انتخاب كرد، به سوي حيوانات گرويده بلكه از حيوانات هم پست تر شده است، چون از عقل و فكر و رهنمودهاي انبيا استفاده ننموده است (اولئك كالانعام بل هم اضل)(1) آنان، همچون چهارپايان بلكه گمراه ترند. همانا بدترين جنبنده ها نزد خداوند، انسان‌هايي هستند كه گويا كر و گنگ اند و حاضر به تعقل هم نيستند.(2) اما همين كه انسان در اين دو راهي خطرناك وظيفه را انتخاب نمود و در خط ملائكه و پاكان قرار گرفت آن را عيد مي گيرد، مثلاً غريزه گرسنگي و تشنگي و شهوت انسان را به استفاده از آب و نان و به سوي همسر مي كشاند، ولي وظيفه دستور مي دهد كه در ماه رمضان خودداري كن، كساني كه سي روز وظيفه را انتخاب كرده اند، روز عيد فطر را بايد عيد بگيرند، زيرا وظيفه را بر غريزه ترجيح داده اند.

غريزه فرزند دوستي به ابراهيم(ع) مي گويد: اسماعيل(ع) را ذبح نكن، اما وظيفه مي گويد: او را ذبح نما. حضرت ابراهيم(ع) در اين دو راهي، رضاي خداوند و وظيفه را بر تمايلات شخصي خود و غريزه پيروز كرد، لذا بايد آن را عيد بگيرد، اگر در حديث مي خوانيم: هر روز كه در آن معصيت خدا نشود، عيد است(3)، به همين معنا است كه در برابر جاذبه هاي هواي نفس خط خدا قرار گرفته، هر گاه انسان بر سر خواسته همه شيطان هاي دروني و بيروني پا مي نهد آن روز را بايد عيد بگيرد.

آري، عيد قربان، روز پيروزي عقل و وحي بر هوي و هوس است.

غريزه فرزند دوستي به ابراهيم(ع) مي گويد: اسماعيل(ع) را ذبح نكن، اما وظيفه مي گويد: او را ذبح نما. حضرت ابراهيم(ع) در اين دو راهي، رضاي خداوند و وظيفه بر تمايلات شخصي خود و غريزه پيروز كرد، لذا بايد آن را عيد بگيرد، اگر در حديث مي خوانيم! هر روز كه در آن معصيت خدا نشود، عيد است، به همين معنا است كه در برابر جاذبه هاي هواي نفس خط خدا قرار گرفته، بر سر خواسته همه شيطان هاي دروني و بيروني پا مي نهد، آن روز را بايد عيد بگيرد.

قربان چيست؟

(قربان عبارت از كارهاي نيكي است كه انسان بوسيله آن بخواهد خود را به رحمت خداوند نزديك كند) بنابراين عمل نيكي كه انسان انجام دهد تا بدان وسيله خويشتن را به رحمت حق تعالي نزديك سازد آن كار را قربان گويند؛ مانند فرمايش رسول اكرم(ص) كه فرمود: نماز موجب تقرب و نزديكي هر پرهيزكار به رحمت پروردگار است.

بديهي است كه مراد از تقرب به خداي تعالي، قرابت زماني و مكاني نيست چه بين خالق و مخلوق هيچگونه خويشاوندي وجود ندارد بلكه منظور آن است كه از راه طاعت و انجام كارهاي شايسته مي توان مشمول الطاف الهي قرار گرفت و به رحمت او نزديك گرديد. از جمله اعمالي كه حجاج در روز دهم ذي الحجه در سرزمين منا بعد از رمي جمره عقبه انجام مي دهند كشتن شتر يا گاو و يا گوسفند و انفاق آن به مستحقين است تا به وسيله اين عمل نيك به رحمت پروردگار نزديك شوند كه آن را قربان گويند و در زبان فارسي (ياء نسبت) به آن ملحق شده و نامش را قرباني گذارده اند، بنابراين قرباني براي امتثال امر خداوند متعال و تقرب به سوي اوست.

در زبان فارسي هم كلمه قربان به معني فدا شده و كشته شده در راه دوست استعمال مي شود چنانکه به يكديگر مي‌گويند فدايت شوم و قربانت گردم.

عيد قربان را عيد اضحي نيز مي گويند و وجه تسميه آن چنين است: اضحي جمع است از ماده (ضحي) كه به معناي ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب مي باشد و هنگامي كه خورشيد بالا مي آيد (قبل از ظهر) و آن موقع را ضحي گويند، چنانچه در قرآن كريم آمده است: والشمس و ضحيها (قسم به خورشيد و چاشتگاه آن). و چون حجاج موقع بالا آمدن آفتاب قرباني مي كنند و قرباني را اضحيه يا ضحيه گويند بدين سبب روز دهم ذي الحجه را كه قبل از ظهر آن، عمل قرباني انجام مي شود عيد اضحي نيز گفته اند.

قرباني از چه زماني معمول شده است

تاريخ قرباني بسيار قديم است و از زمان حضرت آدم ابوالبشر(ع) معمول بوده و در اديان گذشته نيز جزو مقررات ديني به شمار مي آمده كه شمه اي از آن به اختصار بيان مي شود:

1- قرباني فرزندان حضرت آدم(ع) كه نخستين قرباني در عالم بشمار مي رود و در آيات30- 27 سوره مائده تصريح شده كه خلاصه شرح آن چنين است: دو پسر حضرت آدم به نام هابيل و قابيل به ترتيب شباني (چوپاني) و كشاورزي مي كردند و صاحب گوسفندان و آب و خاك فراوان بودند، حضرت آدم(ع) آنان را امر به قرباني در راه خدا كرد. هابيل يكي از بهترين شتران يا گوسفندان را براي قرباني در راه خدا اختصاص داد و قابيل دسته اي از گندم هاي پست و نامرغوب را جهت قرباني انتخاب كرد كه قرباني هابيل مقبول درگاه پروردگار گرديد و قرباني قابيل به علت عدم اخلاص مردود گشت. قابيل به سبب قبول نشدن قرباني حسادت ورزيد و آتش خشم و كينه اش زبانه كشيد، نفس اهريمني و شيطاني قابيل او را به كشتن برادر وادار كرد و هابيل را كشت و در دنيا و آخرت زيانكار گرديد.

2- حضرت نوح پيغمبر پس از طوفان، مذبحي ترتيب داد و حيوانات بسياري در آنجا براي خدا قرباني كرد.

3- قرباني حضرت ابراهيم خليل(ع) يگانه فرزندش اسماعيل(ع) كه در آيات 102 تا 107 سوره صافات بيان گرديده است "فلما بلغ معه السعي الي و فديناه بذبح عظيم".

4- در زمان حضرت موسي(ع) به عقيده يهوديان دو نوع قرباني معمول بوده است:

الف- قرباني دموي

ب- قرباني غير دموي

در زبان فارسي هم كلمه قربان به معني فدا شده و كشته شده در راه دوست استعمال مي شود چنانچه به يكديگر مي‌گويند فدايت شوم و قربانت گردم.

قرباني دموي بر 3 قسم به شرح زير بوده:

- قرباني كه آن را به آتش مي سوزاندند و جز پوست آن چيزي باقي نمي گذاردند.

- قرباني كه براي جبران گناه تقديم مي كردند و قسمتي از آن را مي سوزاندند و قسمت ديگر را براي كاهنان باقي مي گذاشتند.

- قرباني كه براي تندرستي انجام مي دادند و در خوردن گوشت آن مختار بودند.

قرباني غير دموي: عبارت از رها كردن حيوان در بيابان‌ها بود و اعراب نيز از بني اسرائيل تقليد كردند و به عنوان تقرب به بتان خود، حيوانات را در بيابان رها مي كردند و اسلام اين عادات نكوهيده را تحريم كرد و اين همان قرباني است كه در آيه 103 سوره مائده به نام بحيره و سائبه ناميده شده است.

5- در آئين مسيحيت نيز به عقيده عيسويان، قرباني منحصر به شخص مسيح بوده و گويند حضرت عيسي(ع) خون و گوشت خود را فداي مردم جهان ساخت و به همين مناسبت يكي از فروع دين نصاري آن است كه بايد ماهي يك مرتبه و يا حداقل سالي يك بار نزد كشيش بروند و به قدر تمكن، وجهي به وي تقديم دارند و به تمام گناهاني كه در مدت مزبور مرتكب شده اند اقرار كنند تا كشيش كه به عقيده آنان جنبه غفاريت دارد آن گناهان را بيامرزد.

6- در اعراب زمان جاهليت كه سران قبائل به مكه مي آمدند، ساكنان مكه مهماندار و ميزبان آنان بودند و هر دو دسته خود را به كشتن شتر و گاو و گوسفندان براي بتان خويش و اطعام به فقرا و گرسنگان موظف مي دانستند.

اسرار و حكمت قرباني

1- فدا كردن مال و انفاق آن در راه خدا است.

2- كشتن حيوان اشاره به كشتن نفس اماره است و مرد خداشناس با شمشير برنده عقل و ايمان، حيوان نفس را كه دائماً وي را به كارهاي زشت وا مي دارد مقتول سازد و خانه دل را از لوث نفس لئيم پاك گرداند و آن را در راه حق و پيشگاه محبوب قرباني كند و حج اكبر نمايد كه اگر نفس اماره و خواهش هاي او كشته نشود و آرام نگيرد هرگاه تمام نعمت ها و ثروت‌هاي دنيوي در اختيارش باشد و زمين و آسمان را ببلعد باز هم سير نمي شود و نداي هل من مزيد دارد.

«مسئله قرباني در مكه را از چند نظر بايد بررسي نمود:»

- كمك رساني به اهل حجاز يك اصل است. اگر از اين سال ها كه حجاز كشوري وابسته و بازارش نمايشگاه اجناس شرق و غرب شده بگذريم، و به چند سال قبل برگرديم مي بينيم كه مردم حجاز چندان راه درآمدي نداشته‌اند مكه شهر صنعتي و كشاورزي نيست، زماني كه آيه منع ورود مشركان نازل شد(4) عوام مكه ناراحت شدند كه نصف زائران، مشركان هستند و با منع ورود آنان، وضع اقتصادي ما به هم مي خورد، لكن آيه نازل شد كه اگر از فقر مي ترسيد ما در آينده شما را بي نياز مي كنيم(5) اين وعده خداوند بايد محقق شود. يكي از راه‌هاي تحقق آن مسأله خريد قرباني است، صدها هزار زائر خانه، هر كدام كه يك گوسفند مي خرند، گروه هائي به زندگي و نوا مي‌رسند. در روايات ما مسأله كمك رساني به مردم حجاز از طريق وسائل حمل و نقل و كرايه منازل و خريد هدايا و قرباني و داد و ستدهاي زيادي كه در موسم حج مي شود، يك اصل معرفي شده و روي آن سفارش شده است.(6) گرچه امروز به دليل وابستگي سران اين كشور، مسأله به نحو ديگري درآمده كه هر چه ما كمتر از بازار آنجا خريد نمائيم، روح رسول خدا(ص) از ما راضي تر مي شود، ولي بايد در فكر استقلال اقتصادي باشيم، تا تمام كشورهاي اسلامي، توليدات خود را در آنجا به نمايش بگذارند و زائران خانه خدا هم، آنها را خريداري نمايند تا بازار آنجا رونق بگيرد.

و مردم حجاز از آمد و رفت حجاج خشنود شوند.

وقتي كه نبي مكرم اسلام(ص) با جمعي از مسلمانان به مدينه هجرت نمودند، اقتصاد مدينه در دست يهود بود. حضرت فوراً (در كنار تأسيس مسجد) به تأسيس بازاري كه مركز خريد و فروش مسلمانان باشد، اقدام فرمود و دستور داد كه مسلمانان اجناس را مستقيماً به اين بازار وارد كرده، از اين بازار صادر نمايند. به علاوه كالاهاي مورد نياز را حتي الامكان خودشان توليد كنند و در اين بازار به معرض فروش درآورند(7) آري مسئله كمك رساني به مردم حجاز يك اصل است.

- همانگونه كه صفا و مروه از شعائر الهي است، مسأله قرباني هم از شعائر است (والبدن جعلناها لكم من شعائرالله) شترهاي چاق و فربه را براي شما از شعائر الهي قرار داديم.

وجود قربانگاه و مسلخ و حركت دادن شترهاي پرگوشت و نحر كردن و تقسيم گوشت آنها هم، يك جلوه و شكوهي دارد.

در روايات مي خوانيم اولين قطره خون قرباني كه ريخت، خداوند گناهان صاحبش را مي بخشد(8) اوقاتي كه به خاطر تولد نوزاد يا ورود مسافر يا دفع بلا، در منزل، گوسفند ذبح مي شود (با اين كه گوسفند كوچك و در خانه ساده ايست) در روح و روان و حركت اهل خانه شور و نشاطي پديد مي آيد.

به هرحال، ذبح صدها هزار گوسفند و نحر هزاران شتر، يك نوع جلوه و زيبايي بوده، مظهر روحيه ايثار دسته جمعي است كه خود از شعائر الهي است.

3- سير كردن گرسنه ها- يكي از اسرار قرباني سير كردن گرسنه ها است (بگذريم كه در اين سال ها در حجاز گوسفند كم است، ولي نبايد نظر قانون به يك زمان و يك مكان و يا شرايط خاص باشد). قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «فكلوا منها واطعمواالقانع والمعتر»(9) از گوشت‌هايي كه قرباني مي كنيد هم خودتان ميل نمائيد، هم به قانع و معتر بدهيد. قانع، فقيري است كه به آنچه مي گيرد، قانع است. معتر، فقيري است كه علاوه بر تقاضاي كمك اعتراض هم مي كند. چه زيباست كه هم استفاده خود حجاج و هم اطعام ديگران را كنار هم مطرح كرده است و اطعام شوندگان را با يك چشم (خواه افراد قانعي كه به هنگام اطعام دعا مي كنند و شاد مي شوند و خواه كساني كه زخم زبان زده و اعتراض مي نمايند) و اين نشان دهنده بينش وسيع اسلام است كه سفارش به خود را فراموش كنيد نه ديگران را و در تقسيم گوشت و اطعام، پاي بند تملق يا دعا و تواضع فقير نباشيد؛ او را سير كنيد، گرچه با شنيدن زخم زبان باشد.

تقوا

هدف اصلي در مسأله قرباني، رسيدن به مقام عالي تقوا است. قرآن در اين زمينه مي فرمايد: اين قربانيان كه زائران خانه خدا به هنگام توقف در منا ذبح مي كنند، گوشت يا خون آنها به خدا نمي رسد، بلكه هدف از قرباني، شكوفا شدن روح ايثار و نشان دادن مقدار عشق و قرب به خدا و تقوا است.

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در سه شنبه بیستم دي ماه 1384
شهيد احمدی نژاد!!

نوشته شده توسط مهدی خانعلی زاده در دوشنبه نوزدهم دي ماه 1384
آخرين ارسال ها

کپی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز میباشد .

All Rights Reserved 2005-2008 © by MehdiNews.com
This Site Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.MehdiNews.com

. اين سایت توسط مهدی خانعلی زاده طراحي و كدنويسي شده است و هرگونه كپي برداري از آن منوط به كسب اجازه مي باشد